با توجه به اینکه گفته می شود ما در این عالم ماده نیز ادراکات عقلی داریم که در درک آنها به ماده احتیاج نداریم ومی توانیم مفاهیم عقلی و...را درک کنیم پس در این صورت چه نیازی است که به عالم برزخ برویم.
پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا باید اشاره شود که رفتن به عالم برزخ برای آن نیست که در پرسش اشاره شده؛ بلکه رفتن به برزخ در فرایند سیر وجودی انسان قرار دارد و آدمی از بعد چند صباح زندگی در دنیا باید به عالمی به نام برزخ منتقل گردد که شرایط و رخ داد های خاص خود را دارد. و از آنجا به حیات ابدی خود که بعد از رستاخیز ابدی بوجود می آید منتقل می گردد. با توجه به این نکته باید گفت: برای وجود عالم برزخ دلایل و اهداف متعددی ذکر شده است که به مهم ترین آن ها اشاره می کنیم:
1- عالم برزخ براى انتقال آدمى از دنیا به قیامت، نوعى آمادگى ایجاد مىکند، زیرا درک حقایق و مراتب عالم آخرت برای انسانی که در وضعیت کاملا مادی عالم دنیا به سر برده تا حد زیادی دشوار است، عالم برزخ در تحمل این وضعیت تا حد بسیاری به انسان کمک می کند.
انتقال از محیطى به محیط دیگر که از هر نظر با آن متفاوت است، در صورتى قابل تحمل خواهد بود که مرحله میانهاى وجود داشته باشد. مرحلهاى که بعضى از ویژگىهاى مرحله اول و پارهاى از ویژگىهاى مرحله دوم در آن جمع باشد.
البته این امر نوعی تکامل درونی را به همراه دارد و در این زمینه صرف آمادگی روحی مطرح نیست؛ انسان تا دوران تکامل برزخ را سپری نکند، ورود به عالم دیگر برای او میسّر نمی شود. آدمی برای رسیدن به بهشت و جهنم ابدی باید شرایط برزخی را بگذراند تا در سایه تکامل ذاتی و جوهری، جسم و روح مناسب با ابدیت را به دست آورد.
به همین جهت بر اساس آیات و روایات برای ورود روح و بدن به عالم قیامت، نیاز به تحوّل اساسی است تا روح و بدن قابلیت پذیرش احکام و قوانین قیامت را بیابند. بدن مادی در دنیا با یک حادثه از بین می رود، ولی در قیامت، بر اثر تحوّلات اساسی که در بدن ایجاد می شود، به صورتی می گردد که در عین حال که سوزش و ناراحتی شدید دارد، اما بدن از بین نمی رود. اگر این تحولات، نسبت به بدن مادی ایجاد نشود، بدن با صفات کنونی نمی تواند احکام و سنن قیامت را تحمل نماید.
2- روح حقیقت مجردی است که با نابودی بدن و حیات مادی از بین نمی رود. افراد بسیاری به دنیا آمده و از آن جدا شده اند، در عین حال که از حقیقت روحانی برخوردار هستند. از طرف دیگر آخرت، عالمی است که همه انسان ها از اولین تا آخرین در آن جمع می شوند. تا زمانی که انسان روی کره خاکی زندگی می کند و نظام مادی پا برجا است، عالم آخرت پا برجا نمی شود، پس باید کسانی که زودتر از برپایی قیامت از دنیا می روند، در عالم متوسط زندگی کنند.
بنابراین باید میان دنیا و آخرت، برزخی باشد و ارواح کسانی که قبل از قیامت جان می سپارند، پس از جدا شدن بدن های مادی عنصری به مکانی منتقل گردند که در آن جا حیاتی موقت داشته باشند و پس از پایان دنیا و آغاز قیامت، با هم محشور شوند. زیرا بنا نیست هر انسانی برای خود قیامت و رستاخیزی جداگانه داشته باشد، بلکه قیامت بعد از فنای دنیا و تبدیل زمین و آسمان به زمین و آسمان دیگر و به صورت کاملا همگانی است. (1)
از این گذشته از روایاتى استفاده مىشود که در برزخ پارهاى از کمبودهاى افراد مؤمن جبران مىگردد. نیز مومنانی که گناهکار بودند و توبه نکردند، در عالم برزخ دچار عذاب شده و با پاک شدن از گناه، در قیامت آماده ورود به بهشت می گردند و چه بسا برخی آزمون ها و آزمایشات برای برخی افراد که دردنیا وضعیت تکلیف و آزمون الهی را نداشتند مانند دیوانگان یا کودکانی که در کودکی از دنیا رفته اند انجام بپذیرد تا سرنوشت آن ها نیز به درستی رقم بخورد. (2)
البته در برزخ بحث تکامل عملی افراد دیگر هم به طور کلی منتفی نمی شود. انسان ها چه مومن و چه کافر به نوعی متاثر از نتیجه اعمال گذشته خود می شوند. از اعمال صالح و سنت های حسنه ای که به جا گذاشته اند، در برزخ هم بهره مند می گردند و یا از سنت سیئه و عمل مستمری که عامل انحراف یا گناه دیگران می شود، معذب بوده، آن ها هم بر نامه اعمال بدشان افزوده می شود.
پی نوشت ها:
1. ناصر مکارم پیام قرآن، نشر دار الکتب لاسلامیه، تهران، 1378 ش، ج 5، ص 475.
2. سید محمدحسین طهرانی، معادشناسی، نشر حکمت، 1407 ق، ج 3، ص 97.






