باسلام و تشکر از فعالیت این مرکز در راستای پاسخگویی به سوالات.
1- فلسفه مهریه در اسلام چیست؟ وهمینطور شیربها؟ کیفیت دادن شیربها باید چگونه باشد و آیا جز سفارشات اسلام است؟ مهریه حضرت زهرا چقدر بوده است؟
2- حکم شرعی مجسمه سازی چیست؟ همینطور نقاشی و طراحی؟ آیا آموختن هنر طراحی از چهره و گذاشتن آن در خانه اشکال دارد؟ و در این مورد تفاوتی بین نقاشی حیوان و انسان وجود دارد؟
3- اگر قبل از شروع روزهای حیض خونهایی اندک ببینینم ( مثلا سه چهار روز قبل از دوره آن) بطوریکه حالت جسمانی مانند روزهای حیض باشدولی از نظر خونریزی مکرر نباشد بلکه به صورت لکه های کم و با فاصله زمانی چندین ساعته باشد آیا جز حیض محسوب میشود یا استحاضه است؟ میتوان نماز خواند؟
4- آیا مانعی دارد که یک حاجت و خواسته خود را به چند تن از معصوم(ع) بگویم؟ وبگویید طرز درست درخواست یک حاجت از ائمه و بزرگان چگونه بهتر است؟
5- توضیحی خدمتان عرض میکنم و نظرتان را در این مورد خواهان هستم: من گاهی نه به عنوان استخاره یا نعوذ بالله فال گرفتن، صفحه ای از قران کریم را با این نیت که ارتباط معنوی بین کلام وحی و نیتم ببینم باز میکنم. بارها آیات روح بخش آن تسلی و روح بخش بوده است و بطور معنوی با نیت من ارتباط داشته.از شما میپرسم آیا این کار اشکال دارد؟ در این راستا مکررا پیش آمده که وقتی نیتم کسب حاجتی بوده آیاتی آمده که بیانگر کفرو چند شریک دانستن برای خدا بوده.من نمیتوانم ارتباط آن را بفهمم. مطئنم که منظور کفر واقعی به معنای شریک دانستن برای خدا نیست. ولی مفهوم آن چیست که فقط در ارتباط با مواقعی که نیتم کسب حاجتی است این گونه آیات می آید!؟ من میدانم که در درخواست حاجت از خدا باید قلبا اعتقاد داشته باشیم که تنها کسی که حاجتمان را برآورده میکند اوست.پس چرا اینگونه می آید؟ این مسئله چگونه با قضیه توسل جور در میآید؟ مگر نه این است کهم ا عزیزان درگاه خداوند را واسطه قرار میدهیم تا حاجاتمان برآورده شود پس چرا در این قضیه برای من آیاتی می آید که سفارش دارند که تنها ار خداوند بخواهیم و غیر این کفر معرفی میشود؟
پرسش 1:
چند پرسش
شرح : باسلام و تشکر از فعاليت اين مرکز در راستاي پاسخگويي به سوالات. 1- فلسفه مهريه در اسلام چيست؟ و همين طور شيربها؟ کيفيت دادن شيربها بايد چگونه باشد و آيا جز سفارشات اسلام است؟ مهريه حضرت زهرا چقدر بوده است؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
پاسخ در چند محور بيان مي شود:
در باره فلسفه مهريه بايد گفت:
«صداق» و مهريه در جامعه اسلامي از معنا و مفهوم اصلي خود بيرون رفته است. «صداق» و «مهريه»، نشانه صداقت مرد در ادعاي عشق و علاقهمندي نسبت به زني است که ميخواهد به عقد ازدواج او در آيد. براي نشان دادن محبت در ابتداي ازدواج به فراخور توانايي و بر اساس سليقهاش هديهاي به همسر آيندهاش تقديم ميدارد تا نشان وفا و صفاي او باشد.
قانون مهر پيش از اسلام به صورت هاي گوناگون وجود داشت، اما به لطافت و شفافيتي که در اسلام بيان شده است نبود. دين اسلام يک مکتب ارزشي است. زنده کننده عقل و بيدار کننده فطرت ها است. در همين راستا مسير انحرافي اجتماعي و ديني را که در طول تاريخ به وجود آمده، اصلاح نمود. براي نمونه در آيه آمده است:
«و آتوا النساء صدقاتهن نحله؛ (1) صداق هاي زنان را به عنوان بخشش و هديه پرداخت کنيد».
