1

سلام رابطه اهل سنت با آل امیه و ال زبیر چیست ؟؟؟؟؟؟

پرسش: 1
شرح : سلام رابطه اهل سنت با آل امیه چیست ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در روایات وارد شده از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) در کتب اهل سنت بنی امیه افرادی ملعون، منفور، و فاسد شمرده شده اند.
از پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده است که مدام می فرمود: «ویل لبنی امیة؛ (1) وای بر بنی امیه».
این کلام پیامبر، دلالت بر گمراهی امویان دارد؛ چرا که کلمه ویل در قرآن، نسبت به کفار و منافقان و کسانی که عاقب بد و شومی دارد، به کار رفته است.
در این باره عبدالله بن مطرف می گفت : «ابغض الناس الی النبی بنو امیة و بنوحنیفة و ثقیف؛ (2) منفورترین مردم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله، بنی امیه و بنی حنیفه و ثقیف بودند.
همچنین در تفاسیر اهل سنت آمده است که : پیامبر (صلى الله علیه وآله) در خواب دید که امویان همچون بوزینگان از منبر ایشان بالا می روند و مردم را به انحراف می کشانند، از آن روز غمگین و ناراحت بود و دیگر نخندید تا از دنیا رفت. (3)
اما در باره هشدار پیامبر (صلى الله علیه وآله) نسبت به این خاندان آمده است : «اذا بلغت بنو امية اربعين اتخذوا عباد الله خولا و مال الله نحلا و کتاب الله دغلا؛ (4) هرگاه تعداد بنى امیه به چهل تن رسد، بندگان خدا را برده خود گردانند و مال خدا را حیف و میل کنند و کتاب خدا را به فساد و تباهى کشند».
و اما حکم ابن عاص بن امیه هنگامی که اجازه خواست که به حضور پیامبر مشرف شود، پیامبر صدای او را شنید و او را شناخت. فرمود: بگذارید داخل شود. نفرین خداوند بر او و بر فرزندان او باد، مگر آنانی که مؤمن هستند؛ و چه بسیار کم اند مؤمنانشان. آنان اهل مکر و حیله اند؛ به دنیا بها می دهند و آخرت را وامی گذارند؛ از این رو، دنیا نصیب آنان می گردد و در آخرت هیچ بهره ای ندارند. (5)
همچنین در تاریخ آمده است که:
هر کودکی که به دنیا می آمد، نزد پیامبر (صلى الله علیه وآله) می بردند تا برایش دعایی کند و طلب خیر نماید. وقتی مروان بن حکم به دنیا آمد و او را نزد رسول خدا بردند، پیامبر امتناع کرد و فرمود: «هو الوزغ ابن الوزغ الملعون ابن الملعون؛ (6) او وزغ ِ وزغ زاده و ملعون ِ ملعون زاده است. نابودی امت من به دست او و فرزندانش خواهد بود».
در نهایت به این فرمایش پیامبر گرامی اسلام (صلى الله علیه وآله) اشاره می کنم که فرمود:
پس از من، خاندانم به دست همین امت، دچار قتل و غارت و پراکندگی می شوند. به راستی که بنی امیه و بنی مغیره و بنی مخزوم، بیشترین بغض و کینه را نسبت به ما دارند. (7)
اما لازم است ياد آور شويم كه اهل سنّت معتقدند نبايد بر ضدّ پيشوا و نظام سياسىِ ستمگر دست به قيام زد و براى برپايى عدالت، عليه حاكم ظالم خروج كرداين كار حرام و نامشروع است. (8)
از اين روبه حكومت معاويه يزيدو بسياري از ظالمان بني اميه تن داده اند.
پي نوشت ها :
1. ابن الأثير، أسد الغابة، ناشر : دار الكتاب العربي - بيروت - لبنان ،ج2، ص46.
2. مجمع الزوائد، هیثمی، ج 10، ص 71، معجم الصحابة، ابن قانع، ج 2، ص 129، مستدرک الحاکم النیشابوری، ج 4، ص 529.
3. الطبراني، المعجم الكبير،تحقيق : تحقيق وتخريج : حمدي عبد المجيد السلفي،ناشر : دار إحياء التراث العربي،ج18،ص230؛ الدر المنثور، سیوطی، ج 5، ص 310.
4. نعيم بن حماد المروزي،كتاب الفتن، تحقيق تحقيق وتقديم : الدكتور سهيل زكار،سال چاپ : 1414 - 1993 م، ناشر : دار الفكر - بيروت - لبنان، ص73.
5. الحاكم النيسابوري،المستدرك، تحقيق إشراف : يوسف عبد الرحمن المرعشل ، ج 4، ص 481.
6. مستدرک، حاکم نیشابوری، ج 4، ص 479.
7. کتاب الفتن، ص 131.
8. براي آگاهي بيشتر، ر.ك: محمد مهدى شمس‏الدين، نظام الحكم و الادارة في الاسلام، قم، دارالثقافه ص ‏167.
---------------
پرسش: رابطه اهل سنت با آل زبیر چیست ؟
پاسخ:

زبیر بن العوام یکی از یاران معروف پیامبر بود. او از سابقون و جزء مسلمانانی بود که در هنگام حضور پیامبر در مکه به ایشان ایمان آوردند. زبیر در دوران رسالت پیامبر و خلافت خلفاء نیز بسیار برجسته است.
پس از رحلت پیامبر او یکی از مدافعان خلافت علی ابن ابی طالب بود. همچنین او یکی از اعضای شورای 6 نفره‌ای بود که عمر در روزهای آخر زندگی‌اش برای تعیین خلیفه پس از خود تشکیل داده بود. اما او پس از به خلافت رسیدن علی علیه السلام به مخالفت با او برخاست و یکی از سردستگان گروه شورشی ناکثین یا همان اصحاب جمل شد که به همدستی خواهر همسرش یعنی عایشه و رفیق صمیمی‌اش، طلحه، به بهانة انتقام خون عثمان، که پیش از به حکومت رسیدن علی به قتل رسید، جنگی را بر ضد حکومت علی برپا کردند. زبیر در اثنای جنگ جمل توبه نمود و بر اثر ملاقاتی که با امام علی داشت از سپاه عایشه کناره گیری کرد و دست از جنگ کشید؛ به همین دلیل یکی از اصحاب جمل در بیرون بصره، در مکانی که امروز قبر زبیر واقع شده است، او را کشت. در هر صورت، زبیر در حالی کشته شد که توبه کرده بود و دست از مخالفت با علی برداشته بود.
از مشهورترين فرزندان زبير، عبدالله، مصعب ومنذرند
عبدالله بن زبير مدت هاى مديدى خطبه جمعه را ايراد كرده ولى نام پيامبر و صلوات بر پيامبر را نياورده است; بهانه او اين بوده كه پيامبر ـ صلى الله عليه و آله سلّم ـ خاندان ـ نعوذ بالله ـ بدى دارد. و نمى خواهد، آن ها احساس غرور كنند. (1)
با اين وجود عبد الله داراي جايگاه بالايي نزد اهل سنت مي باشد؛ اهل سنت او را در ردیف علمای برجستة مدینة منّوره مي دانند و او را یكی از عبادلة اربعه (عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمرو بن عاص، و عبدالله بن زبیر) می دانند.
سیوطی وي را از جمله افرادی می‌شمارد كه كتاب‌الله را در سینه‌اش حفظ كرده و نزد پیامبر اكرم صلّی ‌الله ‌علیه‌ و سلّم‌ خوانده‌اند.(2)
مصعب، از نوجوانی در دستگاه حکومتی برادرش عبدالله، که بر حجاز (مکه) حاکم بود، رشد کرد و در کنار او روزگارش را می گذراند و در وقایعی که برای خلافت، پیش می آمد، شاهد بود. تا زمانی که از طرف برادر، فرماندار و والی بصره شد.
از مهم ترین حوادث زندگی مصعب، رویارویی او با مختار ثقفی می باشد. در زمان قیام «مختار»، اغلب قاتلان حادثه کربلا، به بصره فرار کرده و مخصوصا اشراف و بزرگان کوفه در همان راستا، به بصره رفته و به مصعب، پناهنده شدند و مصعب از آن ها استقبال و حمایت کرد، تا جایی که پس از مدتی آن شهر، پایگاه دشمنان خدا و جانیان شد. او با پشتیبانی آن ها (اشراف و سران کوفه) و برادرش عبدالله بن زبیر، توانست بر عراق (بصره و کوفه)، مسلط شود و آن ها را به زیر نفوذ خود درآورد و به جنگ مختار برود. (3)
مصعب گرچه خود را پیرو پیامبر (ص) می دانست، ولی در واقع مرد دنیا پرست و جنایتکاری بود و گروه زیادی را به قتل رساند. حتی به کسانی که تسلیم شده بودند از سپاه مختار رحم نکرد و آنان را کشت. (4) و با مختار و خون خواهان حسین (ع) جنگید.
نتيجه:
با تمامي ظلم هايي كه فرزندان زبير روا داشتند، اهل سنت از آنان به نيكي ياد مي كنند!!
پي نوشت ها :
1. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج2، ص 127 ؛ العقد الفريد، ج4، ص 413.
2. هاشمی، عبدالمنعم؛ عصر‌الصحابه؛ ص 411، چاپ چهارم، بیروت: دار ابن‌كثیر،‌ 1424هـ/ 2003م.
3. دینوری، اخبار الطوال، ترجمه مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، 1364، چ1، ص 348.
4. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر للطباعه و النشر، 1385 ق ، ج 4، ص 273 - 274.