برای این که به رضایت خدا برسیم باید چه کاری انجام بدهیم؟
از زبان ایت الله بهجت هم بفرماید ممنون میشم ؟
ایا باید همه انسانها داری عرفان باشنند؟
پرسشگر گرامی! با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
مردی از امام باقر - علیه السلام - پرسید: از کجا بفهمیم خدا ما را دوست دارد؟ امام در پاسخ فرمود: "به قلبت رجوع کن و ببین که آیا دوستان خدا را در دل دوست داری؟ اگر چنین محبتی را در خویش یافتی، بدان که پروردگار نیز تو را دوست میدارد". (1)
بهترین راهی که میتوان فهمید که آیا خداوند مرا دوست دارد، این است که به قلب خود رجوع کرده و ببینم: آیا او را دوست دارم و به آنچه برای من پسندیده و از من خواسته، راضی بوده و عشق میورزم؟ با او بودن و راز و نیاز با او را بهتر میپسندم و بر کارهای دیگر ترجیح میدهم؟ آیا دوستان او و نشانههای وی را دوست دارم؟
اما از کجا بفهمیم خداوند از کارهای ما راضی است؟ خداوند با انجام فرایض و اعمالی که به آنها امر فرموده، مثل: نماز، روزه، جهاد، امر به معروف، احترام به والدین و... خشنود است و از گناهان ناراضی. از حضرت امام باقر همین معنا را مییابیم:
"خدا سه چیز را در سه چیز دیگر پوشانده: اول: خشنودی اش را در طاعتش قرار داده است. پس هیچ طاعتی را کم مشمار؛ شاید رضایت خدا در آن طاعت باشد.
دوم: خشمش را در معصیت پوشانده است. پس معصیتی را ناچیز مشمار؛ شاید خشم او در آن معصیت باشد. سوم: اولیائش را در مردمان پنهان کرده است. پس کسی را تحقیر مکن! شاید همو ولی خدا باشد". (2)
بنابراین، وقتی به کار خوبی دست میزنید و نیت قربة الی الله میکنید، در مسیر رضای الهی قرار گرفتهاید؛ اما وقتی به کار ناشایستی دست مییازید، از این رضایت دور شدهاید.
رضایت پروردگار، یک نشانه روحی در انسان دارد و آن شادی دل، سبکی قلب و سهلگیری در برابر سختی های دنیا است. دریافت و درک این حالت، بسته به هر شخص متفاوت است.
اگر منظور شما از عرفان، شناخت خدا است، می گوییم بله، همه باید عرفان داشته باشند؛ منتهی هر کس به اندازۀ خودش؛ اما اگر منظور شما از عرفان، مسلک عرفانی است، می گوییم نیازی نیست که همه چنین مسلکی داشته باشند؛ بلکه تنها ایمان خدا و عمل صالح کفایت می کند؛ همان طور که قرآن می فرماید:«فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا؛ (3) پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نكند».
در پایان، توصیه ای از آیت الله بهجت خدمت شما تقدیم می داریم:
«جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوییم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست. اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که ام الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقۀ دارین باشد،خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر ، آن را کشف فرماید و به شما برساند. پس عرض می کنم که غرض از خلق، عبودیت است؛ «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون». (4) و حقیقت عبودیت، ترک معصیت است در اعتقادات که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصیت، حاصل نمی شود، به طوری که ملکۀ شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و درخلوت. "و لا أقول سبحان الله و الحمدلله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه»؛ کنایه از این که ذکر لسانی ملاک نیست؛ بلکه یاد خدا در حرام و حلال ملاک است.
پی نوشت ها:
1. شیخ کلینی، اصول كافى،ج 2، ص 126، باب حُبّ الله، مؤسسة دار الحديث العلمية الثقافية، قم، 1429 ق- 1387 ش.
2. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 75، ص 187، ح 27، مؤسسه الوفاء ،بیروت، 1404ق.
3. کهف (18)، آیه 110.
4. ذاریات (51)، آیه 56.






