سلام خسته نباشید
دختری 22ساله هسم یه موقعیت خوب برای ازداوج دارم اماچون خواهربزرگترازخودم دارم خانواده مانع میشن ومیدونم کیس ایده ال خانواده هستن ازلحاظ اعتقادات مذهبی وفرهنگی من میتریم باخانواده صحبت کنم چون توهواجواب نه میدن ومابهم علاقه داریم میترسم که دچارگناه بشم نمیدونم باخانواده چجورصحبت کنم تروخدامنوراهنمایی کنید

با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
متاسفانه این تفکر غلط وجود دارد که با وجود خواهر بزرگ تر، خواهر کوچک تر نباید ازدواج کند، و اگر ازدواج کند، می گویند که حتما خواهر بزرگ تر عیب و ایرادی داشته است که هنوز مجرد مانده است.
بنا بر این به خواهران کوچک تر توصیه می شود که تا حد امکان تا ازدواج خواهر بزرگ تر صبر کنند، اما اگر زمینه ازدواج او فراهم نشد و سن خواهر بزرگ تر هم در حال بالا رفتن و تاخیر ازدواج بود و خواستگار مناسب هم برای خواهر کوچک تر وجود داشت، دیگر صبر جایز نیست، زیرا ممکن است که همان مشکل برای خواهر کوچک تر هم ایجاد شود.
برای حل این مشکلتان به شما توصیه می کنم که از طریق واسطه ها این مسئله را با خانواده اتان مطرح کنید. یکی از اطرافیان و آشنایان خودتان را که با او راحت هستید، و روی پدر و مادر شما هم نفوذ دارد انتخاب کنید و از او بخواهید که این مسئله را با خانواده تان در میان بگذارد. می توانید از پدر بزرگ، مادر بزرگ، عمه، دایی، خاله، عمو و یا خواهر و برادری که ازدواج کرده اند، برای این کار استفاده کنید. این واسطه می تواند به خانواده شما بگوید که اجازه دهند که خانواده طرف مقابل به خواستگاری بیایند، و اگر هر دو طرف از همه جهت همدیگر را پسندیدند و در مورد ازدواج به توافق رسیدند، می شود که شما برای همدیگر در نظر گرفته شوید، و مراسم های رسمی عقد را به زمان بعد موکول کرد، شاید تا آن وقت خواهر بزرگ ترتان هم ازدواج کرد. البته این زمان هم نباید زیاد باشد و باید زودتر عقد رسمی صورت گیرد، چون نامزدی غیر رسمی اگر طول بکشد، آسیب هایی هم دارد. واسطه می تواند به خانواده اتان بگوید که این پسر و خانواده اش در نگاه ابتدایی، مورد مناسبی هستند، و شاید در آینده چنین خانواده ای به خواستگاری شما نیاید. اگر فعلا پدر و مادر شما رضایت نمی دهند، کمی صبر کنید و بگردید و کسی را پیدا کنید که آنها را حداقل برای خواستگاری راضی کند. باید صبر کنید، شاید با گذشت زمان، آن ها راضی به این شوند که حداقل برای خواستگاری اجازه دهند
هم چنین شما می توانید که به این آقا بگویید که از خانواده اش بخواهد که با خانواده شما صحبت کنند، یعنی از شما خواستگاری کنند، و در این مورد با جواب رد خانواده شما، مسئله را رها نکنند. تلاش کنند که خانواده شما را حداقل برای خواستگاری راضی کنند. احتمال زیاد دارد که خواستگاری آن ها و صحبت های واسطه شما با خانواده اتان، بالاخره آن ها را راضی کند. هرگز از رحمت و لطف خداوند ناامید نباشید و بدانید که دل های افراد در دست خداوند است و اگر بخواهد آن ها را نرم می کند. لذا از خداوند متعال بخواهید که مشکل ازدواجتان را حل کند.
متوجه نشدم که منظورتان از به گناه افتادن چیست، اما اگر با یک دیگر رابطه دارید، رابطه اتان را قطع کنید و زمینه های ارتکاب گناه را از بین ببرید، و هر اتفاقی که افتاد ( چه این ازدواج صورت گرفت و چه صورت نگرفت) از گناه دوری کنید که علاوه بر نارضایتی خداوند، مشکلات شما را هم بیشتر خواهد کرد.
نکته دیگر اینکه برای ازدواج کردن باید شناخت کافی از این پسر داشته باشید. صرف اینکه به همدیگر علاقه دارید کافی نیست. از نظر روان شناسان ازدواجی که بر پایه عشق صورت گیرد، به هیچ وجه مطلوب نیست؛ بنابراین اگر حتی فرض شود که تمام حریم را حفظ کنید و به شخص نزدیک نشوید، اما زندگی آینده و ازدواج را تنها بر پایه عشق بنا کنید، بسیاری از زوایای پیدا و پنهان از دید شما مخفی می ماند؛ زیرا ماهیت عشق و علاقه این است که انسان را از عیب ها و نبودن شرایط و بسیاری از معیارها که برای زندگی مهم و ارزشمند هستند، غافل می کند. لذا دقت کنید و ببینید که شرایطتان به همدیگر می خورد یا نه؟ با این مسئله احساساتی برخورد نکنید، چون می خواهید عمری را با او زندگی کنید، طوری نشود که بعدا پشیمان شوید.
شما می توانید برای آگاهی از ملاک های انتخاب همسر به کتاب " جوانان و انتخاب همسر " استاد علی اکبر مظاهری و کتاب " گلبرگ زندگی" استاد حسین دهنوی مراجعه کنید.
موفق باشید.