باسلام.چرا حکم جزیه در اسلام آمده؟حکمت وفلسفه گرفتن جزیه چیست؟چرا یک مسیحی که در ایران به دنیا آمده وملیت ایرانی داردواصالتا ایرانی است باید جزیه بدهد؟چرا باید یک مالیاتی اضافه بدهد فقط به خاطر اینکه دینش فرق می کند؟لطفا پاسخ منطقی ومستدل بدهید باتشکر منابع پاسخ به سوال را ذکر کنید.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اسلام در بسياري از دستورات خود نگاهي كاملاً باز داشته و در دستورات اخلاقي خود ملاك را انسان بدون دخالت دين و مذهب قرار داده است، چرا كه دين و به تبع آن پیامبران،عاشق انسانیت انسان بوده، آن چنان كه بى تابانه و با شور و شیدایى خاص، در پى انسان ها مى دویدند، تا هوس ها، و هر آنچه بازدارنده راه کمال بود، به دست توانا و اراده خويش به بند کشند. لذا در این رابطه آموزههای بسیاری قابل طرح است آنچنانكه خداوند در قرآن خطاب به پيغمبر مي فرمايد: «وما أرسلناک إلاّ رحمةً للعالمین؛ (1) تو را جز رحمت برای جهانیان نفرستادیم».
و يا در سوره بقره خطاب به همگان مي فرمايد:"وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا"؛ (2) با مردم با زبان خوش سخن بگویید».پیام این آیه آن است که با همه مردم در هر دین باشد باید به نیکو سخن گفت. روشنتر از همه در کلام امیر المؤمنین خطاب به مالک اشتر استاندار مصر آمده است: « واشعر قلبک الراحة للرعیة والمحبّة لهم واللطف بهم، فانّهم صنفان أمّا أخٌ لک فی الدین أو نظیر لک فی الخلق؛ (3) مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش، زیرا مردم دو دستهاند: دستهای برادر دینی تو، و دستة دیگر همانند تو در آفرینش میباشند».
اما به لحاظ عملی تنها به این کلام نورانی و آموزنده امیر مؤمنان اشاره میشود: «به من خبر رسیده که مردی از لشکر شام به خانه زن مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشوارههای آن ها را به غارت برده، در حالی که هیچ وسیلهای برای دفاع جز گریه و التماس کردن نداشتهاند. اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است». (4)
حال در باب جزيه و ماليات ذكر دو نكته ضروري است اولاً: موضوع اخذ و اجراء قانون جزيه مربوط به عصر پیشوایان معصوم بوده، لذا در حال حاضر اين قانون اجراء نشده و، از اهل کتاب جزیه گرفته نمیشود . و در پرداخت ماليات نيز، مانند سایر مردم مسلمان وظیفه خود را انجام میدهند و تا به حال قانوني وضع نشده است كه به صرف مسيحي بودن، ماليات بيشتري اخذ شود.
ثانياً: گرفتن جزيه در عصر معصوم داراي فلسفه هاي خاصي است از جمله آنكه جزيه ماليات سرانه اى بود كه اهل كتاب آن را در هر سال، به دولت اسلامى مى پرداختند; و علّت قرار دادن چنين مالياتى اين بود كه چون كشورهاى آنان به دست مسلمانان اداره مى شد و يا به صورت يك اقلّيّت در جوامع اسلامى زندگى مى كردند، دولت اسلامى مجبور بود كه حفاظت و نظم و امنيّت آنها را به عهده بگيرد; از اين لحاظ لازم بود ماليات عادلانه اى از هر فرد دريافت كند و در راه تأمين وسايل زندگى و حفظ جان و مال آنان مصرف نمايد. ناگفته پيداست، نيروهايى كه دولت اسلامى مجبور بود در نقاط مختلف كشور متمركز سازد تا جان و مال آنها را از هرگونه تجاوز احتمالى مصون دارد،احتياج به هزينه هاى زيادى داشت كه يگانه راه تأمين آن اين بود كه از خود مردم گرفته و در طريق رفاه خودشان مصرف نمايد - به خصوص اين كه غير مسلمانان هرگز در جنگ هايى كه با دشمنان اسلام روى مى داد، نفراتى به ميدان نمى فرستادند بر اين اساس قوانيني مثل خمس و زكات را براي مسلمانان وضع ميكند حال از آنجا كه غير مسلمانان وظيفه اي براي پرداخت خمس و زكات ندارند، بايد مطابق عدالت قانون ديگري براي غير مسلمانان تحت عنوان جزيه وضع شود.
به علاوه آنكه شواهد تاريخى گواهى مى دهند مبلغى كه از اهل ذمّه دريافت مى كردند، عنوان جريمه و فشار نداشت; بلكه هدف صرف آن در تأمين آسايش آنان بوده است. اينك نمونه هايى را يادآور مى شويم:
1- هنگامى كه «عُبادَة بنِ صامِتْ» فرمانروايان مصر و ساير قبطيان را به دين اسلام دعوت مى كرد، به آنان چنين گفت: اختيار با شماست، خواستيد آيين اسلام را با كمال آزادى اختيار كند و اگر نمى خواهيد مسلمان شويد، مى توانيد جزيه بدهيد و تحت فرمان حكومت اسلامى باشيد و تا ما باشيم و شما باشيد، همه ساله رفتارى با شما خواهيم نمود كه طرفين از هم خشنود باشيم; ما با شما هم پيمان مى شويم، جان و دارايى شما را حفاظت مى كنيم و هركس به اموال شما تجاوز كند با او مى جنگيم!
2- پس از آن كه مسلمانان در نبرد با روميان فاتح شدند و قسمت هاى زيادى از «شامات» به دست آنان افتاد، مردم «حِمص» حاضر شدند جزيه بپردازند; سپس مسلمانان به عللى صلاح ديدند پيمانى كه بين خود و مردم مسيحى «حِمص» بسته بودند با رضايت طريفين ملغى سازند; از اين لحاظ سردار بزرگ مسلمانان در يك مجمع عمومى به مردم «حِمص» چنين خطاب كرد: آنچه به ما داده ايد از ما پس بگيريد و ما را از هم پيمانى خود آزاد سازيد. مردم «حمص» در پاسخ گفتند: هرگز ما از شما جدا نمى شويم، دادگسترى و پرهيزكارى شما به مراتب بهتر از رفتار روميان است، ما حاضريم - اگر شما بپذيريد - همراه نيروهاى اسلامى با ارتش روميان بجنگيم
3- مقدار جزيه هايى را كه رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) براى نصاراى «نجران» معيّن نموده، دست مطلب ما را روشن مى سازد; زيرا قرار شد كه مردم آن جا سالى سه هزار «حُلّه» كه بهاى هر حله چهل درهم بود، بطور تدريج در دو وقت بدهند; دو هزار آن را در ماه صفر و هزار ديگر را در ماه رجب و همچنين رسول اكرم (ص) با اهل «اذرح» صلح نموده كه سالى صد دينار بدهند. بطور مسلّم اين رقم پول ها در برابر نگهبانى و حفظ جان و مال آنها در برابر دشمن، چندان قابل توجّه نبود. (5)
پینوشتها:
1. انبیا (21) آیه 107.
2.بقره (2) آیه 83.
3. سيد رضي،نهج البلاغه ،ترجمه دشتي، چ مشهور، قم،1379 ه ش ،نامه 53 ، ص 567.
4. همان،خطبه 27 ، ص 75.
5. مكارم شيرازي، ناصر، سبحاني، جعفر، پاسخ به پرسش هاي مذهبي ،چ نسل جوان، قم، 1383ه ش، ص 329.






