سلام من 15 ساله هستم اما هنوز در خواندن نماز شك دارم و مي خوام بدونم چرا ما بايد نماز بخونيم وقتي خدا از ستايش و حمد ما بي نياز هست لطفا من رو راهنمايي كنيد البته من قبلا نماز ميخواندم اما با رسيدن به سن تكليف اين عقيده رو پيدا كردم كه ما احتياجي به خواندن نماز نداريم و اگه اينطور باشه همه انسان ها كه در كشورهاي خارجي هستند و دين غير اسلام دارند به جهنم ميروند و اين غير ممكن هست و از كجا معلوم كه قران تحريف نشده ؟ لطفآ به من جواب منطقي اين سوال رو بديد من دلم ميخواد با اطمينان كامل خواندن نماز رو شروع كنم البته بعد از گرفتن جوابم
با تشكر.

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
خواهر گرامی:از اینکه دوست دارید با تحقیق و پرس و جو در مورد مسایل دینی خود تصمیم بگیرید،جای خوشحالی و تبریک دارد و دغدغه شما گویاست که با استدلال و برهان می خواهید قانع شوید.
خداچه نیازی به شكر و تسبیح دارد؟
انسان که از درون گرایشی به خدا احساس می کند و تمایلی مقدس و متعالی که او را گاه و بی گاه به نجوا با خدا می نشاند، وادارش می کند که رازهای درونی خود را بی واسطه با او در میان بگذارد.
نماز جلوه بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبادت است، آن که بنده آفریدگار است و بندگی را احساس می کند. می داند و باور دارد ،که در برابر او مطیع و فرمان بردار است و به سجده می افتد. با او راز می گوید و نیاز می طلبد که به یاد ما می اندازد بنده ای بیش نیستیم.
نماز این حقیقت والا و سازنده، بیان کننده ی بی نهایت گرایی آدمیان ،آگاهی بخش به جان های مشتاق آگاهی، آزادی بخش شخصیت انسان، آب حیات جان های زنده آدمیان نیازی به تعریف ، توصیف و تفسیر ندارد !
امام رضا (ع) فرموده اند: " علت واجب شدن نماز ، آن است كه نماز اقرار بندگی به خداوند است . نفی شریك و همانند برای خداوند عزیز و ایستادن انسان در برابر خداوند حكیم با حال فروتنی و خضوع و اعتراف به گناهان، نیز درخواست عفو از تقصیرات و بر طرف ساختن آثار گناهانی است كه شخص در گذشته مرتكب شده و صورت نهادن بر زمین است. در هر روز به خاطر بزرگداشت خداوند ، و دیگر آن كه نماز سبب می شود بنده پیوسته به یاد خدا باشد و او را فراموش نكند . طاغی و یاغی نباشد . با خشوع و رغبت، خواستار افزونی بهره و نصیب خود در دین و دنیا باشد..."
حضرت علی (ع) به پیشگاه الهی عرض می كند : "بار الها! این نماز من است كه در پیشگاه تو به جای می آورم ، نه به خاطر نیازی است كه تو به آن داری ، نه به خاطر میل و رغبتی است كه به آن داری بلكه برای بزرگداشت و پذیرش فرمان تو است كه مرا به انجام آن فرمان داده ای. ای خدای من ! اگر در نماز من عیبی است و یا نقصی در ركوع و سجود من است ، مرا باز خواست مكن . بر من با پذیرش و آمرزش خود تفضل و عنایت فرما كه من در همه حال به عنایت و تفضل تو محتاجم."
با دقت در فرموده این دو امام بزرگوار ، بندگی كردن و نماز سودی به خدا نمی رساند ، بلكه مایه عزت و سعادت انسان است و چرا كه خداوند بی نیاز مطلق است. اگر معلم به شاگردانش می گوید درس بخوانید ، نفع درس خواندن به شاگردان برمی گردد و برای معلم سودی ندارد.
خدا به شكر كردن ما نیازمند نیست ، بلكه ما هستیم كه نیازمند اویم. مانند رفتن مریض به سراغ پزشك ، كه داروی دكتر برای بیمار لطف خاص پزشك به مریض است ، ما بیمار می شویم و به سراغ پزشك می رویم ، ما نیازمند به پزشك و داروی او هستیم و پزشك نیازی به ما ندارد.
فلسفه نماز در قرآن و اسلام:
عبادت، وسيله تكامل و سعادت ماست . دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمايى است كه ما را به كمال مى‏رساند.
