با سلام باتوجه به داستان سر بریدن حضرت اسماعیل توسط حضرت ابراهیم،که حضرت اسماعیل به حضرت ابراهیم اطمینان قلبی داد که آنچه را مامور به انجام آن شده ای انجام بده من رااز صابران خواهی یافت .ونیز داستان زنده شدن پرندگان به امرخداوند در زمان ابراهیم برای اینکه به یقین برسند ایشان.چطور ممکن است کسی به مقام نبوت وامامت برسد ولی هنوز به یقین نرسیده باشد.یعنی می شود که مقام یقین بالاتر از مقام عصمت باشد؟از آیه 102سوره صافات برمی آید که یقین اسماعیل بیشتر از ابراهیم بوده است آیا چنین چیزی درست است؟مقام یقین چه مقامی است وبرای چه کسی حاصل میشود؟باتشکر منابع پاسخ به سوال را ذکر کنید.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
به چند نكته توجه فرمائيد:
1.در مورد امتحان حضرت ابراهيم (ع) به واسطه ذبح فرزند خود هيچ نشاني از ترديد حضرت ابراهیم در اجراي دستور الهي و نداشتن باور و يقين به خداوند وجود ندارد . به گفته مفسران تنها نكته اي كه مي توان از گفتگوی بین حضرت ابراهیم و فرزند خود حضرت اسماعیل فهمید ،این است که حضرت ابراهیم با مطرح نمودن خواب خود و نظر خواهی از فرزند می خواهد به نوعی آمادگی لازم جهت وارد شدن در امتحان الهی را در فرزند ایجاد کند . مطمئن شود که او نیز قدرت و استقامت لازم جهت ورود به این آزمون سخت را دارد. حضرت اسماعیل با توجه به دغدغه پدر،به حضرت ابراهیم نوید و اطمینان می دهد که به وظیفه خود عمل نمائید. از بابت تحمل من نگران نباشید، ان شاء الله من را از صابران خواهی یافت (قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرين)(1)
2.در مورد درخواست حضرت ابراهیم از خداوند در داستان زنده شدن پرندگان:
اولا:اگر تردیدی در این جا مطرح باشد،تردید در مورد نحوه زنده شدن مردگان می باشد. حضرت ابراهیم نسبت به وجود خداوند و ارتباط با او و سخن گفتن تردیدی ندارد. حتی نسبت به زنده شدن مردگان و قدرت الهی تردیدی ندارد. تنها درخواست او مشاهده کیفیت چنین زنده شدنی می باشد.
دوم:با توجه به این که يقين و اطمينان دو نوع مي باشد، گاهي ناشي از برهان و استدلال علمي است؛ گاهي ناشي از شهود قلبي و عيني، آنچه كه سبب اطمينان و آرامش قلب انسان مي شود، يقيني است كه با شهود همراه شود. حضرت ابراهيم در عين داشتن يقين علمي به قدرت خداوند در مورد نحوه زنده كردن مردگان، هنوز به آرامش قلبي كه ناشي از شهود عيني است،نرسيده و از خداوند چنين اطميناني را درخواست مي كند. البته نداشتن چنين درجه اي از اطمينان با نبوت منافاتي ندارد.(2)
سوم:با توجه به اینکه حضرت ابراهیم از یقین و باور قلبی و شهودی در مورد خداوندبهره مند بوده و نسبت به قدرت و عظمت خداوند یقین علمی داشته، نبود آرامش و اطمینان نهائی و شهود عینی نمی تواند مانع عصمت او باشد.با مقام نبوت او منافاتی ندارد.
می تواند رسیدن به چنین درجه ای از یقین بالاتر از مقام عصمت و نبوت ایشان باشد، اگر چه در مورد مقام امامت به شهادت آیات الهی (3)و نظر مفسران، حضرت ابراهیم در اواخر عمر به مقام امامت رسید (4). به با توجه به این قرائن حضرت پس از رسیدن به این درجه از یقین و اطمینان و سپری نمودن امتحانات متعدد و دشوار دیگر،به مقام امامت نائل شد. این اشکال در مورد مقام امامت ایشان اصلا مطرح نمی باشد.

پی نوشت ها:
1.صافات (37) آیه 102.
2.آیت الله مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج‏2، ص 304، دارالکتب الاسلامیه ،1374ش.
3. بقره(2) آیه 124.
4.موسوی همدانی،ترجمه تفسیر المیزان، ج1، ص 404، دفتر انتشارات اسلامی ،1374ش.