سلام من دختري ١٩ساله هستم كه با بسري كه دوسش دارم ارتباط دارم اما ارتباف ما فقط در حد چت كردن هس و خيلي مواظبيم كه هيچ گناهي صورت نگيره حتي همدگيرو به اسم هم صدا نميكنيم_قصدمون ازدواجه اماپدرم به علت پولدار نبودنش راضي نيست_ميخواستم بپرسم ايا اين رابطه مادرسته يانه
با سپاس و تشکر از ارتباط تان با مرکز
ارتباط بین دختر و پسر به هر نحو که انجام شود، نمی تواند مناسب باشد. بنابراین این مسأله اهمیت ندارد که با اسم کوچک همدیگر را صدا می زنید یا چه چیزهایی را رعایت می کنید. گاهی ما استاندارد یا معیاری را برای خودمان در نظر می گیریم و گمان می کنیم که این همان نقطه امن است؛ اما این قبیل مسایل تنها تصوراتی است که در بارۀ موقعیت ها از خودمان ارایه می دهیم که واقعیت ندارند. گاهی هم سطح معیار ما این نقطه قرار می گیرد که هیچ گناهی صورت نگیرد و گمان می کنیم که این میزان کافی است، اما مسأله به اینجا ختم نمی شود. مسایلی مانند وابستگی خطراتی هستند که می توانند مانع از شناخت کافی شوند.
از نظر شرعی نیز به فتوای برخی مراجع تقلید چت کردن با جنس مخالف و به طور کلی ارتباط و نامه نگاری دختر و پسر نامحرم، چه از طریق شبکه اینترنت و چت کردن و چه از راه های دیگر غالبا منشأ فساد است.جایز نیست. چت کردن با نامحرم بدون ضرورت اشکال دارد و گناه است.(1) همچنین صحبت کردن های غیر ضروری با نامحرم از مناسب ترین جایگاه های نفوذ شیطان است. ممکن است ناخود آگاه انسان را به روابط غیر اخلاقی سوق می دهد.
تجربه های مکرر نشان داده که رابطه های دختران و پسران پیامدهای منفی دارد. فضاي مجازي فضايي پر از ابهام است و به راحتي نميتوان طرف مقابل را شناخت و اعتماد کرد. فردی که از طریق چت کردن با شما ارتباط برقرار می کند، معلوم نیست که هویتش درست باشد، پس از شما خواستگاری می کند، در حالي که هويت شما نیز براي او کاملاً ناشناخته است. می توان گفت آن پسر می تواند همسر مطلوبی باشد ؟
مهم ترین گام در امر ازدواج داشتن شناخت و اطلاعات کافی در مورد همسر آینده و خانواده اش است. شناخت از راه تحقیق درست توسط یک فرد زیرک و با تجربه و فراست به دست می آید. باید با خود، دوستان، اقوام و آشنایانش و از مدرسه یا دانشگاهی که آن جا درس خوانده، کسب اطلاعات کند، سپس اطلاعات به دست آمده را پردازش و تحلیل کند. از مجموع آن نتیجه گیری کند. در آن صورت می توان در مورد ازدواج تصمیم نهایی را گرفت. اما بدون این قبیل موارد که کاملاً منطقی و عقلانی و راه مناسب برای شناخت هستند، با کدام اعتماد میتوان گام پیش نهاد؟
در نتیجه یکی از توصیههای مشاوران به دختران و پسران این است: پیش از قول جدی در حضور خانواده و متعهد شدن نسبت به همدیگر بر اساس عرف، شرع و قانون به همدیگر دل نبندید. دلیل آن هم روشن است،چون بعد از وابستگی عاطفی ،امکان دستیابی به شناخت مناسب نخواهد بود. از دست مشاوران هم کاری بر نمی آید مگر در جلسات مشاوره متعدد و تازه آن هم با قصد جدی خود دختر یا پسر!
گاهی ممکن است چنین تلقی شود که کار خاصی انجام نمیدهیم و فقط گفتگو می کنیم و این که گناهی ندارد، چون نه بدن ما با یکدیگر تماس دارد و نه کار خاصی انجام میدهیم که مثلاً همدیگر را ببینیم؛ اما اگر به راستی تا این اندازه سطح آن نازل است، چه هدفی را برآورده میسازد و چرا فرد مقابل برای دریافت آن این همه پافشاری می کند؟ آیا برای دریافت هیچ این درخواست را دارد؟ پس تاثیری خاص دارد . مخالفت آن با فطرت پاک انسانی و مخالفت صریح شرعی نیز به همین دلیل است.