بيان آيات و روايات درباره فلسفه و حكمت تشريع نماز
1. ياد خدا:
«وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى»(1) ؛ نماز را برپا دار تا به ياد من باشى.
2. بازداشتن از گناه و زشتى‏ها:
«إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَر» (2)؛ همانا نماز [انسان را در دنيا] از زشتى‏ها و گناه باز مى‏دارد.
3. پاكيزگى روح:
« ... إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ مَن تَزَكَّى‏ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى‏ لِنَفْسِهِ‏ى وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ»(3)؛ تنها كسانى را كه از پروردگارشان در نهان مى‏ترسند و نماز برپا مى‏دارند، هشدار مى‏دهى . كسى پاكيزگى جويد ،تنها براى خود پاكيزگى مى‏جويد، و فرجام [كارها] به سوى خداست.
4. يارى جستن از نماز در مسير تكامل:
«وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخشِعِينَ »(4)؛ از شكيبايى و نماز يارى جوييد، و به راستى اين كار گران است، مگر بر فروتنان.
5. رستگارى:
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون* الَّذِينَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خشِعُونَ »(5)؛ به راستى كه مؤمنان رستگار شدند؛ همانان كه در نمازشان فروتنند.
6. پاك شدن از كبر و غرور:
حضرت فاطمة (سلام الله عليها)در اين باره مي فرمايند:« ... و الصلاة تنزيهاً من الكبر ...»(6) ؛ خداوند نماز را واجب كرد تا مردم از كبر و غرور پاك شوند ....
در حديثى آمده : نقش نمازهاى پنج‏گانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است كه از مقابل خانه آنان مى‏گذرد. اگر كسى روزانه پنج بار در اين نهرشست‏ و شو كند، آيا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پليدى خواهد ماند؟!(7)
امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمايد: هنگامى كه نمازگزار به سمت قبله براى نماز مى‏ايستد، خداوند رحمان و رحيم به او توجه ويژه مى‏كند.(8)
نماز روزانه انسان، اظهار تشكر و سپاس دائمى او از اين همه نعمت و خوبى‏هايى است كه خداوند به او داده است . نيز ثناگويى و تمجيد انسان از اين همه زيبايى و عظمت است كه خداوند متعال دارد. هيچ كس براى تعريف و تمجيد از يك گل زيبا كه در طبيعت روييده است، به شما اعتراض نمى‏كند، امّا اگر زيبايى آن را نبينى، نابينايت مى‏شمرند. اگر ببينى و واكنش نشان ندهى و ستايش نكنى، سرزنشت مى‏كنند كه چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى!
در مضمون بعضى احاديث آمده است : «انسان در حال نماز با خدا نجوا و گفت‏وگو مى‏كند. اگر انسان لذت گفت‏وگو را بچشد،
هيچ‏گاه از حال نماز خارج نمى‏شود».
راستى چقدر لذت‏بخش است با خداى جهان آفرين به گفت‏ و گو و مناجات پرداختن! روحى به عظمت تمام هستى يافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!
در مورد چگونگي نماز ما تابع شرع مقدس هستيم .همان طور که خداوند فرموده او را ستايش مي کنيم ،چه اينکه ستايشي که سوي او تعليم داده شده ، بهترين نوع ستايش است.
اگر انسان بخواهد در دنیا با آگاهی و آزادی و شخصیت انسانی زندگی کند ، قطعا باید برای چنین زندگی حکمت و هدفی والا داشته باشد!انسانی ترین کاری که برای تامین زندگی هدفدار ضرورت دارد ، به ثمر رساندن احساس عمیق وابستگی به کمال است.
انسان با قرار دادن زندگی خود در جذابیت کمال باید بر یک حقیقت تسلیم شود . در برابرش به زانو بیفتد . برای او پیشانی بر سجده بگذارد ! تسلیم و سجده احساس عمیق کمال گرایی را به بار می نشاند.
برخی از دلایل عدم تحریف قرآن:
1ـ عقل انسان حکم می‌کند که احتمال هر گونه تغییر و تبدیل از قرآن کریم به دور است، زیرا قرآن کتابی است که از روز اوّل مورد عنایت و اهتمام مسلمانان بوده است..
قران کتابی بود که مسلمانانِ نخستین همواره در نمازها، در مسجد، در خانه، در میدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب از آن استفاده می‌کردند.
قران به صورت یک مجموع با همین شکل فعلی در عصر خود پیامبر جمع آوری شده بود(9) . مسلمانان سخت به یادگرفتن و حفظ آن اهمیت می‌دادند.اصولاً شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادی به این شناخته می‌شد که چه اندازه از آیات را حفظ کرده بودند.
