با سلام درست دو سال است که از بد حادثه به تقدیر الهی؛ ناجوانمردی در اثر تصادف با بی احتیاطی دختر 5 ساله ام را که با پسرم دو قلو بودند ازمن گرفت و خوانواده ام را در عزای ابدی فرو برد .دختری که در آن سن کم انگار یک فرشته ای بود که خداوند میخواست در ازای آن همه محرومیت ورنجی که در دنیا دیده بودم به من بخشیده باشد .فرشته ای که همه فامیل در شگفت از خصوصیات او بودند و شاکر خداوند از خلقت او .چقدر با یک بچه معمولی تفاوت داشت انگار قرار بود آینده ای داشته باشد سراسر خیر و برکت برای نوع بشر با استعدادی که خدا به وضوح در او ودیعه گذاشته بود؛اما صد افسوس که (کار گلچین فلک گر چه همه یغما بود لیک اینبار گلی چید که بی همتا بود)و حالا من مانده ام و هزاران سوال بی جواب :تکلیف همچو منی که عمرش میتوانست در تربیت چنین دختر قابلی برای خدمت به جامعه و لذت از داشتن او وبه ثمر نشستن اوباشم چیست ؟ آیا فقط قسمتم از داشتن او حسرت ابدی عزایی طاقت فرساست؟ فرق او با برادر دو قلویش که ان شائ اله میتواند کلیه مراحل تکامل؛ لذت از دنیا و باقی گذاشتن باقیات صالحات وعبادت و خدمت به خلق خدا داشته باشد چیست ودر مقایسه آیا تمام این فرصت ها را از دست داده وبا نامه عملی سبک ویا خالی علاوه بر اینکه مظلومانه این دنیا را کامل از دست داد هیچ ذخیره ای هم در آن دنیا ندارد.؟آیا دلیل خاصی میتواند باعث این حادثه شده باشد ؟اگر چه دخترم و خودم به فدای یک تا موی رقیه (ع) آیا راهی هست که به تنها آرزویم که دیدن و بودن با او در آن دنیاست نائل شوم؟عاجزانه می خواهم بار فکری سنگینی که علارقم تلاش و مطالعه فراوان هنو ز به دوش می کشم برایم سبکتر کنید. و من الله توفیق
باعرض سلام وقبولی طاعات وعبادات دراین ماه عزیز؛وعرض تسلیت به خاطرداغ دختردلبندتان
برادرعزیز! مرگ عزیزان از جمله اتفاقات ناگوار زندگی هر انسانی است. انسان طوری آفریده شده که بدون داشتن رابطه با دیگران نمی تواند زندگی کند و هنگامی که بر اثر یک تصادف یا در گذر ایام یکی از این رابطه ها به مرگ بینجامد، تاثیرات شگرفی را در روحیه فردمی گذارد.
گاهی در زندگی مشکلاتی به وجود میآید که حلّآنها از توان انسان بیرون است و دلسردی و ناخرسندی به دنبال میآورد. در چنین مواقعی کنار آمدن با مشکلات، گاهی اوقات بهترین درمان و راه حل است و اینکه انسان توجه داشته باشد که همه چیز به دست خداوند متعال است و برخی اوقات به دلایل گوناگون و بر اساس مصلحت، مشکلات و مصائبی برای انسان پدید میآید که راضی بودن به رضای الهى، موجب آرامش و صبر شده، انسان را یاری مینماید تا حوادث ناگوار را تحمل کند. علی(ع) میفرماید:{وَالدَّهْرُ یَوْمَانِ: یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ. فَإذَا کانَ لَکَ فَلا تَبْطَرْ وَ إذَا کانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ؛ زمانه دو روز است: روزی با تو و به نفع توست و دیگر روز بر علیه تو. اگر با توباشد سرمست مشو و اگر بر تو باشد (دلگیر و دلتنگ مباش و) صبر نما.}(1)
امیرمومنان(ع) فرمود: «اِطْرَحْ عَنْکَ وَارِدَاتِ الْهمُومَ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیَقیِنِ؛اندوههایی که بر تو وارد میشود با صبر قاطع و یقین نیکو دور ساز»(2)
کنار آمدن با مرگ عزیزان یکی از دشوارترین کارهاست که معمولاً برای آن آمادگی نداریم. همانطور که انسانها با هم متفاوت هستند، مرگ آنها هم متفاوت است. تنها نقطه اشتراک همه انسانها این است که همه روزی می میرند. باید با این فکر خود را تسکین داد که فرزند دلبندتان در جهان دیگری وارد شده که قطعا شیرین تر و بهتر از حال کنونی او باشد.در فضای موجودبهترین کار رسیدگی به فرزنددیگرتان است که الحمدلله در زمینه تربیت هم موفق هستید.سعی کنید،بانبوددخترتان بیشتر به پسرعزیزتان از لحاظ تربیتی وقت بگذاریدتا خلا دخترتان خیلی اذیتتان نکند.مواظب باشید همسروپسرتان روحیه اشان را ازدست ندهندوبدانید که می توانید بادخترتان دردیارباقی دیدار داشته باشید.ان شاالله...
