باعرض سلام به شما
من ميخوام از آقاي نقويان بپرسيد كه دختري هستم 20ساله 1سالي هست كه با آقايي تو دانشگاه آشنا شدم ايشون منو خيلي دوست داره ولي بعضي اوقات حالت رواني داره و به من توهين ميكنه بااينكه بهش كاري ندارم حالا واسه ازدواج باهاش چيكار كنم؟
خواهش ميكنم از حاج آقابپرسيد باتشكر
با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
در انتخاب همسر باید متوجه باشیم مىخواهیم کسى را انتخاب کنیم که قرار است یک عمر در کنار او زندگى کنیم. به همین دلیل نباید این مسئله مهم از روى احساسات و بدون دقت و مشورت انجام گیرد؛ زیرا اگر انسان با همسر ناشایست یا نامتناسب و ناهماهنگ ازدواج کند، با مشکلات متعدد و عدم رضایتمندی از زندگی مشترک روبرو خواهند بود . همچنین گاهی با پدیدۀ طلاق روبرو خواهیم شد. آشنایی در دانشگاه یا هر جایی دیگر باید با نظارت والدین صورت بگیرد. برای ما جای تعجب است که روابط شما تا چه اندازه پیشرفته است که این فرد به سادگی پیش از هر گونه ارتباط مشروعی به توهین به شما می پردازد.
این امر که شما را دوست دارند، نمی تواند دلیلی برای اینکه در آینده هم همین گونه خواهد بود، قلمداد گردد. به طریق اولی نمی تواند دلیل برای آن باشد که در آینده همسر مناسبی برای شما خواهد بود. به عنوان یک دختر و یک انسان کالا نیستید که فقط کافی باشد دیگری از شما خوشش بیاید و در آن صورت پاسخی مثبت ارایه دهید. در بسیاری موارد فرد مقابل فاقد صلاحیت و شایستگی برای احراز مقام همسری است، بلکه در مواردی با افراد دارای شخصیت وابسته روبرو هستیم که در آینده ضربات سهمگینی را بر دختران وارد می آورند.
همه ما براى انتخاب همسر باید معیارهایى داشته باشیم، اما برخی از معیارها چنان ضروری هستند که به سلیقۀ ما هم ارتباطی نداشته و باید آن ها را در انتخاب همسر دخیل بدانیم؛ یعنى دختر و پسر، باید ملاکها و میزان هایى داشته باشند و بدانند چه همسرى، با چه مشخصات و چه صفاتى مىخواهند؟
در نامه کوتاه خودتان به همین مشخصه بسنده کرده اید. توصیه ما آن است که باید به شرایط دیگر نیز توجه نمایید. این مساله را از ابعاد دیگری نیز مورد بررسی قرار دهید که در پاسخ اراسالی، به آنچه ضروری است اشاره نموده ایم. در مجموع مىتوان ملاکها و معیارها و خصوصیاتى را که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود، به دو قسم دسته بندى کرد:
1 - ملاک هایی که رکن و اساس اند و براى زندگى مشترک ضروری هستند؛
2 - ملاک هایی که شرط کمال هستند و براى بهتر و کاملتر شدن زندگى اند و بیش تر به سلیقه و موقعیت افراد بستگى دارند.
ملاک های دسته اول عبارتند از:
1 - تدیّن و دیندارى،
کسى که پاى بند دین نیست، تضمینى وجود ندارد که پاى بند رعایت حقوق همسر و ادامه زندگى مشترک باشد. اگر یکى دیندار و دیگرى بى دین باشد، زندگی آنان روى سعادت را نخواهد دید. سعادت بدون دیانت محال است. اگر هر دو بى دین باشند، باز تضمینى وجود ندارد که رعایت حقوق یکدیگر را بنمایند. البته منظور از دیندارى و تدیّن این است که پاى بندی کامل به اسلام داشته باشند. اسلام را با جان و دل پذیرفته و در عمل به آن کوشا باشند، نه تدین سطحى و بى ریشه و بى عمل.
دین دار بودن، به این است که داراى صفات ذیل باشد: عفت، حجاب، حیا، نجابت، اخلاق خوب، خوش حرف و خوش زبان بودن، اهل نماز و مناجات، علاقهمند به قرآن و اهل بیت پیامبر(ص)، ترس از خدا داشتن، آبرودار بودن، اسراف کار نبودن و...
