زمانی که همه ی انسان ها متولد می شوند هرکسی درقالب یک شخصیت متولد میشود،پس دراین میان عدالت خداوند کجا رفته که یکی به عنوان یک فرد معمولی و دریک خانواده گنه کار متولد میشود وبه سوی اعمال خدا ناپسندانه سوق داده می شود و دیگری برعکس.
وچرا زمانی که نوزادی متولد میشود به عنوان رهبر دین اسلام متولد میشود، ونوزادی دیگر فردی عادی مثل من متولد میشود.آیا ما،در هنگام تولد حق انتخاب نداریم؟ واگر نداریم،حتما نوع بازخواست من با حضرت محمد(ص)در روز قیامت متفاوت خواهد بود.پس عدالت خداوند چه شد؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
این حقیقت غیر قابل انکار است که شرائط و موقعیت های خاص در زندگی و رشد و تربیت هر انسانی می تواند تاثیرات به سزایی در گرایش و عملکرد او در آینده داشته باشد . این امر هر چند به طور مطلق عمومیت ندارد. اما در بسیاری از موارد دیده می شود که کودک متولد در فضای تربیت دینی یا متولد از والدینی متخلق و متدین ، تبدیل به انسانی با گرایش دینی و مذهبی می شود . اما فردی که در فضای بی دینی و بی توجهی نسبت به مسائل معنوی متولد می شود ، بهره چندانی در این حوزه نمی برد .
اما باید توجه داشت که همه این ویژگی های ژنتیکی و خانوادگی و اجتماعی فرد را ملزم به انتخاب یک مسیر خاص در زندگی نمی کند ؛ از نظر جهان بینی اسلامی همه انسانها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیمگیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم میزنند . بايد بر اساس عقل و دانش و درك خود به حقيقت هر چه كه باشد ايمان بياورند . تكليف براي مسلمان زاده و مسيحي زاده و يهودي زاده و... مساوي است .
در این میان ممکن است فردی بر اساس قابلیت های و موقعیت های فردی و خانوادگی و زمانی و مکانی خاص خود در جایگاه یک پیامبر یا امام هم قرار بگیرد ؛ اما نباید فراموش کرد که هیچ فردی از ابتدا پیامبر به دنیا نمی آید بلکه ممکن است فردی که در خانواده یک پیامبر به دنیا می اید اساسا مومن هم نباشد بلکه همچون همسران حضرت نوح و لوط و یا فرزند حضرت نوح اهل جهنم باشد ؛ پس انتخاب یک فرد به عنوان پیامبر امری جبری و خارج از حیطه اختیار و اعمال اختیاری فرد در آینده نیست .
پیامبر شدن همانند رسیدن به هر مسئولیت و جایگاه دیگری، نیازمند اقتضائات و پیش شرط های زمانی و مکانی و روحی و جسمی است که هر فردی از آن ها برخوردار نیست؛ همه این مزایا معلول علت های مختلف و خاص خودند، چنان که زن یا مرد، زیبا یا نازیبا، تندرست یا بیمار خلق شدن ما هم معلول علت های خاص خود است و در دائره ساختار علی و معلولی عالم تعریف می شود .
يقينا بشر در طول تاريخ و در فواصل معين و در مكان هاي خاصي، نيازمند ظهور افرادي بزرگ و لايق براي انتقال معارف و هدايت هاي الهي به توده جامعه بوده و در اين موقعيت ها، هر فردي كه داراي شرايط لازم و لياقت هاي خاص و در موقعيت مناسب خود بر اساس ساختار علي و معلولي خود متولد مي شد، به اين مقام مي رسيد.
در واقع خدا برای رسانیدن پیام خویش، پیامبرانی را از بین مردم برگزیده است و در هر زمان این شخص برگزیده، دارای بالاترین فضائل اخلاقی است و بین مردم زمان خویش شایستهترین انسان برای رساندن پیام الهی و به دست گرفتن این مسئولیت بزرگ محسوب مي شده؛ هرچند در اقتضائات بشري تفاوتي با ديگر افراد نداشته است؛ چنان كه در قران آمده:
«قل انما أنا بشر مثلکم؛ ای پیامبر ما، به مردم بگو: من انسانی همانند شما هستم». (1)
پس پیامبر در خصوصيات طبيعي بشري، هیچ تفاوتی با انسانهای دیگر ندارد؛ مثلاً پیامبر گرامی اسلام (ص) بسان سایر انسانها، دارای زندگی عادی و طبیعی بود، اما در عین زندگی عادی، با مجاهدت و کوشش فراوان، مقام بندگی و شایستگی خود را برای دریافت وحی به اثبات رساند و چون در اين موقعيت خاص نيازمندي به پيامبر و بر اساس شرايط و ضوابط خاص قرار داشت به اين مقام رسيد.