پدرعزیزوداغدیده! درست است که، رابطه والدین با فرزند هم از نظر جسمی و هم از نظر اجتماعی یا روانی کاملاً در مقایسه با سایر روابط انسانی منحصر به فرد است و پدر و مادر به سختی می توانند زندگی خود را بدون فرزند دلبندشان از سر بگیرند، ولی این نکته را مدتظر داشته باشید که به تعبیرخودتان این اتفاق ناگوار،تقدیرالهی است که نباید درمقابلش موضع گرفت.در مورد راضی بودن به تقدیر الهى،:امام صادق(ع) می فرماید: «نشاط و شادی در پرتو راضی بودن به رضای خدا و یقین بدست می آید و اندوه و غم، در شک و ناخشنودی به مقدرات الهی حاصل می شود».( 3) و در روایت دیگر فرموده اند : «إنْ کانَ کُلُّ شئٍ بقَضاءٍ وَ قَدَرٍ فَالْحُزْنُ لِمَاذَا؟؛ اگر همه چیز بنابر قضا و قدر است؛ پس اندوه چرا؟»(4)
...... مشكلات زندگي امتحان الهي است:
بايد با صبر و تحمّل از اين آزمون موفق به در آييد؛ به ظاهر قضيه نگاه نكنيد. به نتايج معنوي و آثار اخروي رويدادهاي زندگي خويش نيز توجه داشته باشيد. زندگي هميشه با رنج و مشكلات آميخته است. و اساساً مشكلات در زندگي نوعي آزمون الهي است. خداوند در قرآن مي فرمايد: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ و...لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛(5) شما را با اندكي از ترس، گرسنگي و آفت در مال ها و جان ها و ميوه ها مي آزماييم... تا معلوم گردد كه چه كس عمل شايسته انجام مي دهد».
در روايت ازامام باقر(ع) آمده است كه: «ان الله اذا احبَّ عبداً غطَّهُ في البلاء غطّاً؛(6)خداوند وقتي بنده اي را دوست بدارد، او را با سختي ها و مشكلات مواجه مي سازد» لذا مي بينيم پيامبران و اولياي الهي بيش از ديگران در زندگي خود با مشكلات روبرو بوده اند. از اين منظر، سختي و مشكلات زندگي زمينة ترقّي و رشد معنوي است و بايد شما خوشحال باشيد كه خداوند شما را شايستة اين مقام دانسته است.
...... حقیقت مرگ:
غالبا تصور میکنند مرگ یک امر عدمی و به معنای فنا است ولی این برداشت هرگز با آنچه درقرآن کریم آمده و دلائل عقلی به آن رهنمون میشود موافق نیست. مرگ از نظر قرآن یک امری وجودی است، یک انتقال و عبور از جهانی به جهان دیگر است و لذا بسیاری ازآیات قرآن از مرگ تعبیر به توفی شده است که به معنی باز گرفتن و دریافت روح از تن بوسیله فرشتگان است.