اين آيه تا حدود زيادي ديدگاه اسلام را درباره «مهر» روشن مي کند. در اين آيه از مهر به «صداق» و «نحله» تعبير شده است. مهر را از آن جهت صداق گويند که نشانه صادقانه بودن علاقه مرد است يا به خاطر آن که نشانه صدق ايمان است. نحله يعني بخشش از روي رضاي خاطر. به کار رفتن اين واژه از آن جهت است که مهر جنبه اهدايي و پيش کشي دارد. ( 2)
مهر از نظر اسلام يک پيش کش و هديه به زن است . هيچ يک از والدين حقي به آن ندارند. فلسفه تعيين مهر از نگاه اسلام، تنها جنبه مادي و اقتصادي ندارد، بلکه بسياري از ابعاد معنوي و تربيتي لطيف که حاکي از پيوند محبت و عشق و بقا و تکامل بوده،نيز منظور شده است.
به هر حال فلسفه مهريه را در امور ذيل خلاصه مي توان کرد:
1. مهريه تجلي فطرت و طبيعت است:
هديه دادن به محبوب به عنوان اظهار محبت و نشان دادن علاقه، امري فطري و طبيعي است .معمولاً از سوي کسي که پيشقدم مي شود و طالب و يا خواستگار است، تقديم مي گردد.
2. مهريه قانون عشق و جذب است:
مرد از نظر آفرينش مظهر طلب، عشق و تقاضا است . زن مظهر محبوبيت و معشوقيت مي باشد. مهريه از جانب مرد اظهار عشق و محبت فوق العاده براي زن مي باشد که حتي بالاتر از بخشش و هديه هاي معمولي است.
3. مهريه پاداش و نشانه حيا و عزت زن است:
مهر با حيا، عفت و عزت زن يک ريشه دارد. زن از لحاظ آفرينش نسبت به شهوت ها مقاوم تر است. اين ويژگي همواره به زن فرصت داده که دنبال مرد نرود و خود را رايگان در اختيار او قرار ندهد.
4. مهريه باعث بقاي خانواده و مانع از فروپاشي آن است:
برخي مردان هوسباز گاه بدون هيچ دليلي همسر را ترک مي کنند. زن ديگري را که جوان تر و با نشاط تر است انتخاب مي کنند. مهريه مي تواند مانعي در مقابل هوس راني ها است.
5. مهر باعث تعادل اقتصادي است:
هر چند زن داراي استقلال مالي و اقتصادي از نظر اسلام است، ولي به طور معمول در جوامع ابتکار عمل به دست مردان است. در صورت طلاق و جدايي احتمال اين که زن بدون پشتوانه اقتصادي بماند، بسيار است. وجود مهريه يک نوع احساس امنيت اقتصادي و پشتوانه براي زن مي باشد. (3)
نتيجه اين كه:
مهريه از نظر اسلام تنها جنبه مادي ندارد؛ بلکه افزون بر آن، حکمت هاي ديگري نيز در تعيين مهر نهفته است. بنا بر اين نبايد تصور شود که در چنين حکمي زن به عنوان کالا در نظر گرفته شده، بلکه ارزش و احترام زن به وسيله وضع و تأييد چنين قانوني محفوظ مانده است.
