سلام
من با یه دختر هستم حدود یکساله قرار با هم ازدواج کنیم دختر اخلاقش خوبه فقط قیافش اونجوری نیست که من میخوام ولی خیلی دختر خوبیه قبولش دارم ولی احساسم نسبت بهش سرده یه حالتی که هیچ حسی بهش ندارم فقط اخلاقش با من میسازه موندم چکار کنم؟

پرسشگرگرامي با سلامو سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا باید به نکته ایی اشاره گردد که ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج به هر نحو که خارج از ضوابط و چارچوب های پذیرفته شده صورت گیرد، نهایتاً ضربه آمیز خواده بود و این مسأله در خصوص دختران بیشتر خواهد بود. حال تصور کنید که پس از ماه‌ها ارتباط به دلیل عدم داشتن احساس مناسب نسبت به چهره درخواست جدایی را بدهیم و باید دید در آن صورت چه خواهد شد؟ البته شما نباید بر اساس ترحم و دلسوزی نیز رفتار نمایید. چون در آینده تاوان سنگینی را بر دوش شما و ایشان قرار خواهد داد، اما این نتیجة مستقیم ارتباط غیر رسمی است. اما در مورد مسالة چهرة ایشان باید به برخی نکات نیز اشاره گردد:
گاهی شما هیچ احساسی نسبت به این فرد ندارید، اما گاهی احساس نامناسبی نیز نسبت به او دارید. فقدان احساس مثبت اندکی قابل پذیرش است، اما هنگامی که فرد احساس نامناسبی نسبت به دیگری دارد، حتماً باید از ازدواج پرهیز نمود.
وضعیت چهره هر چند نقشی تعیین کننده در رضایتمندی زناشویی ندارد، و پس از ازدواج نمی‌تواند به تنهایی عاملی برای خوسبختی زوجین در زندگی مشترک محسوب گردد؛ اما در آغاز ازدواج امری مهم تلقی شده و باعث شکل گیری یا عدم شکل گیری روابط مناسب همسران می‌گردد؛ در نتیجه همواره به عنوان یک عامل مهم در نظر گرفته می شود.
در ادامه باید بیافزاییم که دیدگاه افراد نیز در این مورد متفاوت است.
گاهی افراد می‌توانند با یک چهرة نسبتاً مناسب کنار بیایند و آن را عامل منفی مهم و تعیین کننده در نظر نمی‌گیرند. برای مثال گاهی فرد ویژگی‌هایی منحصر به فرد را در فرد مقابل می‌یابد که در مجموع به این نتیجه می‌رسد که در آینده می‌تواند با این مسأله کنار بیاید و آن را در نظر نگیرد و از آن در مواقع بحرانی و تنش ‌زا به عنوان یک نقطه ضعف استفاده نکند. اگر وضعیت چنین باشد می‌توان از این نظر ازدواج مذکور را مجاز دانست.
اما هنگامی که فرد با خود می‌اندیشد و دربارة این مسأله هنوز به اطمینان نرسیده است و بیم آن دارد که در آینده احتمالاً از این فرد دلزده شود و نتواند خویشتنداری کند و ممکن است نسبت به او دلسرد شود؛ در این صورت حتماًً باید به آن به عنوان یک عامل مهم نگریسته شود؛ چون ممکن است در اینده منجر به بروز مشکلات جدی در روابط بین فردی گردد و از آن بله عنوان یک دستاویز برای تنش آفرینی سوء استفاده شود.
اما گاهی افراد می‌توانند به صورتی خودآگاهانه با مسایل روبرو شوند و مطمئن باشند که پس از ازدواج نیز می‌توانند تمام مزایای فرد مقابل را در نظر بگیریند و برای مثال همانطور که در نامه نوشته‌اید بدانند که اخلاق سازگارانه‌ای دارد و می‌تواند نقش مثبت را در زندگی بیافریند. در این صورت این قبیل افراد می‌دانند که در آینده هرگز تغییر عقیده نخواهند داد. در این موارد شما باید به سایر عرصه‌های زندگی خود بنگرید که آیا بسیار زود تغییر عقیده می‌دهید و از یک مسأله دلسرد می شوید یا نه؟ همچنین توجه کنید که آیا معمولاً بر اساس اصول عمل می کنید یا آنکه اصول را بر اساس بهانه‌ها نادیده می‌گیرید؟
نکته دیگر مربوط دلسوزی یا ترحم بر فرد مقابل است که متأسفانه در ازدواج باید از آن فارغ باشید و ازدواج هایی که بر این پایه شکل می‌گیرند، معمولاً از ثبات لازم برخوردار نیستند. در نتیجه شما نمی‌توانید به دلیل دلسوزی نسبت به این فرد که ممکن است چهرة جذابی نداشته باشد و ممکن است کسی او را به همسری انتخاب نکند به ازدواج با او اقدام نمایید.
اما اگر از تمام این موانع عبور کردید و به اطمینان دست یافتید که در آینده هرگز تغییر عقیده نخواهید داد، به دنبال بهانه نخواهید بود و از آن به عنوان یک نقطه ضعف برای سرکوفت زدن به او و تفاخر استفاده نخواهید کرد و مهم‌تر از همه بیشتر ارزش‌گرا هستید تا ظاهر‌گرا می‌توان از این نظر مطمئن بود، اما سایر شرایط نیاز به بررسی جداگانه دارد که باید آن ها را نیز در نظر بگیرید و سپس به ازدواج اقدام نمایید.
به این نکته نیز توجه داشته باشید که بسیاری از شاخصه‌های طرفین پس از ازدواج و بر اثر شدت یافتن دلبستگی افراد نسبت به یک دیگر کاملاً تحت‌الشعاع قرار گرفته و محو می‌گردد. این امر در بسیاری از زوجین صحت دارد و باعث می‌شود تا طرفین با ارزش‌ها و خصوصیات مثبت همسرشان ارتباط برقرار سازند و ایرادهای جزیی و آن هم در حدّ خصوصیات فیزیکی مانند چهره را چندان مورد توجه قرار ندهند. عجیب ‌تر آنکه بر خلاف تصور عمومی که افراد دارای همسران زیبا خوشبخت‌تر هستند، خوشبختی در این قبیل خانواده‌ها کمترین میزان همبستگی را با وضعیت جذاب بودن چهرة همسران این افراد نشان می‌دهد و در بسیاری خانواده‌ها هم نارضایتی در این قبیل خانواده‌ها وجود دارد که دلایل خاص خود را دارد.