با سلام. من پسر 16 ساله ای هستم که چند هفته ای هست که که به وجود خداوند شک کرده ام و دست به هرکاری زده ام تا تردیدم را رفع کنم اما موفق نشده ام. با خودم میگویم که خداوند وجود ندارد و بعضی وقت ها که از بعضی حوادث ناگوار نجات مییابیم حالت طبیعی است و خدا در نجات دادنمان نقشی ندارد. لطفا به من نشانه هایی از وجود خداوند که بر من اثر بگذارد را ارسال بکنید و راهنمائیم کنید. با تشکر

پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز
برای اثبات وجود خداوند براهین و ادله مختلفی ارائه می شود که هریک در جایگاه خود مهم و معتبر بوده،در اثبات نتیجه قاطع و یقینی هستند، اما از آن جا که برخی از براهین اثبات وجود خداوند دارای مقدمات و مبادی فلسفی و دقیقی هستند ،چندان مورد ادراک و فهم عموم مردم قرار نمی گیرند . به همین خاطر در مقام ارائه براهین اثبات خداوند در سطح عمومی معمولا از چند برهان خاص استفاده می شود که به نظر می رسد برهان نظم از بهترین و کامل ترین و در عين حال ساده ترين براهین در این زمینه باشند و لذا در اينجا به تبيين آن مي پردازيم:
برهان نظم: خداپرستان براى اثبات خدا به دلایل فراوانى استدلال کرده‏اند. در میان دلایل آن ها روشن‏ترین و قانع‏کننده‏ترین دلیلى که جلب نظر مى‏کند «برهان نظم» است. زیرا این برهان هم عقل را قانع مى‏کند و هم وجدان را راضى مى‏سازد. از این جهت همیشه مورد توجه دانشمندان و فلاسفه الهى بوده است.
پایه‏هاى اساسى این برهان: این برهان بر دو پایه اساسى قرار دارد:
1ـ در هر گوشه‏اى از این جهان پهناور آثار نظم و حساب و قانون و هدف به چشم مى‏خورد.
2- هر دستگاهى چنین باشد، سازنده آن یک مبدأ عالم و عاقل است.
اکنون به توضیح این دو مقدمه توجه فرمایید.
پایه اول: در هر گوشه‏اى از جهان پهناور، دستگاه‏هاى منظم و سازمان‏هاى مرتب به چشم مى‏خورد. برنامه و حساب و قانون حتى بر کوچک ترین اجزای عالم حکومت مى‏کند . هر یک از این موجودات گوناگون چون لشکرى انبوه که به دسته‏هاى مختلفى تقسیم شده باشند، با صفوف منظم و با هماهنگى شگرفى تحت فرماندهى واحدى به سوى مقاصد خاصى حرکت مى‏کنند.
جهان هستى درهم و برهم نیست. همه موجودات و حوادث در یک خط سیر معینى سیر مى‏کنند.
یک نوع ارتباط و هماهنگى خاصى در میان تمام اجزا و موجودات عالم هستى مشاهده مى‏شود که در اولین نظر محسوس است.
بررسى اجمالى برخى از عظمت و نظم کرات و سیارات:
نیوتون منجم معروف، در نظریه معروف خود مبنى بر جاذبه عمومى مى‏گوید: قانون جاذبه عمومى به ضمیمه قوه «گریز از مرکز» بر تمامى سیارات حکمفرما است. در هر یک از اجرام بالا، این دو قوه به طور متعادل وجود دارد. از طرفى چون قوه جاذبه نسبت مستقیم با حجم دو جسم و نسبت معکوس با مجذور دو جسم دارد ، وزن هر یک از سیارات متناسب با فاصله و سرعت سیر آن ها است، بنابراین اگر تساوى بین این دو ناموس برقرار نبود ، یعنى مثلًا قوه جاذبه بیش تر از قوه دافعه مى‏شد، جسم بزرگ تر، کوچک تر را به سوى خود جذب مى‏کرد. اگر قوه دافعه زیادتر مى‏شد ،سیارات تدریجا از مرکز خود دور شده، نابود مى‏گردیدند. یعنى در اجرام سماوى این دو نیرو به طور متساوى حکمفرما است که اگر کوچک ترین تخلفى روى دهد ، یعنى قوه جاذبه و یا نیروى گریز از مرکز کم و زیاد گردد و به طور کلى اگر سیارات فاصله یا حجم یا سرعت سیرى را که دست قدرت براى آن ها تعیین کرده، از دست بدهند، وضع آن ها به کلى به هم مى‏خورد و این خود یکى از مصادیق نظم در جهان بالا است.