شير بها ; آيا منظور اين است که داماد مقداري پول به عنوان شيربها به خانواده عروس مي دهد تا جهيزيه بخرند، يا پول را مي بخشد؟
اگر داماد شيربها را به عنوان پيش کش و هبه داده است و خانواده عروس با آن جهيزيه خريده اند, جهيزيه متعلق به عروس مي شود. اگر شيربها را هديه نکرده ,بلکه داده است تا جهيزيه بخرند و همراه عروس کنند, آن مقدار از جهيزيه که با شيربها خريداري کرده اند، متعلق به داماد است .چون شهرها و محل ها آداب و رسوم مختلفي دارد, بايد به عرف و عادت محل مراجعه کرد و طبق آن عمل نمود.(4)
اگر منظور از شيربها اين است که داماد ملتزم مي گردد مبلغي را به پدر يا مادر ياخانواده عروس بدهد, اگر به صورت شرط ضمن العقد به هنگام خواندن عقد نکاح قيد شود, پدر يا مادر يا خانواده عروس , مي توانند شيربها را از داماد بگيرند. (5)
به هر حال ، دادن و گرفتن شيربها اگر به عنوان جُعاله باشد که مثلاً اين مال رابه پدر يا به دختر مي دهد که واسطه شود و رضايت او را حاصل کند, حلال است .اگر شيربها به عنوان هبه و پيشکشي به پدر زن و يا عمو و برادر خانم باشد, حلال است. اگر شيربها را با رضايت کامل و طيب خاطر ندهد, بلکه براي اين که گيرنده شيربها مانع ازدواج نشود, با اين که زوجه راضي به تزويج است , بدهد ،حرام است .(6)
مهريه حضرت زهرا: مهر السنه مهريه حضرت زهرا سلام الله عليها است که از آن تعبير به مهر السنة مي شود. مهريه اي اندک بوده است. از روايات استفاده مي شود که پانصد درهم نقره بوده است .درهم شرعى برابر 6/12 نخود نقره سکّه دار است، بنابراين پانصد درهم نقره معادل دويست و شصت و دو مثقال و نيم به مثقال صيرفى (24 نخود) نقره سکه دار مى شود .ظاهراً به قِران قديم ايران، معادل بيست و شش تومان و دو قران و نيم بوده و مهريه ها را طبق آن محاسبه و تعيين و در قباله ها مى نوشته اند .قيمت آن در هر زمان تابع نرخ همان زمان است . در (سال 77) حدود 100 هزار تومان بود.(7)
پي نوشت ها:
1. نساء(4) آيه 4.
2. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1374ه.ش،، ج 3، ص 262.
3. شهيد مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، تهران، 1389ش، ص 201.
4. آيت الله فاضل لنکراني , جامع المسائل نشر مهر قم 1383 ش, ص 420و 421 .
5. همان.
6. .همان.
7. آيت الله فاضل لنکراني جامع المسائل ،ج2 ،س 1284.
پرسش 2:
حکم شرعي مجسمه سازي چيست؟ همينطور نقاشي و طراحي؟ آيا آموختن هنر طراحي از چهره و گذاشتن آن در خانه اشکال دارد؟ و در اين مورد تفاوتي بين نقاشي حيوان و انسان وجود دارد؟
پاسخ:
نظر مراجع تقليد در ساختن مجسمه مختلف مي باشد بنابراين براي پاسخ ،لازم است مرجع تقليد خود را مشخص کنيد تا پاسخ را به صورت دقيق ارسال کنيم.
از آيت الله خامنه اي پرسش شده است:
ساخت عروسک و مجسمه و نقاشى و ترسيم چهره موجودات زنده اعم از گياهان ، حيوانات و انسان چه حکمى دارد؟خريد و فروش و نگهدارى و ارائه آن ها در نمايشگاه چه حکمى دارد ؟
پاسخ : ساخت مجسمه و نقاشى و ترسيم موجودات بىروح اشکال ندارد . همچنين نقاشى و ترسيم چهره موجودات ذى روح ،و يا ساخت مجسمه انسان يا ساير حيوانات به صورت کامل اشکال ندارد. خريد و فروش و نگهدارى نقاشى و مجسمه (عروسک)جايز است و اشکال ندارد.(1)
همچنين نقاشي و طراحي اشکالي ندارد و آموختن علم طراحي هم جايز است.
در حکم بالا تفاوتي بين نقاشي حيوان و انسان نيست.
نگه داري نقاشي و عکس انسان در خانه اشکال ندارد اما براي نماز بهتر است که روي آن پوشانده شود.(2)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم.
پي نوشت ها :
1 . آيت الله خامنه اي، رساله اجوبه الاستفتائات، س 1222
2. همان ، س 375.
پرسش 3:
اگر قبل از شروع روزهاي حيض خونهايي اندک ببينينم ( مثلا سه چهار روز قبل از دوره آن) بطوريکه حالت جسماني مانند روزهاي حيض باشدولي از نظر خونريزي مکرر نباشد بلکه به صورت لکه هاي کم و با فاصله زماني چندين ساعته باشد. آيا جز حيض محسوب مي شود يا استحاضه است؟ مي توان نماز خواند؟
پاسخ:
خوني که در آن سه الي چهار روز مشاهده مي کنيد، استحاضه است.
يکي از شرايط خون حيض اين است که بايد سه روز به صورت مستمر خون مشاهده شود. البته لازم نيست که خون خارج شود، بلکه اگر خون داخل فرج هم باشد، کافي است.
