چرا قران روایت حفص از عاصم را انتخاب کرده است ؟

با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
قرائت حفص از عاصم از سوی قرآن انتخاب نشده ،بلکه علمای اسلام و قاریان قرآن هستند که به سبب وپژگی های خاصی که این قرائت داشته ،آن را برگزیده و رواج داده اند که ما به مهم ترین ویژگی های آن اشاره می کنیم:
قرائت حفص از عاصم يگانه قرائتى است كه داراى سندى صحيح و با پشتوانه قرائت اکثریت مسلمانان استحكام يافته است. اين قرائت در طىّ قرون پى ‏در پى تا امروز همواره ميان مسلمانان متداول بوده و هست و تداول آن به چند سبب برمى‏گردد:
1. قرائت حفص قرائت عامه مسلمانان است، زيرا حفص و استاد او عاصم شديدا به آنچه كه با قرائت عامّه و روايت صحيح و متواتر ميان مسلمانان موافق بود، پاى‏بند بودند. اين قرائت را عاصم از شيخ خود ابو عبدالرحمان سلمى و او از امام «امير المؤمنين» (ع) اخذ كرده است . حضرت علی (ع) به هيچ قرائتى جز آنچه با نصّ اصلى وحى كه ميان مسلمانان از پيامبر (ص) متواتر بوده، قرائت نمى‏ كرده است. اين قرائت را عاصم به شاگرد خود حفص آموخته است. از اين رو در تمامى ادوار تاريخ مورد اعتماد مسلمانان قرار گرفت. اعتماد عمومى صرفا براى اين بود كه با نصّ اصلى و قرائت متداول بين مسلمانان، توافق و تطابق داشته است تا جايى كه گفته شد قرائت حفص، قرائت عامه مسلمانان نيست، بلكه قرائت عامه مسلمانان، قرائت حفص است.
چرا اين قرائت را به حفص نسبت دادند؟!
نسبت قرائت به حفص، به اين معنا نيست كه مبتنى بر اجتهاد حفص است، بلكه نسبت رمزى است براى تشخيص اين قرائت . قبول قرائت حفص به معناى قبول قرائتى است كه حفص اختيار كرده و پذيرفته ؛ زيرا اين قرائت از اول بين مسلمانان متواتر بوده است.
2. عاصم در بين قرای معروف به خصوصيات و خصائلى ممتاز بوده كه به او شخصيتى قابل توجه بخشيده است. ضابطى بى‏نهايت استوار و در اخذ قرآن از ديگران محتاط تر بوده است . قرائت را از كسى غير از ابو عبدالرحمن السلمى كه از على عليه السّلام فرا گرفته بود اخذ نمى‏كرد . آن را به زر بن حبيش كه قرائت را از ابن مسعود آموخته بود عرضه مى‏كرد. در تمام دوره‏هاى تاريخ، قرائت عاصم، قرائتى بوده كه بر همه قرائت ها، ترجيح داشته و بين عامه مسلمانان، رواج داشته و همگان بدان توجه داشتند .(1)
پی نوشت :
1. آيت الله معرفت، علوم قرآني، قم، مؤسسه فرهنگي التمهيد، 1381، ص 235؛
آيت الله معرفت، التمهيد في علوم القرآن ، قم، مؤسسة النشر الاسلامى‏ ، 1415ق، ج‏2، ص 245