حرکت سیارات یکى از شواهد بارز نظم است که روى یک حساب منظم و دقیقى به طور یکنواخت در حرکتند. به طورى که طى هزاران سال کمترین تغییرى در وضع آن ها دیده نمى‏شود.
چرا نظم حاکى از عقل و فکر است؟
همه مى‏دانیم که براى ساختن یک آپارتمان آبرومند، یک خانه معمولى از هرگونه مصالحى نمى‏توان استفاده کرد. مثلًا مقوا و کاغذ و لاستیک براى این کار به درد نمى‏خورد، بلکه سنگ و چوب و آهن و سیمان و مانند آن لازم است . باز مى‏دانیم که این مصالح «با کمیت خاصى» به درد مى‏خورد و هر مقدارى از هر کدام باشد، کافى نیست. باید هر کدام به نسبت معینى باشند. این هم نیز مسلم است که مصالح مزبور هر کدام باید با «کیفیت خاصى» باشد تا مفید واقع شود. مثلًا اگر آهن به صورت «براده» و چوب به صورت قطعات خیلى کوچک در آید، به هر مقدار هم که باشد، کوچک ترین فایده‏اى براى این ساختمان نخواهد داشت.
از این بیان چنین نتیجه مى‏گیریم که براى هر ساختمانى «مواد مخصوص» با «کمیت مخصوص» با «کیفیت مخصوص» لازم است. بنابراین براى رسیدن به مقصود باید از میان تمام مصالح و مواد گوناگون فراوانى که در این جهان هست، مواد مورد نظر را انتخاب نموده و جدا سازیم. همچنین باید توجه به مقدار و اندازه آن نیز داشته باشیم که کم و زیادى پیش نیاید. نیز کیفیت و چگونگى هر یک از مصالح را از میان تمام کیفیات موجود انتخاب کنیم. و گرنه هرگز به منظور خود نائل نخواهیم شد. تازه از این سه مرحله که گذشتیم ، صحبت از «طرز ترکیب» این مصالح مختلف پیش مى‏آید که آن ها را به صورت خاصى به هم پیوسته و ترکیب کنیم تا ساختمان مورد نظر به دست آید.
بدیهى است هر یک از این مراحل چهارگانه یعنى: انتخاب نوع مصالح، کمیت لازم، کیفیت مورد نظر، طرز ترکیب آن ها به یکدیگر محتاج به یک مبدأ عقل و شعور است که آن را انجام دهد و بدون آن هیچ یک از این مراحل عملى نیست.
تصادف کور و کر نمى‏تواند مصالح لازم و کیفیت و کمیت آن را انتخاب کرده و به طرز خاصى به هم ترکیب کند، از این جاست که ما از مشاهده یک ساختمان فورا متوجه مبدأ عقل و شعورى که در ساختن آن به کار رفته مى‏شویم.
نتیجه مى‏گیریم: این دستگاه شگفت‏انگیز با آن همه ریزه‏کارى‏هاى دقیق از روى «تصادف» به وجود نیامده است. احتمال پیدایش تصادفى آن مساوى با صفر است، بلکه وجودى عاقل و مقتدر که خود در هستى‏اش محتاج به غیر نیست، جهان هستى را خلق کرده و اداره مى‏کند.
البته بايد توجه داشت كه هر برهانی در مساله اثبات وجود خدا رسالت ویژه ای دارد. رسالت برهان نظم بیش از این نیست که دیدگاه ماتریالیست ها را ابطال نموده و ثابت کند جهان طبیعت، معلول و مخلوق است و بر اساس طرح و تدبیر آگاهانه و حکیمانه پدید آمده است. اما این که آفریدگار و ناظم جهان از نظر کمالات وجودی متناهی است یا غیر متناهی، بسیط است یا مرکب، ماهیت دارد یا ندارد، صفاتش عین ذاتش می باشد یا زائد بر ذاتش، از برهان نظم به دست نمی آید.
براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد به
1. كتاب اثبات وجود خدا، به قلم گروهی از اهل علم معاصر، گردآوری و تدوین: جان کلو و رمو نسما، ترجمه احمد آرام و ...، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران 1374ش.
2. كتاب داستان هاي خداشناسي، نوشته محمد مهدي لنگرودي، انتشارات لنگرودي، قم، 1366ش.
3. كتاب آفريدگار جهان، نوشته آيه الله مكارم شيرازي، مدرسه امام علي بن ابي طالب(ع)، 1389ش.
4. كتاب آموزش كلام اسلامي نوشته محمد سعيدي مهر، نشر طه، قم،1377 ش، جلد اول.