بنابراين در صورتي که خونريزي شما منقطع باشد، خوني که مشاهده مي کنيد،استحاضه است. در ايام استحاضه زن بايد با توجه به قليله و يا متوسطه و يا کثيره بودن خون به احکام زن مستحاضه عمل کند و نماز و روزه خود را به جا آورد.
زماني که خون به صورت مستمر باشد،هر چند که داخل فرج باشد، ايام حيض شروع مي شود. در اين ايام نماز و روزه صحيح نيست.(1)
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم.
پي نوشت:
1.امام خميني، توضيح المسايل ،م 441 و 442 و 450 و 451.
پرسش 4:
آيا مانعي دارد که يک حاجت و خواسته خود را به چند تن از معصوم(ع) بگويم؟ وبگوييد طرز درست درخواست يک حاجت از ائمه و بزرگان چگونه بهتر است؟
پاسخ:
بسيار خوب و پسنديده است که انسان حاجاتش را به چند تن از معصومين حواله دهد و از همه بخواهد شفاعتش را کنند. مانند اين که براي ضمانت نزد بانک، به جاي يک ضامن،چندين ضامن خوب و مطمئن ببرد که بسيار موثرتر است.
اما طرز درست حاجت خواستن از خدا يا ائمه در قالب آداب دعا :
آداب مهم دعا:
1ـ وضو
2ـ بسمالله گفتن
3ـ ثناي الهي
4ـ صلوات فرستادن
5ـ يقين به اجابت دعا
دعا کننده به اجابت يقين داشته باشد.
6ـ تصميم جدّي بر دعا و درخواست:
7ـ اصرار بر دعا:
سايه حق بر سر بنده بود عاقبت جوينده يابنده بود
گفت پيغمبر که چون کوبي دري عاقبت زان در برون آيد سري
8ـ گفتن حاجت و نياز
9ـ دعا در وقتها و مکانهاي خاص
يکي از آداب دعا، استفاده از فرصتهاي مناسب است. رفتن به اماکن مقدسه و مساجد و دعا در سحر بسيار موثر است.
10ـ کوچک نشمردن دعا
11ـ زياد نشمردن نياز و حاجت
12ـ عجله نکردن
13ـ اظهار ناتواني و کرنش
14ـ نوميد نبودن از اجابت
20ـ دعا کردن در همه حال
21ـ گريه
يکي از آداب مهم دعا، گريه و تضرع است.
به اندازهاي گريه در اجابت دعا تأثير دارد که فرمودهاند دعا کننده به هر کيفيت که ممکن است خود را به گريه وا دارد.
گريه آدم را رهاند از اضطراب شد ز وصل حور و حوا کامياب
نوح ز اشک و نوحه، نامش نوح شد باب رحمت بر رخش مفتوح شد
گريه کرد آتش، گلستان بر خليل گريه موسي را رهاند از رود نيل
تا نشد يعقوب چشمش اشکبار نخل وصل يوسفش نامد به بار
يوسف اندر چاه اگر گريان نشد پادشاه مصر جسم و جان نشد
چشم يونس تا نشد گريان در آب کي برون آمد ز دريا چون حباب
گريه احمد را نبي الله کرد گريه حيدر را ولي الله کرد
22ـ پنهاني دعا کردن
چند تذکر:
1- گاهي با وجود تمام شرايط ، دعا مستجاب نميشود، چون به مصلحت ما نيست، يعني چيزي را طلب ميکنيم که به سود ما نيست، اگر چه ميپنداريم به نفع ما است. قرآن کريم در اين مورد ميگويد:
«چه بسا چيزي را خوش نداريد، حال آن که خير و منفعت شما در آن است و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آن که شر و ضرر شما در آن است. خدا ميداند، ولي شما نميدانيد».(1)
2- گاهي دعا مستجاب ميشود، ولي از روي مصالحي تحقق عملي آن به تأخير ميافتد، حتي ممکن است تا بيست سال طول بکشد تا محقق گردد.
3 - در روايت است خداوند وقتي بندهاي را دوست داشته باشد، اجابت دعاي او را به تأخير مياندازد تا بندهاش با او راز گويد.
از اين رو مؤمنان ثابت قدم هيچ گاه از تکرار دعا مأيوس نميشوند، بلکه ميگويند:
دسـت از طلب نـدارم تا کـام من برآيد يا جان رسد به جانان يا جان ز تن درآيد
پينوشت:
1. بقره(2) آيه 216.
