سلام.1-آیا این بی انصافی نیست که مثلا فردی تمام نماز را درست بخواند به جز قرائت صحیح.حال به خاطر همین نمازش باطل حساب شود؟این را قبول دارم بین فردی که رعایت می کند با فردی که نمیکند باید فرق باشد ،اما به اندازه ی بطلان نماز؟
2-در کتاب دینی راهنمایی خواندم اگر کسی از رفتن به حج واجب خود داری کند دوزخی خواهد شد،آیا انصاف است که یک عمر نماز و روزه و... به خاطر یک عمل(حال می خواهد اسمش لج بازی باشد یا هر چیز دیگری)به باد برود؟
3-یا فردی که عمری مومن بوده اما درست قبل از مرگ کافر شده و کافر از دنیا می رود،حال کافر حساب شود؟
4-یا کسی که یک روز روزه واجب را عمدا نگیرد 60 روز باید روزه بگیرد؟
5-یا حدیثی شنیده ام که اگر کسی مرجع تقلید نداشته باشد تمام اعمالش محاسبه نمیشود!!!
از این نمونه ها در دین زیاد است....
خواهشا در صورت امکان به تک تک حالت ها جداگانه پاسخ دهید.

پرسش 1:
انصاف
شرح : سلام.1-آيا اين بي انصافي نيست که مثلا فردي تمام نماز را درست بخواند به جز قرائت صحيح.حال به خاطر همين نمازش باطل حساب شود؟اين را قبول دارم بين فردي که رعايت مي کند با فردي که نميکند بايد فرق باشد،اما به اندازه ي بطلان نماز؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
اولا: ما نمي دانيم که خداوند با اين گونه اعمال چگونه معامله مي کند و چه بسا ممکن است که خدا به عمل ناقص نيز اجر و پاداش بدهد؛ چون بالاخره اين عمل به نيت بندگي بجا آورده شده و عمل نيک است و خدا عمل نيک را بي مزد نخواهد گذاشت. ثانيا: در اين باره بين جاهل قاصر و مقصر فرق است و چون برخي از افراد ضعف قرائت شان ناشي از قصور است؛ لذا از آن ها پذيرفته خواهد شد. چون قرائت در نماز جز واجبات نماز است؛ اگر کسي از روي عمد اين واجب نماز را ترک کند، در واقع ترک عمل واجب نموده و در حقيقت عمل او محقق نشده و ناقص انجام شده و عمل ناقص به جاي عمل درست و کامل محکوم به صحت نيست. به عنوان مثال اگر يک قطعه حساس از يک هوا پيما ناقص باشد، طبيعي است که آن هوا پيما پرواز نمي تواند و در اينجا نمي توان گفت با نقص يک قطعه بي انصافي است که پرواز نکند. نماز که وسيله معراج مومن بلکه خود معراج مومن است، نيز چنين است؛ پس با نقص يک جزء مهم آن نماز محکوم به بطلان است.
پرسش 2:
در کتاب ديني راهنمايي خواندم اگر کسي از رفتن به حج واجب خود داري کند دوزخي خواهد شد،آيا انصاف است که يک عمر نماز و روزه و... به خاطر يک عمل(حال مي خواهد اسمش لج بازي باشد يا هر چيز ديگري)به باد برود ؟
پاسخ:

