با سلام
آيا تكبر و عجب بايد در كلام و رفتار فرد آشكار باشد تا بگويند چنين كسي به اين رذايل مبتلاست؟ يعني اگر خود فرد خودش را برتر نداند متكبر نيست؟ چگونه مي توان نسبت به نبود اين صفات در عمق وجود خود مطمئن شد؟ چون گاهي چيزهايي به ذهن انسان القا ميشود كه دچار شك ميشويم كه آيا اين از ناحيه ابليس است يا نه/ در نهان خودمان گرفتار هستيم ولي غافليم!
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با مرکز؛
عجب و تکبر، یكی از صفات منفی و رذایل اخلاقی است كه بیانگر رابطه ناسالم انسان با خود می باشد.
تعریف عجب:
صاحب جامع السعادات در مورد عجب نوشته: «عجب يكى از هلاك كنندههاى بزرگ و از رذيلانهترين ملكات بداخلاقى است». رسول خدا(ص) در مذمت عجب فرموده: سه چيز هلاك كنندهى آدمى است (هلاكت به لحاظ حيات انسانى و ايمان)؛ حرصى كه اطاعت و پىگيرى شود، هواى نفسى كه تبعيت گردد و عجب انسان نسبت به خود.(1)
تعریف تکبر:
حقيقت کبر آن است که خويش را بر ديگران در صفتي از صفات کمال زيادت بيند. کبر آن است که خويشتن را از ديگران فرا پيش دارد و بهتر داند. (2) حقيقت کبر ديدن زيادت خود بر ديگري در صفات کمال است. «ابويزيد» گويد: «تا زماني که بنده مي پندارد در ميان مردم بدتر از او وجود دارد، متکبر است»
سؤال شد: «چه وقت متواضع است؟» گفت: «هرگاه براي خودش به مقام و مالي معتقد نباشد. تواضع هر انساني به اندازه خودشناسي و خداشناسي اوست». «عروة بن ورد» گويد: «تواضع يکي از شکارگاه هاي شرافت است. صاحب هر نعمت بر نعمتي که دارد مورد حسد است، جز صاحب تواضع».
«يحيي بن خالد برمکي» گويد: «شخصي بزرگ هرگاه عبادت کند و زهد ورزد، تواضع کرده و نادان هرگاه عبادت کند و زهد ورزد،تکبر کرده است». «يحيي بن معاذ» گويد: «تکبر کردن بر کساني که به سبب مال شان نسبت به تو کبر مي ورزند، تواضع است». (3)
تفاوت عجب و کبر:
دو مفهوم عجب و تكبر شباهت معنایی با هم دارند، اما با این وصف، تفاوت ظریفی بین آن دو وجود دارد؛ عجب آن است كه انسان بدون مقایسه خود با دیگران برای خویش مقام و رتبه و برتری قایل باشد؛ اما كبر آن است كه در مقایسه خویش با دیگران برای خود، بزرگی قایل باشد، بدون اینكه آن را اظهار كند. البته اگر این صفت را اظهار كرد، مثل اینكه در زمان ورود به مجلسی به سبب خود برتربینی بكوشد در صدر مجلس نشیند، آن را تكبر میگویند. ملا احمد نراقی در كتاب معراجالسعاده در تفاوت عجب و تكبر مینویسد: فرق عجب با كبر آن است كه متكبر خود را بالاتر از غیر بداند. مرتبه خود را بیش تر شمارد . در عجب پای غیری در میان نیست بلكه معجب آن است كه به خود ببالد و از خود شاد باشد. خود را شخصی بداند و منعم را فراموش كند.
شناخت عجب و تکبر:
راه شناخت عجب و تکبر دوگونه است:
الف) راه درونی:
هر انسانی از نفس خود آگاه است. با ژرفکاوی در نفس خویش به خوبی میتواند اوصاف واحوال دل خود را باز شناسد.
ب ) راه بیرونی:
با نگرش بر اعمال میتوان اوصاف درونی را شناخت. مثلاً کسی که همواره از خود تعریف و تمجید میکند. معلوم است که گرفتار عجب و خودبینی است. کسی که رفتار متکبرانه دارد و دیگران را خوار و کوچک میشمارد، مبتلا به بیماری کبر شده است. البته هر یک از این دو مراتب مختلفی دارند. مراتب بالای آن واضح و آسانیاب است، ولی مراتب خفیف و نازل آن بسیار دیریاب است و به سادگی قابل تشخیص نیست.
کبريا و بزرگي از آن خداوند است؛ما را که نه طاعت مطيعان است، و نه عبادت عابدان، نه زهد زاهدان، نه صدق صادقان، نه تقواي متقيان، باز اين همه عجب و تکبر و حسد و ريا و جمع و منع دنيا و تفاخر و تکاثر؟!
پی نوشت ها:
1-جامع السعادات،ص125.
2- کيمياي سعادت، ج 2، صص 253-254و 257؛ مرتع الصالحين، ص 160.
3- راه روشن، ص 322.
اخلاق ناصري، ص 179.
روضه المذنبين، ص 84.
مرتع الصالحين، ص 166.
معراج السعاده، ص 265.
شرح تعرف، ج 1، ص 173.
اخلاق محتشمي، ص 297.






