با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما
من بعضی وقتها در مسایل اعتقادی شک میکنم مطالعه هم تو این زمینه داشتم اما باز هم گرفتار شک و تردیدم مخصوصا مواقعی که در حال انجام کار خوبی هستم.خیلی وقتمو به کارهای بیهوده تلف میکنم خودم از خودم خسته شدم خیلی شده تصمیم گرفتم که خودمو درست کنم ولی هر بار زورم به شیطون نمیرسه.خلاصه بگم از خودم خیلی ناامیدم نمیدونم باید چیکار کنم کمکم کنید.شما ادم موجه و درستی رو نمیتونید معرفی کنید که برم پیشش شاگردی کنم بلکه به نفس اون ما ادم شیم اخه از قدیم گفتن بی استاد ادم به هیج جا نمیرسه.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مركز
در اين جا لازم مى دانيم به عنوان دوستی امين و دلسوز، دو نکته را خدمت شما عزیز گرامى عرض كنيم:
1. جملۀ معروفی است که می گوید :
شک، مقدمۀ یقین است؛ پرسش، مقدمه وصول، و اضطراب، مقدمه آرامش است. شك، معبر خوب و لازمى است؛ هر چند منزل و توقفگاه نامناسبى است.
اسلام كه اين همه دعوت به تفكر و ايقان مى‏كند، به طور ضمنى مى‏فهماند كه حالت اوليه بشر، جهل و شك و ترديد است و با تفكر و انديشه صحيح بايد به سرمنزل ايقان و اطمينان برسد.
يكى از حكما مى‏گويد:
«فایده گفتار ما را همين بس كه تو را به شك و ترديد مى‏اندازد تا در جستجوى تحقيق و ايقان برآیى».
شك، ناآرامى است، اما هر آرامشى بر اين ناآرامى ترجيح ندارد. حيوان شك نمى‏كند، ولى آيا به مرحله ايمان و ايقان رسيده است؟! آن نوع آرامش، آرامش پایين‏شك است، برخلاف آرامش اهل ايقان كه بالاى شك است. آنچه مى‏تواند مايه تأسف باشد، اين است كه شك يك فرد، او را به سوى تحقيق نراند و يا شكوك اجتماعى، افرادى را برنيانگيزاند كه پاسخگوى نيازهاى اجتماع در اين زمينه باشند. (1)
آنچه برای شما مهم است، این است سؤال هایی که در ذهنتان می آید و به مواردی که شک می کنید، پاسخ بدهید و برای رفع اشکال و شک بکوشید و جواب قانع کننده ای برای آن فراهم نمایید که در این صورت، در حال انجام اعمال نیک هم از آرامش و طمأنینه برخوردار خواهید بود.
در این زمینه منتظر پرسش ها و موشکافی های خوب شما هستیم تا راهنمایی های لازم تقدیم شود.
2. وجود استاد اخلاق در روند تهذیب نفس بسیار مؤثر و مفید است، لکن نبود آن مانع تهذیب نیست. با وجود دعاهای ارزنده و کتاب‏ها و تعالیم اخلاقی برگرفته از سخنان معصومین علیهم السلام گام‏های بسیار بلندی می‏توان در این زمینه برداشت. انسان باید خود ر ادر معرض نسیم الطاف الهی قرار دهد تا از آن بهره‏مند شود. اگر واقعاً استاد خوبی نصیب انسان شود، بسیار سودمند خواهد بود، اما اگر دسترسی به استاد نیست، یا انسان اطمینانی ندارد و یا به هر دلیل شرایط و فرصت آن مهیّا نیست، باید آگاهی خود را بالا ببرد و به آنچه دانسته است، عمل کند. اگر چنین کند، خداوند به تدریج آگاهی‏های او را افزون تر می‏سازد و خلأ استاد را پر می‏کند.
از آیة الله بهجت در همبن موضوع سؤال می‌‌شود: آیا در سیر به سوی خداوند، باید استاد داشت ؟ با فرض نبودن استاد چاره چیست؟ ایشان می‌‌فرمایند:«استاد تو علم تو است؛ به آنچه می‌‌دانی عمل کن، آنچه را نمی‌دانی، کفایت می‌‌شود».
در پایان مطالعه کتاب های ذیل را توصیه می کنیم :
1- آداب الصلوة، امام خمینی.
2- چهل حدیث، امام خمینی.
پی نوشت:
1. شهيد مطهرى، مجموعه ‏آثار، تهران،انتشارات صدرا، 1378ش، ج ‏1، ص 38.