قيامت روزى است كه به حساب بندگان رسيدگى مى‏شود و هر كس آنچه انجام داده محاسبه شده و اگر عمل خوب باشد، به كننده آن ثواب و اگر بد باشد ، به كننده آن عقاب داده مى‏شود. آن روز به كسى ظلم نمى‏شود و انسانها آنچه را كه انجام داده‏اند، به چشم خويش مشاهده مى‏كنند"عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ" (1) در چنين روزى هر كس مى‏فهمد كه چه كرده است " لذا يكى از نامهاى قيامت "روز حساب" است كه خداوند در آن روز بر اساس آيهْ"أَنِّي لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى" (2) البته من كه پروردگارم عمل هيچ كس از مرد و زن را بى مزد نگذارم" اجر هيچ كس را ضايع نكرده و بر اساس عدالت رفتار مي كند و مقتضاي برخورد عادلانه آن است كه اگر كسي ذره اي كار نيكو كرده، به پاداش آن رسيده و اگر ذره اي مرتكب گناه شده به عقاب آن رسيدگي شود
حال حج از اموري است كه مانند نماز ، روزه و... واجب شده و تارك آن به شدت و مورد نهي واقع شده است آنچنانكه در حديثي از امام رضا (ع) آمده است "اعْلَمْ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَنَّ الْحَجَّ فَرِيضَةٌ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ اللَّازِمَةِ الْوَاجِبَةِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ قَدْ وَجَبَ فِي طُولِ الْعُمُرِ مَرَّةً وَاحِدَةً وَ وُعِدَ عَلَيْهَا مِنَ الثَّوَابِ الْجَنَّةُ وَ الْعَفْوُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ سُمِّيَ تَارِكُهُ كَافِراً وَ تُوُعِّدَ عَلَى تَارِكِهِ بِالنَّارِ فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ" (3) اي مکلّف به تکليف حج، خدايت مورد رحمت قرار دهد. به تو هشدار مي دهم که حج فريضه اي از فرائض خداوند جليل و عزيز است و بر آن که داراي استطاعت مي باشد واجب است و اين وجوب در تمام عمر انسان يکبار است و خداوند بر انجام دهنده آن وعده بهشت و گذشت از گناهان داده است و در قرآن مجيد که سند تمام حقايق است روي گردان از اين واجب عظيم و فريضه بزرگ را کافر ناميده و به تارک آن وعده آتش فرداي قيامت داده، پس ما از آن آتش به حضرت حق پناه مي بريم! ".
آنچه در اين ميان مسلم است آن است كه شخص مورد نظر ، يكي از واجبات را انجام نداده و به تبع آن استحقاق عقاب دارد و انجام امور واجبي مثل نماز ، روزه و ... ، به هيچ عنوان نمي تواند بهانه اي براي ترك امور ديگر شود آنچنانكه پذيرفتني نيست شخصي كه در طول عمر كمك به ديگران را سرلوحه كار خود قرار داده بود ، بعد از مدتي به بهانه آن كارها ، احترام نكردن به پدر و مادر را حق خود دانسته و در برابر اين كار خود را مستحق مذمت نداند بر اين اساس كسي كه حج را ترك مي كند از دو حال خارج نيست:
الف) با علم به اينكه اين عمل مانند نماز و... از فروعات دين بوده و خداوند بر انجام آن دستور داده، اساساً به وجوب آن معتقد نبوده و مثلاً با لج بازي و عمداً آن را به جاي نياورده است حال چنين شخصي از آنجا كه منكر حج و به تبع آن منكر يكي از ضروريات دين اسلام مي شود از دائره دين اسلام خارج مي شود حال چنين شخصي مشمول اين حديث معصوم مي شود كه فرمود "هر كس بميرد و به حج خانه خدا نرفته باشد، اگر به علّت موانع قهرى و عوارض جسمى معذور نباشد، به سيرت يهود و نصارى خواهد مرد" . (4)
لذا معنا ندارد بگوييم شخصي تمام دستورات اسلام را قبول داشته ولي حج را قبول ندارد و نعوذاً بالله معتقد باشد خداوند در اين دستور اشتباه كرده است.
ب) اينكه شخص به وجوب آن معتقد بوده ولي در مقام عمل سستي به خرج داده و آن را به جاي نياورده است مانند بسياري از افراد كه با علم و اعتقاد به وجوب عملي، در انجام آن كوتاهي مي كنند حال به همان اندازه كه فرد با ترك نماز و... مورد مذمت و مستحق عذاب است تارك حج واجب نيز به خاطر نافرماني از دستور خداوند مستحق عذاب است البته بايد توجه داشته باشيد كه:
اولاً: اگر چه چنين شخصي مستحق مذمت و عذاب است. اما استحاق عذاب لزوماً ورود به جهنم را به همراه ندارد، زيرا چه بسيار افرادي كه در طول عمر خود برخي از گناهان را مرتکب شده، ولي به خاطر برخي اعمال نيك، شفاعت شامل حال آن ها شده و در نتيجه وراد جهنم نشوند. آن ها مستحق عذابند. اما به خاطر شفاعت، جهنم از آن ها دور شده است. بر اين اساس آنچه ما انسان ها مي توانيم بيان كنيم، حداكثر آن است كه بگوييم چنين فردي مستحق عذاب است اما آيا ضرورتاً به خاطر اين استحقاق، وارد جهنم مي شود ؟ از داوري ما خارج است .
ثانياً: با توجه به آنچه بيان شد معلوم مي شود كه شخص به خاطر ترك حج مستحق عقاب و به خاطر اعمال ديگر مستحق ثواب است و اينگونه نيست كه شخص با انجام يك گناه، تمام اعمال خويش را باطل كند لذا در سوره لقمان آمده است" يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ" (5) پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (عمل نيك يا بد) باشد و در دل سنگى يا در گوشه‏اى از آسمان ها يا زمين پنهان گردد، خداوند آن را (در قيامت) براى حسابرسى مى‏آورد، خداوند دقيق و آگاه است".
پي نوشتها:
1. تكوير (81) آيه 14.
2. آل عمران (3) آيه 195.
3. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چ مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ه.ق، ج 96، ص 11.
4. ثقة الاسلام کليني، اصول کافي، چ دار الکتب الاسلامية، تهران، 1365 ه ش، ج4، ص 269.
5- لقمان (31) آيه 16.

