سلام اگر انسان اون دنیا بگه من نمیخواستم خلق بشم تا آزمایش بشم خدا منو نابود کن از صحنه خلقت ...... چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
البته این پرسش می تواند از ناحيه دو نفر مطرح گردد: گاهی این سؤال از منظر کسی مطرح می شود که در دنیا چنین سؤالی نداشته است و سپس در قیامت با مواجه شدن با حساب و کتاب الهی و یا مشاهده نتیجه مردودی در امتحانات و آزمون هائی الهی در دنیا چنین درخواستی می نماید (و البته ظاهر سؤال شما از همین منظر می باشد) البته چنين درخواستي در قيامت فقط از جانب چنين افرادي مي باشد و الا كساني كه نتيجه زحمات و تلاش هاي خود در دنيا را در آخرت مي يابند و خود را غرق در نعمت الهي مي بينند هرگز چنين درخواستي نمي كنند.
اما گاهی این سؤال از طرف كسي است که در حال حاضر و در دنيا چنین درخواست و یا اعتراضی دارد و نسبت به خلق خود و یا آزمایش خود معترض است.
پاسخ گروه اول روشن است و خداوند متعال نيز در قرآن به چنين پرسش هائي از جانب اهل دوزخ اشاره مي نمايد و پاسخ مي دهد،برخي از اين افراد هنگام مواجه شدن با عذاب دردناك الهي كه قبلا وعده آن را شنيده بودند. ولي به تمسخر آن را ناديده گرفته بودند. اما در قيامت پشيمان مي شوند و درخواست برگشت به دنيا جهت جبران گذشته مي كنند(1) و يا همانند سؤال شما درخواست مي كنند كه اي كاش خاك بوديم و اصلا به دنيا نمي آمديم. (2) اما پاسخ خداوند به اين گروه كه در دنيا فرصت هاي بي شمار خداوند و آيات و نشانه ها و دلائل آشكار الهي را ناديده گرفتند اين است كه هرگز چنين اتفاقي نمي افتد و حتي در قيامت فرصت جبران نيز از دست مي رود. (3)
اما پرسش گروه دوم بسيار رايج مي باشد و ممكن است كسي سؤال نمايد كه اصلا براي چه خلق شدم ؟و يا اكنون به خلق شدنم در دنيا رضايت ندارم و يا اصلا نمي خواستم خلق شوم تا آزمايش شوم و ... .
در پاسخ اين گروه ذكر چند نكته لازم است:
1. اگر افرادي دوست نداشتند به دنیا بیایند و از به دنیا آمدنشان ناراضی هستند، امری درونی و در اختیار آن هاست؛ يعني مي توانند ناراضي باشند؛ اما این امر، واقعیت ها را تغییر نمی دهد، مثلا بنده دوست دارم که زمستان گرم باشد و تابستان سرد، یا اصلا فصل سردی نباشد، یا در برابر ویروس ها بیمار نشوم و ... اما قوانین و قواعدی در عالم برقرار است که بر اساس اصول خود عمل می کند. میل و خواسته من و ديگري در عملکرد آن ها تاثیری نخواهد داشت.
اصل به دنیا آمدن يك انسان هم از همین قبیل است؛ در واقع بر اساس یک رابطه علٌی و معلولی و در نتیجه ازدواج و پیوند والدین خلق شده و به دنیا آمده است، همانند ولادت دیگر موجودات عالم و همانند رخ دادن همه حوادث ریز و درشت عالم که تابع علتهای خود است؛ چنان که نسل های بعدی هم از نتیجه ازدواج اين فرد به وجود خواهند آمد.
این یک قانون عام در عالم است که حضور ما در این عالم حضوری اختیاری نیست و نمی توانست اختیاری باشد، یعنی به صورت اجباری و در مسیر یک فرایند ثابت علت و معلولی به دنیا آمده ایم که این فرایند متاثر از آفرینش کلی خداوند و قوانینی است که او در عالم نهادینه فرموده.
2. در هر حال چه در قرار گرفتن در این وضع راضی باشیم و چه نباشیم ، با عقل مان درک می کنیم که وضع آینده ما چه در دنیا و چه در دنیای دیگر، مرتبط با نحوه رفتارهای ما در دنیاست. می توانیم با حرکتی حساب شده و عاقلانه وضع مناسبی را برای آینده خود رقم بزنیم. پس مسلماً به دنیا آمدن ما جبری و به دور از اختیار ماست، اما باید دانست که هر جبری مذموم و ناپسند نیست؛ مثلا اختیار داشتن ما نیز (بنا بر قانون علیت) در اختیار ما نیست. چه بخواهیم یا نخواهیم، موجود دارای اختیار آفریده شدیم، اما می توانیم از اختیار داشتن استفاده نیک یا بد داشته باشیم.