...... توجه به نکاتی از سخنان اهل بیت(ع)که مایه آرامش است:
1. بي تابي كردن :
امام على عليهالسلام :إيّاكَ والجَزَعَ ؛ فإنَّهُ يَقْطَعُ الأملَ ، ويُضعِفُ العَملَ ، ويُورِثُ الهَم .از بيتابى كردن بپرهيز ؛ كه آن اميد را قطع مىكند و عمل را ضعيف مىگرداند و اندوه مىآورد .(7)
2. فضیلت پوشيده داشتن مصيبت ها :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم :مِن كُنُوزِ البِرِّ: كِتمانُ المَصائب والأمراضِ والصَّدَقةِ .پوشيده داشتن مصيبتها و بيماريها و دادن صدقه ، از گنجهاى نيكى است .(8)
3. راه علاج مصيبت هاي بزرگ :
مَن عَظُمَت عِندَهُ مُصيبَةٌ فَليَذكُرْ مُصيبَتَهُ بي ؛ فإنّها سَتَهُونُ علَيهِ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم :هـر كه بـرايش مصيبتى بـزرگ پيش آيـد ، مصيبتى را كه از رحلت من به او مىرسد ياد كند ؛ در اين صورت مصيبتش بروى آسان خواهد شد .(9)
4.دعاهنگام مصيبت :
امام صادق عليهالسلام:إنّهُ كانَ يقولُ عندَ المُصيبهِ: الحَمدُ للّهِ الذي لَم يَجعَلْ مُصِيبَتي في دِيني ، والحَمدُ للّهِ الذي لو شاءَ أن تكونَ مُصيبَتي أعظَمَ مِمّا كانت، والحَمدُ للّهِ على الأمرِ الذي شاءَ أن يكونَ وكانَ .- در هنگام مصيبت- : خداى را سپاس كه مصيبت مرا در دينم قرار نداد ، خداى را سپاس كه اگر مىخواست مصيبتم از اين هم بزرگتر مىشد ، خداى را بر امرى سپاس كه او خواست بشود و شد .(10)
5. بهره هاي معنوي مصيبت :
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم :إنَّ العَبدَ لَيُصيبُهُ مِنَ المَصائِبِ ، حَتّى يَمشِيَ عَلَى الأَرضِ وما عَلَيهِ خَطيئَةٌ .
گاه به بنده خدا برخى از مصائب مىرسد تا در حالى بر زمين گام بردارد كه هيچ گناهى بر وى نيست .(11)
6. سوز و گداز مصيبت چگونه از يادها مي رود؟
امام صادق عليهالسلام :إنّ المَيِّتَ إذا ماتَ بَعَثَ اللّهُمَلَكا إلى أوجَعِ أهلِهِ ، فَمَسَحَ على قَلبهِ فَأنساهُ لَوعَةَ الحُزنِ ، ولولا ذلكَ لَم تَعمُرِ الدنيا .هرگاه كسى بميرد ، خـداوند فـرشتهاى را به سوى ناراحتترين عضو خانواده او مىفرستد . پس بر قلب او دستى مىكشد و سوز و گداز غم را از ياد او مىبرد و اگر چنين نبود ، دنيا آباد نمىشد .(12)
7. مصیبت ها چه بهره ای در پی دارند؟
امام حسن عليهالسلام :المَصائبُ مَفاتيحُ الأجرِ .مصيبتها ، كليدهاى اجرند .(13)
باآرزوی سلامتی وتوفیق روزافزون>التماس دعا.
...... مطالعه بیشتر:
آيت ا... ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه،ج2، ناشر: دار الكتب الاسلاميه، طهران، سال نشر/1362 ه.ش .
...... پی نوشت ها:
1.العلامه المجلسي، بحار الانوار،ج7،ص135،باب122، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه.ق .
2. شرح نهج البلاغه ، عبد الحمید بن ابی الحدید معتزلی ،ج1،ص324، ناشر : کتابخانه آیت الله مرعشی - قم ، سال 1404 ه ق
3. العلامه المجلسي، بحار الانوار،ج68،ص159، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه.ق .
4.شیخ صدوق ، الخصال ،ج2،ص450، انتشارات جامعه مدرسین قم ، 1403 ه ق
5.المحدث النوري، مستدرك الوسائل،ج2،ص415، الناشر: مؤسسه آل البيت، قم، سنه النشر/1408 ه.ق .
6.محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه،ج3،ص264، الناشر: مؤسسه آل البيت، قم، سنه النشر/1409 ه.ق .
7.العلامه المجلسي، بحار الانوار،ج79،ص144،باب18، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه.ق .
8.العلامه المجلسي، بحار الانوار،ج78،ص208،باب2، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه.ق .
9.محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه،ج3،ص268، الناشر: مؤسسه آل البيت، قم، سنه النشر/1409 ه.ق .
10.العلامه المجلسي، بحار الانوار،ج75،ص268،باب23، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه.ق .
11.حسن بن فضل طبرسی ، مکارم الاخلاق،ص359، دار الشریف الرضی ، قم ، 1412 ه ق ،
12.ثقه الاسلام كليني، الكافي،ج3،ص227، الناشر: دار الكتب الاسلاميه، طهران، سنه النشر/1365 ه.ش .
13.العلامه المجلسي، بحار الانوار،ج75،ص113،باب19، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه.ق .