پرسش 5:
توضيحي خدمتان عرض ميکنم و نظرتان را در اين مورد خواهان هستم: من گاهي نه به عنوان استخاره يا نعوذ بالله فال گرفتن، صفحه اي از قران کريم را با اين نيت که ارتباط معنوي بين کلام وحي و نيتم ببينم باز ميکنم. بارها آيات روح بخش آن تسلي و روح بخش بوده است و بطور معنوي با نيت من ارتباط داشته.از شما مي پرسم، آيا اين کار اشکال دارد؟ در اين راستا مکررا پيش آمده که وقتي نيتم کسب حاجتي بوده آياتي آمده که بيانگر کفرو چند شريک دانستن براي خدا بوده.من نمي توانم ارتباط آن را بفهمم. مطئنم که منظور کفر واقعي به معناي شريک دانستن براي خدا نيست. ولي مفهوم آن چيست که فقط در ارتباط با مواقعي که نيتم کسب حاجتي است اين گونه آيات مي آيد!؟ من ميدانم که در درخواست حاجت از خدا بايد قلبا اعتقاد داشته باشيم که تنها کسي که حاجتمان را برآورده مي کند اوست.پس چرا اين گونه مي آيد؟ اين مسئله چگونه با قضيه توسل جور در مي آيد؟ مگر نه اين است کهم ا عزيزان درگاه خداوند را واسطه قرار مي دهيم تا حاجاتمان برآورده شود پس چرا در اين قضيه براي من آياتي مي آيد که سفارش دارند که تنها ار خداوند بخواهيم و غير اين کفر معرفي مي شود؟
پاسخ:
در روايات آمده است: اگر مي خواهيد خدا با شما سخن بگويد، قرآن بخوانيد. اگر مي خواهيد خود با خدا سخن بگوييد، دعا بخوانيد.(1)
فال گرفتن از قرآن کار شايسته اي نمي باشد،برخلاف استخاره که در برخي از موارد راهگشا مي باشد.
در تفسير آسان آمده:
شيخ كلينى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت مي كند: لا تفأل بالقرآن؛ مبادا با قرآن فال بگيرى.
محقق كاشانى در كتاب وافى مي فرمايد: بين اين حديث و اين نوع استخارهاى كه در اين زمان با قرآن مي كنند، منافاتى نيست. چرا! براى اين كه تفال غير از استخاره است. زيرا معناى تفأل اين مى باشد كه كسى بخواهد از آينده خبر بدهد و يك امر نامعلومى را واضح و روشن كند. مثلا: نظير اين كه فلان مريض شفا خواهد يافت، يا اين كه مىميرد. يا اين كه فلان شيئى كه مفقود شده ، پيدا مي شود، يا نه؟ از تفأل زدن به قرآن و حكم قطعى از آن به دست آوردن ، نهى شده است.
برخلاف استخاره كه طلب رشد و صلاح در امرى است كه مي خواهد آن را انجام دهد، يا ترك نمايد. (2)
پس استخاره آن هم بعد از تفكر و مشورت و توسل و دعا، با قرآن جايز است كه گر چه در سيره پيامبر و امامان چنين رفتاري وارد نشده، اما در بعض روايات استخاره و كسب تكليف با قران مجاز شمرده شده است . عالمان از باب طلب ياري از خدا، آن را جايز مي دانند.
همچنين قرائت قرآن و آرامش يافتن با آن، براي همه جايز است. خدا بدان دعوت کرده و بايد با اخلاص و استغفار و هدايت طلبي به محضر قرآن مشرف شد، و از آن طلب هدايت و آرامش نمود.
در هنگام مطالعه قرآن و کمک خواستن از آن نبايد انتظار داشته باشيم که آيات قرآن دقيقا با همان کاري که ما مي خواهيم انجام بدهيم، مطابقت داشته باشد، بلکه ممکن است آيه قرآن اشاره به کار ما داشته باشد.در برخي موارد هم ممکن است آيه قرآن به نظر ما هيچ گونه ارتباطي با خواسته ما نداشته باشد.
در هر صورت ممکن است آيات کفر و يا شرک که در سوال به آن اشاره کرديد، به اين دليل باشد که دقت کنيد حاجت و خواسته خود را فقط از خداوند بخواهيد. نزد ديگري نرويد، زيرا تنها اوست که حاجت را براورده مي کند.
پي نوشت ها:
1. محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، دار الحديث، ج3، ص 2524 .
2. نجفي خميني، تفسير آسان،چ اول، تهران ، اسلاميه، 1398 ق ، ج5 ، ص 318.






