با سلام و عرض خشته نباشید خدمت شما و تمام کسانی در این برنامه زحمت می کشن .
من 21 ساله می باشم که نزدیک به 4 سال می باشد که کسی را به عنوان همسر آینده خود انتخاب کرده ام اما با توجه به مشکلات فراوان از قبیل مخالفت خانواده و پدر مادر خویش به مشکلات زیادی روبه رو گشته ام . آنها تنها دلیل مخالفت خود را قریبه بودن این خانواده می دانند و...
طی این چند سال هر کاری کردم که بتوانم پدر مادر خود را راضی کنم اما متاسفانه نتوانستم و آنها با من لج کردن که در این مدت حتی کار به ترک خانواده نیز کشیده شد .
در زمستان 89 مادر بزرگ من که مادر پدرم می شود فوت کرد که الان 6 ماه از این ماجرا می گذرد ، پدر من با این سخن که من تا سال مادرم هیچ جا نمی روم با تمام فامیل های خود قطع رابطه کرده و مادرم هم با او موافق است او با این کار خود باعث حتی بخت خواهر های من نیز می شود . من در این جا هم درباره این که چه طور میتوانم آنها را به انتخاب خود قانع کنم ؟
و هم این که این رفتار پدرومادرم را چه کنم ؟ آنها همیشه برنامه سمت خدا را نگاه می کنند .
من حتی با بزرگ های فامیل مشورت کردم و آنها هم نتوانسته کاری کنند، پس از خاستگاری که با اجبار من ، پدر و مادرم رفتن ،منو به کل جلوی خانواده دختر بد جلوه دادن با این که من اصلا این طور آدمی نبودم که آنها به من نسبت دادن و پدر دختر برای من شرط گذاشتن که باید کار دولتی داشته باشم اما الان نزدیک به 2 سال می باشد که نمی توانم این شرط را انجام دهم .
سوال من این است که هر کس کسی را دوست دارد باید این طور عذابش بدهند ؟
آیا حق است که پدرو مادر آدم به بچه خودشون هم رحم نکنن؟
آیا این حقه که برای جدا کردن 2 نفر دست به هر کاری بزنن ؟ و تحمت ناروا بزنن؟
چرا وقتی نمی تونن دلیل قانع کننده بیارن باید ما ازشون حرف شنوی داشته باشیم چون اگه گوش نکنیم آهشون ما رو می گیره ؟مگه جرمه این کار که بحوایم ازدواج کنیم و به سنت پیغمبر احترام بزاریم ؟حتما باید تو گناه بیوفتیم ؟
تو رو به قرآن جواب منو بدین من از هر کس تونستم سوال کردم اما جواب منو ندادن از دکتر تا کسی که مسائل شرعی رو میدونه .
من دیگه طاقت این همه بی احترامی از طرف خانواده خودم رو ندارم اونا هم به من هم به اون دختر کلی نفرین کردن چرا پس خدا جواب منو نمی ده ؟

با سپاس و تشکر از ارتباط تان با مرکز
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. ما مانند شما در شگفتیم که چرا خانواده بدون دلیل روشن و قانع کننده­ای با ازدواج شما مخالفت می کنند. بدون شک غریبه بودن دختر مورد نظر و خانواده او، دلیل قانع کننده­ای برای مخالفت پدر و مادرتان با ازدواج شما نیست. مهم ترین گام در این وضع آن است که بفهمید علت اصلی مخالفت آنان چه می تواند باشد و به چه خاطر با ازدواج شما موافقت نمی کنند. آیا دختر مورد نظر شما را نمی پسندند؟ آیا کس دیگری را برای ازدواج با شما در نظر دارند و دوست دارند که او عروس شان گردد؟ آیا تعصبات خاصی دارند که دوست دارند در چارچوب آن عمل و امر ازدواج خود را دنبال کنید؟ و هزاران پرسشی که می توان در این باره مطرح کرد. مهم در این جا کشف علت یا علل مخالفت آن هاست. بکوشید به طریقی علت اصلی را پیدا کنید.
