با سلام.
آیا تمام احکام مطرح شده در قرآن احکام دایمی هستندو مخصوص زمان و مکان حاصی نیستند؟ در حالیکه که بعضی از آیات توسط آیات دیگر نسخ شده اند و بعضی دیگر نیز امروزه عملی به نظر نمی رسند مانند احکام برده داری و حلال بودن کنیز به صاحب

پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
1.قرآن به صراحت اعلام کرده که هدایت برای "ناس =عموم مردم" است. پیامبر را، پیامبر همه جهانیان معرفی کرده است.
قرآن شامل معارف و اخلاق و احکام است. معارف و اخلاق زمانی و مکانی نیستند. توحید و یگانگی خدا، نبوت و هدایتگری خدا توسط پیامبران، معاد و جهان آخرت و... ،حقایقی هستند که در چنبره زمان و مکان نمی افتند. همچنین اصول اخلاقی مثل حسن عدالت و جود و راستگویی و خدمت به خلق و قبح دروغ و ظلم و بخل و...نیز فرا زمانی و فرامکانی اند.
فرا زمانی و مکانی بودن معارف مورد اعتراف همه است. در آن بحثی نیست . تنها زمانی و مکانی بودن احکام احتمال داده شده است.
2. قرآن کتاب جاوید است . اگر احکام نقل شده در آن مربوط به زمان نزول باشد، دیگر این کتاب جاوید نخواهد بود.آیات احکام بیش از 500آیه اند. اگر این آیات را مربوط به زمان بعثت بدانیم، جزء قابل ملاحظه ای از قرآن را از جاوید بودن انداخته ایم.
3.معمولا جزئیات احکام و قیدها و شرایط آن در قرآن نیامده، در این قیدها و جزئیات طبق نظامی که شرع در نظر گرفته، تغییرات مناسب زمان و مکان اعمال می شود اما کلیت آن که در قرآن آمده، ثابت می ماند. نظام اجتهاد و احکام حکومتی برای اعمال تغییرات مناسب زمان و مکان است.
4. در مواردی قرآن جزئیات احکام را هم بیان کرده است. اگر به آیات قرآن در این موارد دقت کنید، مشاهده خواهید کرد که دراین آیات بر جاوید بودن این احکام تصریح شده است.
از جمله احکامی که ممکن است زمانی فرض شود، احکام ارث و دو برابر بودن سهم اولاد مذکر یا دو برابر بردن سهم شوهر و...است. در سوره نساء که این احکام آمده، پس از بیان این سهم ها
می فرماید:
آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعاً فَریضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً ؛(1)
نمى‏دانید پدران و مادران و فرزندان تان، کدام یک براى شما سودمندترند! این فریضه الهى است و خداوند، دانا و حکیم است.
خداوند به صراحت اعلام می کند به ملاک ارث دسترسی ندارید . نمی توانید بفهمید چه کسی برای شما سودمند تر است تا ارث خود را برای او قرار دهید . خداوند است که بر این ملاک ها علم دارد . این واجبی است از جانب خدایی که علیم و حکیم است .معلوم است حکمی که از علم و حکمت نشات گرفته و بدون قید و شرط اعلام شده، جاوید و همیشگی است.
تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ
وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فیها وَ لَهُ عَذابٌ مُهین؛‏(2)
این ها مرزهاى الهى است . هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند(و قوانین او را محترم بشمرد،) خداوند وى را در باغ هایى از بهشت وارد مى‏کند که همواره، آب از زیر درختانش جارى است .جاودانه در آن مى‏مانند و این، پیروزى بزرگى است! آن کس که نافرمانى خدا و پیامبرش را کند و از مرزهاى او تجاوز نماید، او را در آتشى وارد مى‏کند که جاودانه در آن خواهد ماند و براى او مجازات خوارکننده‏اى است.
در این آیه هم به صراحت این احکام را "حدود خدا"شمرده ، اطاعت حدود را رستگاری بزرگ و مخالفت با این احکام را سبب ماندگاری همیشگی در جهنم خوانده است.
اگر احکام جاوید و همیشگی نباشند، خداوند با این صراحت آن ها را حدود خدا که باید مراعات شوند، نمی شمرد. برای اطاعت از آن ها چنین وعده عظیم و برای مخالفت با آن ها چنین تهدید هولناکی نمی کرد.