قرآن یک کتاب متروک در گوشة خانه و یا مسجد که گرد و غبار فراموشی روی آن نشسته باشد نبود تا کسی از آن کم کند یا بر آن بیفزاید.
2ـ علاوه بر همة این مسأله نویسندگان وحی است، یعنی کسانی که بعد از نزول آیات بر پیامبر، آن را یادداشت می‌کردند که شمار آن‌ها را از چهارده تا چهل و سه نفر نوشته اند.
کتابی که این همه نویسنده داشته، چگونه ممکن است دست تحریف کنندگان به سوی آن دراز شود؟
3ـ دعوت همة پیشوایان اسلام به قرآن موجود: بررسی کلمات پیشوایان بزرگ اسلام نشان می‌دهد که از آغاز اسلام، همه یک زبان مردم را به تلاوت و عمل به قرآن موجود دعوت می‌کردند. این نشان می‌دهد که کتاب آسمانی به صورت یک مجموعة دست نخورده در همة قرون، از جمله قرون نخستین اسلام بوده است.
مولای متقیان علی(ع) بعد از رسیدن به خلافت هیچ گونه اشاره ای به کم یا زیاد شدن قرآن نفرمود. نه تنها این کار را نکرد،‌بلکه بارها مردم را به عمل و چنگ زدن به قرآن موجود دعوت نمود. اگر کم و زیادی در قرآن پیش آمده بود، مسلّماً حضرت قرآن اصلی را بر مردم عرضه می‌نمود. حضرت فرمود: "کتاب خدا میان شما است. سخنگویی است که هرگز زبانش به کندی نمی‌گراید. خانه ای است که هیچ گاه ستون هایش فرو نمی‌ریزد. وسیلة عزت است، چنان که یارانش هرگز مغلوب نمی‌شود".(10)
نیز فرمود: "کتاب خدا نوری است خاموش نشدنی و چراغ پرفروغی است که به تاریکی نمی‌گراید".(11)
اگر دست تحریف به دامن این کتاب آسمانی دراز شده بود، امکان نداشت امام علی(ع) این گونه به آن دعوت کند و به عنوان چراغی که به خاموشی نمی‌گراید، معرفی کند.
4ـ اصولاً پس از قبول خاتمیت پیامبر(ص) و این که اسلام آخرین آیین الهی است، و رسالت قرآن تا پایان جهان برقرار خواهد بود، چگونه می‌توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسداری نکند؟ آیا تحریف قرآن با جاودانگی اسلام طی هزاران سال و تا پایان جهان مفهومی می‌تواند داشته باشد؟!(12)
با توجه به این دلایل و دلایل فراوان دیگر که در کتاب هایی که در زمینه عدم تحریف قرآن نوشته شده و لا به لای کتاب‌های دیگر موجود است،(13) علما و دانشمندان و مفسران اسلامی، با قاطعیت تمام، مسئلة تحریف قرآن را ردّ کرده و معتقد شده اند که قرآن مجید به هیچ وجه تحریف نشده و تحریف نخواهد شد، زیرا امکان تحریف دراین کتاب آسمانی راه ندارد.
معرفي كتاب:
دربارة عدم تحریف قرآن کتاب فراوان نوشته شده که به چند نمونه اشاره می‌شود:
1ـ قرآن هرگز تحریف نشده، تألیف آیت الله استاد حسن‌زاده آملی؛
2ـ افسانة تحریف قرآن، رسول جعفریان؛
3ـ قرآن‌شناسی، آیت الله مصباح یزدی؛
4ـ مصونیت قرآن از تحریف، آیت الله معرفت.

پي نوشت ها:
1. طه(20) آيه 14.
2. عنكبوت(29) آيه 45.
3.فاطر(35) آيه 18.
4. بقره(2) آيه 45.
5. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 6، ص 107
6.همان
7. مؤمنون(23) آيه 1- 2.
8. محمد محمدى رى‏شهرى، ميزان الحكمة، ج 5، ص 372، حديث 10259.
9. تفسیر نمونه، ج1، ص 8 - 10؛ قرآن هرگز تحریف نشده، آیت الله حسن زاده، آملی ص 28.
10. نهج البلاغه (فیض الاسلام)، ص 403، خطبة‌.
11.همان، ص 632،‌خطبة 189.
12.تفسیر نمونه، ج 11، ص 21 - 26.
13. حسن زاده آملی، قرآن هرگز تحریف شده؛ آیت الله خویی، بیان، ج 1، ص 305.

.