2. شاید همه لج و لج بازی­ها و طولانی شدن موضوع و بی نتیجه بودن آن، به خاطر این است که در انتخاب همسر، مراعات برخی مسائل را ننموده­اید. اگر از ابتدا موافقت پدر و مادرتان را برای اصل ازدواج کسب می کردید و از طریق آنان دختری را که با شما تناسب دارد ، انتخاب می کردید، یقیناً همکاری می کردند، ولی چون بدون در نظر گرفتن خواست و نظر آنان، و احتمالاً بدون توجه به چارچوب و ضوابط شرعی و عرفی به دختری علاقمند شده­ و او را برای همسری انتخاب کرده­اید، پذیرش این موضوع بر آنان سخت گردیده و این گونه جلوی شما سنگ اندازی می کنند و بهانه تراشی می کنند. به همین خاطر لازم است شیوه خود را در راهی که برای همسرگزینی برگزیده­اید ،مورد بازنگری جدی قرار دهید . همواره برای وصول به هدفی از راهش اقدام کنید تا زودتر به نتیجه برسید. رفتارهای تکانشی، ترک منزل، در تنگنا قرار دادن خانواده، بحث و جدل هاي بيهوده و... ثمره­ای جز لجاجت بیش تر و ایجاد کدورت و بحرانی شدن اوضاع ندارد.
3. اگرچه ازدواج حق شماست و در درجه اول شما هستید که باید در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرید، ولی در نظر داشته باشید که حمایت و پشتیبانی خانواده، بنیان ازدواج را محکم‌تر نموده، در آسیب‌ها و مشکلات احتمالی زندگی آینده، کمک کننده و پشتیبان خواهد بود، به همین خاطر توصیه می شود که دختر و پسر در این گونه موارد تا جایی که امکان دارد ،رضایت و موافقت خانواده ها را جلب کنند .بدون کسب رضایت آنان و برخورداری از حمایت آنان، ازدواج نکنند. در مورد شما هم مطلب همین طور است. باید تا جایی که امکان دارد، رضایت پدر و مادرتان را جلب کنید. اگر می گویند تا سال مادربزرگ­تان صبر کنید، این کار را انجام دهید تا بهانه­ دیگری دست آن ها باقی نماند.
4. مؤثرترین گام و بهترین شیوه برای حلّ مشكل، گفتگوی دوستانه با پدر و مادرتان است. فراموش نکنید زمانی گفتگو می‌تواند نتیجه‌بخش باشد که در فضای آرام و خالی از هر گونه پیش زمینه ذهنی باشد. می‌توانید در صورت لزوم، از یکی از ریش‌سفیدان خانواده را که در موضوع مورد اختلاف، کاملاً بی‌طرف بوده است، دعوت کنید که در جلسه شما حضور داشته باشد و یا اصل جلسه را راه‌اندازی نماید. می‌خواهید با پدر و مادرتان در خصوص سرنوشت خود صحبت کنید. در این جلسه دوستانه با کمال ادب و احترام خواسته خود را مجدداً با دلایل منطقی مطرح کنید . از آن ها بخواهید تا شما را درک کنند و با ازدواج تان موافقت کنند. اگر با گفتگو
چنینی مشکل تان حل گردید که به مراد خود خواهید رسید، ولی اگر نتیجه­ای نگرفتید و نتوانستید رضايت و موافقت آنان را جلب کنيد، از وساطت افراد ديگر استفاده کنيد. از قدرت نفوذ و بيان ساير اعضاي خانواده يا اقوام و خويشان مثل عمو و دايي يا دوستان پدر و يا امام جماعت يا روحاني محل بهره بجویید . از همکاري و ميانجي گري خيرانديشان و فاميل­هاي نزديک و صاحب نفوذ روي پدر و مادرتان بهره بگيريد . اصرار و سماجت آميخته به محبت و فرمانبري و دعا به درگاه حضرت حق را فراموش نکنيد. به هر حال در زندگي هر انساني افرادي هستند که اشخاص براي آنان احترام خاصی قائل هستند و حرف آنان را مي‌پذيرند، مي‌توانيد از آنان استفاده کنيد و آن ها را واسطه قرار دهید.
5. در آخر اگر دیدید که دلایل مخالفت پدر و مادرتان کاملاً غیر منطقی به نظر می رسد و دیگران هم نظر شما را تأیید می کنند، شرعاً و قانوناً مختارید که در امر ازدواج خود، مستقلاً اقدام کنید .به رغم مخالفت پدر و مادرتان ازدواج کرده و زندگی مشترک را آغاز کنید، ولی انتخاب این راه به سادگی میسّر نمی باشد. با این سن و سال و توانایی اندک شما به نظر سخت می آید. عاقلانه­ترین و منطقی­ترین راه این است که دختر مورد نظر را فراموش کنید . دختر دیگری را که خانواده شما نیز او را می پسندند، در نظر بگیرید تا در زندگی آینده مشکلات کم تری داشته باشید.