سلام با وجود اینکه پیامبر 57سال سن داشت چرا با عایشه 7 ساله ازدواج کرد و اگر مقصود ایشان ارتباط نزدیک با قوم عایشه بوده با زنی مسن تر از قوم او ازدواج نکرد؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در مورد سن عایشه در هنگام اجرای صیغه عقد می گوییم:
اولا: شرایط سنی که در فرهنگ ما ایرانیان امروزه متداول است، در آن عصر و نزد عربهای آن زمان متداول نبود. بسا اتفاق میافتاد دختران نو رسیده به عقد مردان کهنسال در میآمدند. در این گونه ازدواجها هیچ گونه خرده گیری و ملامتی وجود نداشت. مانند این که در تاریخ آمده است که عمر از عثمان خواست که دخترش حفصه را به عقد خود در بیاورد در حالی که عثمان حدود بیست سال از عمر بزرگتر بود نیز به ابو بکر که حدود ده سال از عمر بزرگتر بود پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد . آری این گونه ازدواج‌ها در آن فرهنگ پذیرفته شده بود. (1)
و ثانیا: این یکی از دروغ‌های روزگار است که عایشه در هنگام ازدواج کم سن و سال بود در این مورد گفته اند: پیامبر (ص) عایشه شش یا هفت ساله را به عقد خود درآورد و در نه سالگی با او عروسی کرد؛ هم سن عایشه در هنگامی که به عقد پیامبر درآمد، بیش از شش یا هفت سال بود؛ هم در هنگام عروسی بیش از نُه سال داشت.
در مورد جملة نخست؛ (سن عایشه در هنگام اجرای صیغه عقد)می گوییم:
1 . برخی از مورخان مانند ابن قتیبه دینوری نوشته اند:‌عایشه در سال 57 هـ ، و در هفتاد سالگی درگذشت. (2) معنای این سخن آن است که عایشه در سال اوّل بعثت متولد شد.
تاریخ اجرای صیغه عقد را یک ماه بعد از رحلت حضرت خدیجه و پس از عقد «سوده» بیان کرده‌اند. (3) حضرت خدیجه در رمضان سال دهم بعثت از دنیا رفت و در شوال همین سال عایشه به عقد پیامبر(ص) درآمد. (4)
بااین داده تاریخی می‌گوییم: عایشه در هنگام عقد بیش از ده سال داشت.
2 . برخی از سیره نویسان همانند «ابن اسحاق» و «ابن هشام» که پیشگامان در سیره نویسی هستند، می‌نویسند: عایشه بیستمین فردی بود که به پیامبر اسلام(ص) ایمان آورد و اضافه می‌کنند: قبل از عایشه خواهرش اسماء و بعد از عایشه «خبّات بن اَرَّت» مسلمان شدند. (این امر درحدود سال چهار بعثت و بعد از آشکار شدن دعوت پیامبر (ص) رخ داد.) و می‌افزایند عایشه در این هنگام به سن تکلیف نرسیده و صغیره بود. (5)
صغیره بودن به چه معنا است؟ قطعاً به این معنا نیست که دوره شیرخواری را طی می‌کرده، چرا که در این دوره معقول نیست گفته شود اسلام را اختیار کرده بود، بلکه باید در این هنگام سنّ عایشه در حدی باشد که بتوان نسبت اسلام آوردن را به او داد.
حضرت علی (ع) در هنگامی که اسلام اختیار کرد، بین ده تا سیزده سال داشت. متذکر شده‌اند. حضرت در این هنگام صغیر بود، «رجل» نبود. حال درباره عایشه هم می‌بایست طوری سخن گفت که معقول باشد، یعنی سنش به اندازه‌ای باشد که بتواند اسلام را اختیار کند تا بگویند بیستمین مسلمان است، لیکن کم‌تر از سن بلوغ باشد. اگر بلوغ دختران نه سال است، ایشان در این هنگام مثلاً هشت ساله باشد. در این صورت معنایش این است: هنگامی که به عقد پیامبر (ص) درآمد، حدوداً پانزده ساله بود، نه نُه ساله.
ثانیاً : در زمان پیامبر (ص) سن ازدواج دختران در همین حدود معمولی و متعارف بود. عرب‌های شبه جزیره خوش نداشتند دختر دیر ازدواج کند و مدت‌ها در خانه پدر بماند. بلکه می‌کوشیدند تا دخترانشان را زودهنگام شوهر دهند و خیالشان از این بابت آسوده شود.
بنابراین ازدواج دختران در سنین کم در آن عصر و زمان پسندیده و متعارف بود و هیچ اشکالی نداشت.
طبعاً سنت‌های اجتماعی و فرهنگی هر ملت و هر زمان را باید با معیارهای همان جامعه مورد سنجش قرار داد، نه با معیار‌های عصر حاضر.
