باسلام
لطفا توضیحی پیرامون حمله اعراب به ایران بدهید
آیا ما آن اعراب را مسلمان می دانیم
به دستور چه کسی وبا چه هدفی بوده
لطفا جواب سریع برای احتجاج با زرتشتیان می خواستم
حمله اعراب به ایران پس از رحلت پيامبر و در زمان خلافت خلیفه دوم عمر صورت گرفت .
دکتر عبدالحسین زرین کوب می گوید:سقوط دولت ساسانی به دست عرب انجام شد ، ولی نه به خاطر قدرت نظامی عرب، بلکه ضعف و فساد بر دولت ساسانی غلبه کرده بود. اصلا مقارن هجوم عرب، ایران از پای درآمده بود. دولت ساسانی در آن روزگار مانند مرده حضرت سلیمان (ع) بود که بر عصایی تکیه داشت. موریانه عصا را خورد و آن پیامبر به زمین افتاد. ضعف و فساد در همه ارکان کشور راه یافته و دولت ساسانی روی به نکبت و ذلت نهاده بود. (1)
می توان انگیزه های اعتقادی، اقتصادی و سیاسی را برای تهاجم عرب ها به خارج جزیرة العرب برشمرد.
الف) اهداف اعتقادی
بی تردید شرکت گروهی از مهاجمان اولیه در فتوحات، بر پایه ایمان و شور مذهبی و با قصد جهاد و نشر اسلام بوده است. حضور تعداد زیادی از اصحاب پیامبر در این جنگ ها با این هدف بوده است. برخی از جنگاوران، به صورت داوطلبانه و با زبان روزه می جنگیدند.(2) آنان کشتن و کشته شدن را یکسان می دانستند. مغیره در ملاقات با رستم، مسئله دعوت به اسلام را مطرح کرد ،نه مسائل اقتصادی.(3)
عرب ها با این فتوحات، و عرضه اسلام به مردم، خدمت بزرگی به سرزمین های فتح شده، کردند.
ب) اهداف اقتصادی
سختی معیشت عرب ها در عربستان می توانست زمینه ساز این حمله ها باشد. برای عده ای کسب غنیمت انگیزه اصلی بود. عمر برای تشویق مسلمانان به پیوستن به جبهه نبرد، هوای غنائم خسروان را در دل های شان افکند.(4) همچنین گفت: حجاز جای ماندن شما نیست. مگر آن که آذوقه جای دیگر بجویید که مردم حجاز جز به این وسیله نیرو نگیرند.(5) برای فراخواندن اعراب مسلمان به جنگ، این شعار تکرار می شد: دست یافتن به یکی از دو نیکی: شهادت و فیض آخرت یا بهره این جهانی.(6)
وعده پیامبر(ص) به امت خویش در جنگ خندق مبنی بر تملک خزائن و گنج های کسری ها و قیصرها(7) در تشویق مسلمانان در این نبردها تأثیرگذار بود.
روح اصلی حاکم بر فتوحات، بیش تر دینی می نمود تا دنیایی.
ج) اهداف سیاسی
دستگاه خلافت علاوه بر بهره برداری های اقتصادی، در فکر بهره برداری های سیاسی نیز بود. وحدت داخلی که پس از رحلت پیامبر(ص) در دو واقعه سقیفه و ارتداد خدشه دار شده بود، با این جنگ ها احیا می شد . از هدر رفتن قوا در جنگ با اهل رده ممانعت می شد . نیز در زمان عثمان که تعداد ناراضیان رو به فزونی گذاشته بود، با ترتیب دادن این جنگ ها اذهان عمومی متوجه مسأله ای خارجی معطوف می گردید؛ خصوصا که اطلاعات واصله، حکایت از ضعف و فساد در ایران و روم داشت.
دکتر حسن ابراهیم حسن می نگارد: «محققاً، اگر توجه عرب ها به جنگ های خارجی معطوف نمی شد، ستیزه جوئی آن ها مایه اختلافات و فتنه های داخلی می شد، و اساس دولت اسلامی را که هنوز کاملاً استقرار نیافته بود، واژگون می کرد.»(8)
زمانیکه اعتراض ها به عثمان به اوج رسید، مشاوران و کارگزاران خود را خواست. برای مقابله با این نارضایتی ها و این خواسته های مردم که میگفتند: باید عثمان عمال خود را عوض کند و افراد بهتری را به جای آنان قرار دهد، با آنان به مشورت پرداخت و نظر آنان را جویا شد. عبدالله بن عامر گفت: به آنان دستور جهاد بده تا بدین طریق مشغول بوده، کاری به کار تو نداشته باشند . آنان را در جنگهای زیاد شرکت بده تا در برابرت رام شوند . همه به خود پرداخته و اندیشهای جز زخم پشت اسب های شان و شپش پوستینهای خود نداشته باشند.
بعد از آن، عثمان بر معترضین سخت گرفت و دستور اعزام آنان به سپاه را داد.(9)
فرماندهی این جنگ ها نیز اکثراً بر عهده کسانی بود که وجودشان در مدینه می توانست باعث ناآرامی شود. عمر فرماندهی سپاه مسلمانان در جنگ با ایران را به امیرالمؤمنین(ع) پیشنهاد می کند، اما حضرت از قبول آن سرباز می زند.»(10)
برای آگاهی بیش تر از علت حمله عرب ها به ایران مطالعه این منابع مناسب است:
ـ تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، حسین مفتخری و حسین زمانی، ص32 ـ 34.
-دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 8، ص 505، مدخل اسلام در ایران.
ـ خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مرتضی مطهری.
پی نوشت ها:
1. تاریخ ایران بعد از اسلام، چاپ دوم، ص 157.انتشارات امیرکبیر.
2. فتوح البلدان ، بلاذری ،،جلد 2،صفحه 464 ، تحقیق : نشر و إلحاق وفهرسة : الدکتور صلاح الدین المنجد ،سال چاپ : 1957 م ، ناشر : مکتبة النهضة مصر- قاهرة.
3. تاریخ الطبری، الطبری ،جلد : 3 ، صفحه 38 ،ناشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت - لبنان.
4. فتوحالبلدان أحمد بن یحیى بلاذرى ، ترجمه محمد توکل ،متن،ص:361 تهران، نشر نقره ، چ اول، 1337ش.
5. تاریخطبری،ترجمه ابو القاسم پاینده ،ج4،ص:1588 ، تهران، اساطیر، چ پنجم، 1375ش. مروجالذهب مسعودی، ابو القاسم پاینده ،ج1،ص:664 ، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ پنجم، 374 .
6.اخبارالطوال ابو حنیفه احمد بن داود دینورى ،ترجمه محمود مهدوى دامغانى ، ص:146، تهران، نشر نى، چ چهارم، 1371ش.
7. المغازى،ترجمه: محمود مهدوى دامغانى ،ص:345 ، ، تهران، مرکز نشر دانشگاهى، چ دوم، 1369ش.
8.تاریخ سیاسی اسلام، حسن ابراهیم حسن، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص242. ناشر :جاویدان، تهران.
9. تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن(ع)، سید جعفر مرتضی عاملی، ترجمه محمد سپهرى ، ص 155 - 166، تهران ، سازمان تبلیغات اسلام، 1369،
10. تاریخ سیاسی اسلام، رسول جعفریان، ج2، ص319. ناشر: دلیل ما ، 1387 .