از آنجا كه درك اين شرايط و كمالات، تنها در توان خداوند و مبتني بر علم بي نهايت اوست، گاهي اين انتخاب ها براي ديگران سخت مي آيد؛ اما حقيقت آن است كه: خداوند بهترين فرد را در هر زمان براي اين مقام بر مي گزيند و اين يعني حقيقت تعبير قرآن : «الله یعلم حیث یجعل رسالته»؛ (2) که خداوند آگاه تر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد!!
اما مشکل اصلي اين پرسش آن جاست که: ممکن است تصور شود، در پیامبر شدن، مزیتی است که در نشدن آن نیست که در این صورت تبعیضی بر ما روا داشته شده است؛ اما با توضیح دقیق روشن می شود که اصلا این گونه نیست؛ در واقع میزان مسئولیت و شدت آزمایش الهی و سطح توقعات خداوند از یک بنده با مقام و موقعیتی که خداوند به او اعطا می کند، رابطه ایی مستقیم دارد و هر چه مقام بالا رود، مسئولیت سنگین تر میشود و تلاش و مجاهدت بیش تری میطلبد.
هر مقام و منزلت و نعمت خداوندی، مسئولیت و تکالیفی مطابق با همان نعمت را به دنبال خواهد داشت. برخورداری از مقام عصمت برای پیامبران و امامان و دیگر مقامات و درجات معرفتی که به ایشان اعطا شده است، ضرورت قرار گرفتن در برابر سخت ترین آزمایشات الهی را نیز در پی داشت و دشوارترین مسئولیت ها و تکالیف را برای ایشان رقم زد.
این گونه نیست که این مقام را به کسی بدهند و او دیگر خیالش راحت و آسوده باشد، بلکه هر چه مقام بالاتر رود، مسئولیتها بیش تر، تکالیف سنگین تر، هجمههای شیطانی بیش تر ؛ تلاش و سختی و مصیبت و امتحان افزایش مییابد؛ بلکه رسیدن به مقام نبوت و یا مقامات بعد از آن هم تنها با گذراندن سختیها و تلاشها و امتحاناتی سخت امکان پذیر است، مانند داستان حضرت ابراهیم (ع) و ذبح فرزند .(3)
در هر حال هر انسانی در هر موقعیت و وضعیتی که قرار دارد، اگر به وظایف و تکالیف خود عمل کند و از آزمون های خود نمره عالی کسب نماید، به موفقیت و سعادت کامل رسیده است. وضعیت انسانی عادی که از هوش و درک و معرفت و ایمانی متوسط برخوردار است، اما به همه وظایف خود عمل کرده،همانند وضعیت پیامبری است که با سطع بالای معرفت و عنایات الهی و امدادهای غیبی به وظایف سنگین خود عمل کرده، و در آزمون های خود، نمره عالی گرفته است.
وضعیت این دو فرد همانند سطح دانش آموز ابتدایی و دانشجوی دکترا است که اگر هر دو تلاش کنند، قادرند نمره بیست بگیرند؛ اگر هر دو بیست گرفتند - از یک جهت- وضعیتی مساوی داشته به یک اندازه قابل تقدیرند.شاید بتوان گفت روایاتی که اشاره به همجواری پیامبران با برخی افراد عادی در بهشت دارد(4)، بیانی از این مطلب و صورتی از همین حقیقت باشد.
پس اختلافات در زمان و مکان زندگی انسان ها امری کاملا طبیعی و منطقی و بر اساس ساختار علّی و معلولی عالم است و اشکالی بر آن نیست ، اما مهم آن است که بدانیم این افراد گوناگون در محیط های مختلف و با گرایشات فکری و فرهنگی و باورهای سنتی متفاوت و حتی توانایی های ادراکی متفاوت و اختلاف در دست رسی به حقیقت ادیان آسمانی ،به یک گونه مورد سوال خداوند قرار نخواهند گرفت و خداوند در نوع تکالیف و مسئولیت ها و آزمونها و محاسبه اعمال به شکلی متفوات با آن ها برخورد خواهد نمود .
پینوشتها:
1. کهف (18) آیه 110.
2. انعام (6) آيه 124.
3. بقره (2) آیه 253.
4. شيخ صدوق ، أمالي ، انتشارات اعلمى، بيروت ، 1400 ق ، ص 298.