از دیگر احکامی که ممکن است مربوط به آن زمان و آن اجتماع فرض شود، حد زنا(صد تازیانه) است. خداوند بعد از بیان این حد می فرماید:
وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فی‏ دینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِر؛(3)
نباید رأفت (و محبّت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حکم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید!
در این آیه هم حد زنا به عنوان"دین الله" معرفی شده، اجرای آن به طور مطلق و بدون رافت و رحمت بیجا طلب شده، این گونه اجرا نشانه ایمان به خدا و معاد معرفی شده است.
5. با توجه به آیات و روایات فراوان، احکام اسلام که در قرآن و روایات آمده اند، جاوید و همیشگی هستند. برای اثبات موقت بودن حکمی باید دلیل خاص ارائه دهیم. کسانی که احکامی را موقتی و مربوط به زمان نزول می دانند، باید دلیل قرآنی یا روایی بر موقتی بودن ارائه دهند . با توجیهات سست نمی توان احکام را زمانی و موقت شمرد.
احکام حکومتی معمولا تابع مصلحت هستند. با توجه به مصلحت سنجی ممکن است توسط حاکم بعدی تغییر یابند اما احکامی که در قرآن آمده اند، حکم حکومتی نیستند تا موقت و تابع وجود مصلحت موقتی شمرده شوند. خداوند به عنوان شارع و صاحب دین، احکام ثابت را بیان کرده ،احکام موقتی را به ولی امر واگذار نموده است.
6. مواردی که اشاره کرده اید، احکام دائمی قرآن نیستند تا آنچه را گفتیم، نقض کنند.
در مورد آیات ناسخ و منسوخ در جای خود توضیح داده شده که منسوخ قرآنی، حکمی است که در قرآن بدون ذکر قید زمان آمده و ظهور در جاوید و همیشگی بودن دارد مثل آیه زیر:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ ؛(4)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه مى‏خواهيد با رسول خدا نجوا كنيد (و سخنان درگوشى بگوييد)پیش از آن صدقه‏اى (در راه خدا) بدهيد. اين براى شما بهتر و پاكيزه‏تر است. اگر توانايى نداشته باشيد، خداوند غفور و رحيم است.
در این آیه هیچ نشانه و دلیلی بر موقت بودن نیست. حکم مطلق و عامی است که همه زمان ها و همه مکان ها را در بر می گیرد، ولی وقتی آیه بعد نازل می شود:
أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُون؛
آيا ترسيديد فقير شويد كه از دادن صدقات قبل از نجوا خوددارى كرديد؟! اكنون كه اين كار را نكرديد و خداوند توبه شما را پذيرفت، نماز را برپا داريد . زكات را ادا كنيد .خدا و پيامبر را اطاعت نماييد و (بدانيد) خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد، با خبر است!
معلوم می شود خداوند با نازل کردن این آیه، در صدد نشان دادن ترس از انفاق و سست ایمانی عموم و ایمان فوق العاده ابرمردی بوده که با وجود ناداری، قرض می کند و صدقه می دهد تا با پیامبر نجوا کند و از محضرش بهره گرفته و تنهایی را از او دور سازد. (5)
هیچ آیه ای نداریم که حکمی واقعا دائمی را بیان کرده و توسط خدا در آیه دیگری دائمی بودن این حکم نقض شده باشد. در منسوخ ما گمان می کردیم حکم دائمی است، زیرا خداوند بنا به مصلحتی که در نظر داشت ، آن را به بیان دائمی نقل کرد . بعد از محقق شدن مصلحت مورد نظر ، با فرستادن ناسخ ، اعلام کرد از اول دائمی نبوده است، نه این که بر خطای خود واقف شد یا از حکم اول پشیمان گشت.
دیگر این که هیچ حکم دائمی در قرآن نیست که امروز از نگاه عاقلان و عالمان عملی و مفید نباشد.
حکم برده داری و حلال بودن کنیز را نمونه ذکر کرده اید، در حالی که توجه ندارید این ها از احکام تاسیسی قرآن نیستند. امضای آن ها هم برای رعایت مصلحت اسلام و جامعه اسلامی و از سر ناچاری بوده است.
اولا اسلام اجازه به بردگی گرفتن انسان ها را نداده است، در حالی که در گذشته به زور و با شبیخون و ... انسان ها را به بردگی می گرفتند. اسلام همه این راه ها را بست. فقط با صلاحدید حاکم اسلامی به خاطر رعایت مصلحت جامعه اسلامی و مسلمانان یک راه را نیست.