اگر پیامبر (ص) در این مورد مرتکب اشتباهی می‌شد و کاری غیر متعارف انجام می‌داد، بدون شک دشمنان حضرت از آن سوء استفاده می‌کردند و آن را بر ضد دعوت پیامبر اسلام (ص) به کار می‌گرفتند.
در تاریخ هیچ نشانی نیست که دشمنان قسم خورده حضرت از این ازدواج دستاویزی برای کوبیدن شخصیتش گرفته باشند. این خود دلیلی است که ازدواج حضرت با عایشه بر خلاف عرف نبود.
بین عقد و عروسی عایشه حدود پنج سال فاصله بود، یعنی اگر عایشه در 10 سالگی مثلاً به عقد پیامبر (ص) در آمد، عروسی او در پانزده سالگی اتفاق افتاد، و ازدواج در چنین سنی متعارف بود و اشکالی ندارد. حال امروزه شما با معیارهای جدید (که برخی از این معیارها مخدوش است) می خواهید عمل پیامبر را محک بزنید خوب است به این معیارها توجه شود که چه مقدار اعتبار دارد . پیامبر اسلام نه می توانست و نه می خواست که همه معیارهای اجتماعی را بهم بزند که این شدنی و منطقی نیست یک مصلح اجتماعی می باید با بهره گیری از وضعیت موجود آن را به وضعیت مطلوب حرکت دهد .
در مورد ازدواج‌ پیامبر (ص) باعایشه باید دانست که اصولا هدف آن حضرت، مسئله شهوت جنسی نبود؛ زیرا پیامبر در اوج جوانی و کشش جنسی با زنی بیش از سن خود ازدواج می‌کند و تا سن 55 سالگی، همان یک همسر را دارد؛ بنا بر این باید هدف پیامبر را در چیز‌های دیگر جستجو کرد.
در راستای این اهداف پیامبر (ص) با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگِ «تیم»، با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدی»، با ام‌حبیبه دختر ابوسفیان از قبیلة نامدار بنی‌امیه، ام سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی اسد، میمونه از بنی هلال و صفیه از بنی‌اسرائیل پیوند زناشویی برقرار نمود. ازدواج مهم ترین پیوند و میثاق اجتماعی است، به ویژه در آن فرهنگ تأثیر بسیاری از خود به جا می‌گذارد.
در آن محیطی که جنگ و خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه به تعبیر «ابن‌خلدون» جنگ و خونریزی و غارتگری جزو خصلت ثانوی آنان شده بود، بهترین عامل بازدارنده از جنگ‌ها و عامل وحدت و اُلفت، پیوند زناشویی بود. به همین جهت پیامبر(ص) با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با قبایلی که بیش از دیگران با پیامبر (ص) دشمن بودند، مانند بنی امیه و بنی اسرائیل،‌ازدواج نمود. امّا با قبایل انصار که از سوی آنان هیچ خطری احساس نمی‌شد و آنان نسبت به پیامبر (ص) دشمنی نداشتند، ازدواج نکرد.
«گیورگیو» نویسندة مسیحی می‌نویسد: محمد (ص) ام حبیبه را به ازدواج خود در آورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان و سایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام‌حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده‌های مکه شد. (6)
اما اینکه چرا آن حضرت با فرد دیگری از طایفه ابوبکر ازدواج نکرد شاید به این جهت بوده که خود ابوبکر تمایل داشت که دخترش را به پیامبر بدهد. همچنین برخی از خانم های برجسته اسلامی بعد رحلت خدیجه پیشنهاد کردند که حضرت با عایشه ازدواج نماید افزون بر این همسر پیامبر بودن نیاز به ویژه گی هائی دارد که ظاهرا در عایشه وجود داشته است. (7)
پیامبر (ص) نیز در زمان ازدواج با عایشه حدود 54 ساله بود.
پی نوشت ها:
1. الاستيعاب فى معرفة الأصحاب، أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر،ج‏4،ص 1811، تحقيق على محمد البجاوى، بيروت، دار الجيل، ط الأولى، 1412/1992؛ أسد الغابة فى معرفة الصحابة، عز الدين بن الأثير أبو الحسن على بن محمد الجزرى،ج‏6،ص:65، بيروت، دار الفكر، 1409/1989.
2. المعارف، ص 134، ابن قتیبه دینوری (ابومحمد عبد الله بن مسلم ) ،تحقیق :ثوت عکاشه ،قم ،انتشارات الرضی ،1415 قمری.
3. ابن سعد محمد کاتب واقدی، طبقات الکبری، ج 8، ص 79، بیروت، دار صادر ، 1401 ق .
4. همان، ص 58.
5. سیره ابن هشام، ج 1، ص 290، بیروت،دار احیاء التراث العربی،1421 ق چاپ سوم ،تحقیق : مصطفی الصقا و ... .
6. محمد پیامبری که از نو باید شناخت، ص 207.
7. حسن عاشوری لنگرودی ، همسران پیامبر (ص)، تهران، هستی نما ،1386 ، چاپ اول،ص 155- 156 .