مگر در قرآن که منبع اصلی ماست نیامده که باتقواترین فرد نزد خدا گرامی تر است...آیا این به معنای این نیست که یک زن در خیلی از مواقع میتوانددر ردیف مردان و گاه حتی بالاتر از آنان قرار بگیرد...پس چرا زن باید از نصف حقوق مرد به خصوص در زمینه ی دیه برخوردار باشد؟ در قدیم گفته میشد چون مرد نان آور خانواده است اما امروزه که زنان پابه پای مردان در بیرون از خانه کار می کنند جواب قانع کننده چیست؟ گاه یک دختر جوان در اثر یک سانحه یکی از اعضای خود را از دست می دهد و ادامه ی زندگی برایش دشوار می شود چرا چون یک دختر است باید دیه ی کمتری بگیرد؟آیا این عدالت است؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
البته همانطور كه خود شما اشاره فرموديد، در منظر دين اسلام و قرآن كريم ارزش و مقام ذاتي زن و مرد تفاوتي ندارد و يكسان مي باشد و تنها ملاك فضيلت و برتري هر كس تقوا و ارزش هاي معنوي او مي باشد (1) و همچنين در زمينه كسب فضائل اخلاقي و معنوي كه ارزش فرد را مشخص مي كند، زنان نه تنها هم رديف مردان قرار گرفته اند؛ بلكه در بسياري از موارد گوي سبقت را هم ربوده اند. لذا در قرآن كريم نيز در مقام معرفي انسان هاي برتر نام زنان نيز در كنار نام پيامبران بزرگ الهي مي درخشد(2) لذا اين نكته قطعي است كه در منظر ديني هيچ تفاوتي از نظر ارزش ذاتي و توانائی های معنوی و کسب فضائل بين زن و مرد نيست.
و اما در خصوص قوانين جاري و عادي زندگي و تفاوت هائي كه اسلام بين زن و مرد قرار داده لازم به ذكر است كه اتفاقا در بسياري از موارد، قوانین وضع شده خود حاكي از حمایت اسلام از زنها و جلوگيري از وارد شدن سختي هائي ناخواسته بر اين بخش از جامعه مي باشد، قرار دادن بار اقتصادي خانواده بر عهده مرد و موظف نمودن مرد به تامين مالي و اقتصادي همسر خود همه در همين راستا مي باشداگر چه زن را نيز از اين كار منع نمي كند و اگر چه عملا برخي زنان دوشادوش مردان تلاش مي كنند و در عرصه اقتصادي وارد مي شوند. اما اجازه و اختيار دادن به زن يك چيز است ولي واجب نمودن و موظف كردن مرد چيز ديگري است. اسلام با برداشتن چنين وظيفه اي از عهده زن مي خواهد وجود لطیف او را از سختي و مشكلات كار اجباري حفظ نمايد.
اما در خصوص تفاوتهائي كه در برخي از احكام مانند ديه بين زن ومرد وجود دارد ريشه اي ديگر دارد كه بخش عمده آن به تفاوت هاي فيزيكي زن و مرد و نقش آفريني هر كدام در جامعه و عرصه اجتماع مي باشد لذا دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوى مقتول نیست، بلکه مربوط به مرتبه بدن انسان است.
لذا دیه یک انسان بى سواد با دیه یک انسان عالم یک اندازه است. همین طور دیه یک مرد با تقوا، با دیه یک مرد بى تقوا. بنا بر این جهات معنوى از قبیل علم، تقوا و سیادت تأثیرى در مقدار و کم و زیادى دیه ندارد. (3)
در واقع دیه، بهاى ارزش اقتصادی مقتول یا مجروح است. اگر فرد آسیب دیده و یا مقتول مرد باشد، دیه او بیشتر است، به جهت توانایى‏ها و وظائف سنگینى که بر عهده او بوده و فعلا بر اثر قتل و یا نقص عضو به جا مانده است. اگر مقتول زن باشد، دیه او کمتر است به جهت تفاوت نقش اقتصادی اعضاء بدن او. اما این تفاوت است، نه تبعیض. بین تفاوت و تبعیض بسیار فرق است. کارگرى که از توان کارى بیشترى بهره‏مند است، تفاوت دارد با کارگرى که ضعیف است و توانایى کارهاى سنگین را ندارد. مزد آنان فرق مى‏کند. اگر کارفرما یک کارگر قوى و یک کارگر ناتوان را به طور مساوى مزد بدهد، به حق کارگر قوى ظلم کرده و این کار بى عدالتى فاحش است. اگر خداوند متعال دیه مرد و زن را به طور مساوى قرار مى‏داد، با عدالت سازگار نبود.
البته همانطور كه بيان شد اين واقعيت قابل كتمان نيست كه برخي از زنان امروزه در جامعه همپاي مردان تلاش می کنند و نان آور خانواده محسوب می شوند. اما لازم به ذکر است که قانون دیه مانند سایر قوانین ناظر به غالب افراد است و چون غالبا مسئولیت اداره خانواده به عهده مردان است، در دیه زن و مرد، نقش مرد و زن در تامین اقتصاد و معاش خانواده منظور شده و به لحاظ غالب افراد که مردان موظف به تامین هزینه زندگی هستند، دیه زن نصف دیه مرد قرار داده شده است. پس گرچه بعضی از زنان مسئولیت اداره خانواده را دارند. لیکن قانون برمحور افراد دور نمی­زند. بلکه غالب افراد را در نظر دارد.
البته اين نكته را نبايد از ياد برد كه در دیه زن و مرد تفاوت در صورتی اعمال می شود که میزان جرم از مقیاس ثلث یک دیه کامل بالاتر برود، اما در جراحت ها و صدمات جسمی که بر زن وارد می آید، اگر صدمه در حد ثلث دیه کامل باشد، دیه این نوع صدمات بین زن و مرد مساوی خواهد بود. (4) لذا در مواردی که دیه مربوط به زن از جهت نقص عضو او می باشد (همانند مثال دختری که در حادثه ای یک عضو خود را از دست می دهد) در غالب موارد تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد.
با تامل در اين حقيقت مي توان دريافت كه در اين حكم اسلامي نه بي عدالتي لحاظ شده و نه جايگاه و منزلت زنان ناديده گرفته شده است، اما براي درك حقيقت بايد به جاي نگاه جزيي نگر و سطحي به شكلي عميق تر و منطقي تر به اصل قانون و جنبه هاي گوناگون اجتماعي مترتب بر آن در سطح كلان نگريست.
پى‌نوشت‏ها:
1. حجرات (49) آیه 13.
2. مریم (19) آیه 16.
3. آیت اللَّه جوادى آملى، زن در آیینه جلال و جمال، ص 355، نشر اسراء، بیتا، با تلخیص و اضافات.
4. قانون مجازات اسلامی ، ماده 300.