در گذشته وقتی گروهی به گروه دیگر هجوم می برد، مهاجمان اگر پیروز می شدند، اموال گروه مورد تهاجم و مغلوب را به عنوان غنیمت تصاحب کرده و مردان و زنان و فرزندان شان را به بردگی می گرفتند؛ اگر هم مهاجمان مغلوب می شدند ، گروه مورد تهاجم که غالب شده بود ، همه مهاجمان را از زن و مرد و کودک به بردگی می گرفت و اموال شان را به عنوان غنیمت تصاحب می کرد و این یک حکم مقبول و معمول جهانی شده بود.
اسلام مسلمانان را از تهاجم به دیگران و تصاحب اموال و به بردگی گرفتن افرادشان نهی کرد. به هیچ عنوان چنین اجازه ای نداده است اما در مورد مهاجمان دستور داد که با آنان با قدرت تمام مقابله شده و مردان جنگی کشته شوند تا شکست مهاجمان قطعی شده و تسلیم گردند. آن گاه اموال به غنیمت گرفته شده و افراد میدان جنگ اعم از مرد و زن و کودک به اسیری گرفته شوند:
فَإِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاق ؛(6)
هنگامى كه با كافران (جنايت‏پيشه) در ميدان جنگ رو به رو شديد گردن هاي شان را بزنيد، (و اين كار را هم چنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد.در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد.
سپس قرآن حکم جاوید در این مورد را به صورت زیر صادر کرد:
فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداء؛
بر آنان منّت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه [غرامت‏] بگيريد.
در آن زمان مهاجمان اگر پیروز می شدند، مسلمانان اسیر را به بردگی می گرفتند. مقابله به مثل نکردن مسلمانان ،دشمنان را علیه مسلمانان جسور می ساخت،زیرا می گفتند اگر در تهاجم شکست بخوریم، مسلمانان یا با گرفتن فدیه یا به منت ما را آزاد می کنند و اگر پیروز شویم ، آنان را به بردگی می گیریم. پس در صورت پیروزی به بهره وافر رسیده ایم . در صورت شکست ، زیان بزرگی نکرده ایم ؛ با توجه به این شرایط پیامبر به عنوان حکم جامعه اسلامی راه سوم را اضافه کرد تا حاکم جامعه در صورت وجود مصلحت و برای مقابله به مثل و از بین بردن جرآت مهاجمان، اسیران شان را به بردگی بگیرد .
بنا بر این حکم به بردگی گرفتن اسیران جنگی، نه حکمی قرآنی، بلکه حکم مولوی و حکومتی پیامبر بود . احکام حکومتی دایر مدار مصلحت هستند و جاوید و فرازمانی نیستند.
اما حکم چگونگی رفتار با کنیز و برده و مثلا حلال بودن مجامعت با کنیز بدون نیاز به عقد و ... دایر مدار بودن برده و کنیز است، نه دستور به گرفتن کنیز و برده. اگر برده وجود داشته باشد ، باید برایش احکامی وضع کرد . طبیعی است که حکم برده با غیر برده فرق داشته باشد. می توان با برده داری مخالف بود و با آن مبارزه دفعی یا تدریجی کرد، ولی نمی توان گفت برده در عین برده بودن ، از لحاظ احکام در تمام موارد با غیر برده یکسان است.
اسلام با برده گیری و برده داری مخالف بود . از این رو در فقه اسلام کتاب برده داری نداریم، بلکه "کتاب العتق= آزادسازی بردگان" داریم، ولی تا آماده شدن جامعه بشری برای ریشه کن شدن بردگی ، مدتی وقت می گذرد . در این مدت چاره ای نیست جز این که برای بردگان احکامی وضع شود که بعضی همان احکام قبلی است که به طور موقت تایید می شود . بعضی احکام جدیدی است که در راستای هدف قرآن (یعنی آزاد شدن بردگان و ریشه کن شدن بردگی) وضع می گردد.
پی نوشت ها:
1.نساء(4)آیه11.
2.همان،آیه13-14.
3.نور(24)آیه2.
4. مجادله (58) آیه 12.
5.واحدی ، اسباب النزول ،چ اول ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، 1411 ق، ص 432 ؛ ابن کثیر دمشقی ، تفسیر القرآن العظیم ،چ اول ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، 1419 ق ، ج 8 ، ص 80.
6.محمد (47) آیه 4.