پرسش 3:
يا فردي که عمري مومن بوده، اما درست قبل از مرگ کافر شده و کافر از دنيا مي رود،حال کافر حساب شود؟
پاسخ:

قرآن کريم در اين باب به صراحت فرمود: «... و من يرتدد منکم عن دينه فيمت وهو کافر فاولئک حبط اعمالهم في الدنيا والآخره واولئک اصحاب النار هم فيها خالدون؛ (1) هر کس از شما از دين خود برگردد و در حالي بميرد که کافر است، اعمال وي در دنيا و آخرت تباه مي‌شود و آنان اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود».
در اين آيه جاودانگي در آتش جهنم و نابودي اعمال در دنيا و آخرت از آثار ارتداد و کفر قبل از مرگ اعلام شده است و عبارت: «فيمت وهو کافر»، ظاهر در اين است که اين آثار در صورتي بار مي شود که مرتد در ارتداد و کفر خود از دنيا برود، گفتني است که بي اثر شدن عمل نيک پيشين او در پي کفر هنگام مرگ منافاتي با عدل خدا ندارد، چون او با سوء اختيار خود در مسير ي قرار گرفته است که پي آمدش همان است.
اين مثل آن است که کسي يک عمر تلاش کند سرمايه مال و ثروت فراواني جمع نمايد، ولي با يک تصميم بي خردانه همه را آتش بزند و از بين ببرد و خود را بدست خود گرفتار فقر و بي چارگي نمايد. مسئله مورد پرسش نيز شبيه اين است که همه پي آمد کارش متوجه خود اوست و با عدل خدا منافاتي ندارد.

پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 217.

پرسش 4:
يا کسي که يک روز روزه واجب را عمدا نگيرد 60 روز بايد روزه بگيرد؟
پاسخ:

خير، حتما لازم نيست 60 روزه بگيرد، بلکه مخير است يا 60 روزه بگيرد و يا 60 فقير را سير کند و يا به هر کدام يک طعام بدهد. (1) اما از آن جايي که براي نوع مردم پيدا کردن 60 فقير مشکل مي باشد، لذا مي توانند کفاره را به دفتر مرجع تقليد تحويل دهند و بگويند که کفاره افطار عمدي ماه مبارک رمضان است.

پي نوشت:
1. امام خميني، توضيح المسائل، ص252، مساله 1660.
پرسش 5:
يا حديثي شنيده ام که اگر کسي مرجع تقليد نداشته باشد تمام اعمالش محاسبه نمي شود!!! از اين نمونه ها در دين زياد است.... خواهشا در صورت امکان به تک تک حالت ها جداگانه پاسخ دهيد.
پاسخ:

چنين چيزي که اعمال شخص در نزد خدا محاسبه نشود واقعيت ندارد، آن چه در فتاواي مراجع تقليد آمده اين است:
اگر کسي اعمالش را بدون تقليد از مرجعي انجام دهد، در صورتي اعمال او صحيح است که يا مطابق با واقع و يا مطابق با فتواي مرجع تقليد اعلم در زمان انجام عمل و يا مطابق با فتواي مرجع تقليد اعلم زمان حاضر باشد، و در غير اين صورت اعمال او باطل مي باشد. (1)
لطفا در ارتباط هاي بعدي مرجع تقليد تان را مشخص فرماييد.

پي نوشت:
1. امام خميني، توضيح المسائل، ص4، مساله 14.