3. اگر از زاویه دیگر بررسی کنیم می بینیم اگر موجودی امکان و شرایط به وجود آمدن را داشته باشد، اما خداوند این فرصت را از او دریغ کرده،او را به وجود نیاورد ، قدرت و فیاضیت مطلق خود را زیر سوال برده است؛ پس ایجاد بستر به وجود آمده هر موجودی که لیاقت خلقت را دارد، به واسطه صفات الهی لازم بوده و کمال و ارزش محسوب می گردد. پس اساس این ساختار کلی در عالم و حقیقت خلقت موجودات و جریان دادن نظام علی و معلولی در آن امری مطلوب و قابل قبول بلکه مورد خواست و مطالبه عقل است و عدم آن امری نادرست شمرده می شود.
4. در نگاهی دقيقتر بايد گفت اصلا كسب رضايت از هر كس براي خلقت امكان ندارد چون قبل از خلقت کسی نیست تا از او پرسيده شود که مایل است خلق شود یا نشود یا به چه گونه و با چه کیفیتی خلق شود . اختیار دادن در خلق شدن و چگونگی آن ، مشروط به این است که کسی باشد تا از او سؤال شود دوست داری خلق شوی یا نه! و پس از خلقت نيز دیگر سؤال از خلقت اختیاری بی فایده است، چون تحقق یافته. اگر آفریده نشده، سؤال از او بی معنا است، چون وجود ندارد تا سؤال شود. پس این نوع انتخاب و اختیار حیات عقلاً ممکن نبود، نه آن که ممکن بود و خدا آن را از ما دریغ کرد.
5. اگر هم چنين امكاني وجود داشت به جهت اينكه در عالم طبيعت هر چيزي براساس نظام اسباب و مسببات به وجود مي آيد ،آمدن افراد بعدی متوقف بر به دنیا آمدن انسان های قبلی است؛ لذا اگر هم فردي به خلقت خود معترض باشد. اما در نسل او هستند افرادي كه سرنوشت خوبي دارند و دوست دارند خلق شوند، باز هم خلق نکردن این شخص که در نسل او انسان های خوب هستند باعث خلق نشدن آن ها می شود و لذا باز هم اين اشكال به قوت خود باقي مي ماند.
6. از طرف ديگر در حقيقت همه انسانها مخلوق خداوند هستند و نمي توانند به افعال الهی و حقيقت آن ها درك و احاطه كامل داشته باشند لذا نبايد توقع داشت كه بتوان به صورت كامل درك نمود خداوند چرا فردي را خلق نموده است همانطور كه اصل خلقت انسان برای ملائکه قابل حل نبود و لذا به خداوند اعتراض نمودند (4) لذا نمي توان درك كاملي از فلسفه خلقت انسان داشت؛ اگر چه برخي جوانب آن بر ما روشن است.
7. البته می توان پاسخ اين پرسش را در تبيين هدف خداوند از خلقت انسان نیز جستجو نمود که در نهایت مشخص می شود که خلقت جهان و از جمله انسان، نتیجه صفات کمالیه خداوند است.
خداوند فیض و بخشش دارد و لازمه آن این است که هر چه امکان وجود دارد، فیض و هستی خداوند را دریافت کند. چون قابلیت وجود برای جهان هستی و تک تک انسان ها در زمان خود وجود داشت، لذا خداوند آن ها را آفرید. بنا بر این، خلقت انسان نتیجه فیاض مطلق بودن خداوند می باشد و با تمامی نظم و زیباییش، جلوه گر جلال و جمال خداست.
می توانید جهت مطالعه بیشتر در زمینه فلسفه خلفت انسان به منابع زیر مراجعه فرمائید:

- معارف قرآن، آیت الله مصباح یزدی، ج 1-3 . ( خداشناسی - کیهان شناسی - انسان شناسی)
- منشور جاوید، آیت الله جعفر سبحانی، ج4.
- فلسفه آفرينش ، دكتر عبدالله نصري.
- سید حسن ابراهیمیان، انسان‏شناسی.
- راز آفرینش : پرسش و پاسخ های دانشجویی - حمید رضا شاکرین و ... .
- سایت تبیان: www.tebyan.net.

پی نوشت‏ها:
1. مؤمنون (23) آيه 99.
2. نباء (78) آيه 40.
3. مومنون (23) آيه 100.
4. بقره (2) آيه 30
5. اسراء (17) آیه‏ 20.
6. ملک (67) آیه 2.
7. ذاریات (51) آیه 56.