2 - اخلاق خوب از ویژگىهاى لازم و اساسى براى همسر است. منظور از اخلاق خوب تنها خنده رویى و خوش خلقى نیست، بلکه به معناى اخلاق اسلامى داشتن و نفس را تهذیب و پاک نمودن است. پیامبر(ص) فرمود: با کسى که اخلاق و دینش مورد پسند باشد، ازدواج کنید. اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگى در زمین به وجود خواهد آمد.
فردى از امام رضا(ع) سؤال کرد: براى دخترم خواستگارى آمده که بد اخلاق است. آیا دخترم را به او بدهم؟ حضرت فرمود: اگر بد اخلاق است، دخترت را به او نده.
نمونه اخلاق بد، لجاجت و یکدندگى، تکبر نسبت به همسر، بى ادب بودن، بى وفایى، کینه توزى، سوءظن داشتن، سبکى و هرزگى، کم ظرفیتى و بى تابى، با محبت نبودن و بد چشم بودن است.
حال با توجه به آن که در نامه خودتان به روانی بودن(که نیاز به تشخیص توسط روانشناس دارد!) اشاره کرده اید، می توان دریافت که وی فردی پرخاشگر است؛ هر چند در خصوص خشونت ایشان چیزی نمی دانیم و ممکن است اهل خشونت هم باشد. در این صورت باید متوجه باشید که افراد غالباً پس از ازدواج تغییری نخواهند کرد. به ویژه آن که معمولاً افراد در دوران پیش از ازدواج خویشتن داری و تلاش می کنند چهره ای مناسب از خود نشان دهند اما این فرد دارای چنان ضعفی است که حتی برای مدتی کوتاه نیز نتوانسته است خودش را حفظ نماید . این فرد فاقد صلاحیت لازم برای ازدواج است. ایشان پس از درمان پرخاشگری نیز باید از زوایای متعددی مورد بررسی قرار بگیرند که به آن ها اشاره نموده ایم.
3- شرافت خانوادگى:
منظور از شرافت خانوادگى، شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعى نیست، بلکه نجابت و پاکى و تدین خانوادگى طرفین است، زیرا ازدواج با یک فرد مساوى است با پیوند با یک خانواده و فامیل ایجاد و یک نسل. در ازدواج و انتخاب همسر معقول نیست که انسان بگوید: مىخواهم با خود این فرد زندگى کنم و کارى به کار خانوادهاش ندارم. پیامبر(ص) فرمود: از سبزههاى قشنگى که روى مزبلهها سبز می شود، پرهیز کنید. پرسیدند: مقصودتان چیست؟ فرمود: زن زیبایى که در خانواده پلیدى رشد کرده باشد (پسر نیز همین طور).
4 - زیبایى:
زیبایى نیز یک امتیاز است و در شیرینى و سعادت زندگى زناشویى تأثیر به سزایى دارد. اگر انسانى، قیافه ظاهرى و اندام همسرش را نپسندد و او را دوست نداشته باشد، ممکن است به طور ناخواسته به او ستم و جفا کند . از او بهانه و ایراد بگیرد . زندگى را بر او تلخ نماید یا حتی بعد از ازدواج دل به دیگری دهد. به همسران سفارش شده است که خود را براى هم بیارایند . یکدیگر را اشباع و ارضا کنند تا از انحرافات و مفاسد مصون بمانند.
5 - کفو و هم شان همدیگر بودن:
سنخیت و تناسب و همتایى در علم و سواد و دین و ایمان و فرهنگ و فکر و اخلاق و تحصیلات علمى و سن و مال اگر در تمامى جهات تناسب بیش تر باشد، مشکلات خانوادگى کمتر خواهد بود.
هر قدر روحیات دختر و پسر به یکدیگر نزدیک تر باشد، پیوند ازدواج آن دو از استحکام بیش تری برخوردار خواهد بود. دختر دیندار باید با دیندار ازدواج کند، زیرا دیندار و بی دین به طور طبیعی در مواردی با یکدیگر درگیری خواهند داشت. فرد تحصیل کرده هم باید با شخص درس خوانده ازدواج کند تا یکدیگر را درک کنند.هم چنین تجربه نشان داده است که وقتی اختلاف سن بین دختر و پسر زیاد باشد، پس از گذشت سالیانی چند استحکام خانواده دچار تزلزل می شود. البته همانندی کامل امکان پذیر نیست و نباید در انتخاب همسر وسواسی بود، ولی همانندی نسبی لازم است. اما ملاکها و معیار و مسائل دیگرى که بیش تر مربوط به سلیقه و موقعیت افراد است، در دسته دوم قرار مىگیرد .باید در آن ها نیز به طور نسبی دقت نمود: هم نژاد بودن یا هم شهری بودن یا هم زبان بودن.






