با سلام. میخواستم علت اینکه در دین مبین اسلام صیغه دختره باکره حرام است چیست پس دخترانی شرایط ازدواج برایشان مهیا نیست و نمیخواهند به خاطر نیازشان به گناه داخل شوند چیست

پرسشگر گرامی! با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
به چند نکته توجه فرمائید:
1.صیغه نمودن دختر باکره حرام نیست. انجام آن با حفظ شرایط برای دختر شرعا مانعی ندارد. تنها چیزی که در این جا مطرح می باشد و احتمالا سبب ایجاد پرسش در ذهن شما گردیده، این است که یکی از شرایط مهم در صحت عقد دختر باکره،چه در عقد دائم و چه در عقد موقت یا صیغه، اجازه پدر یا جد پدری می باشد. با توجه به نظر برخی از مراجع معظم تقلید، لازم می باشد. طبق نظر این گروه از مراجع معظم ،عقد دختر باکره بدون رضایت پدر حرام می باشد. البته نظرات مختلف مراجع معظم تقلید در انتهای پاسخ ضمیمه می گردد.
2.خداوند متعال هر نیازی در انسان قرار داده، راه حلالی نیز برای ارضای آن نیاز قرار داده است. برای غریزه و نیاز جنسی انسان نیز راه حلال را قرار داده است که در قالب ازدواج دائم و یا موقت می باشد. البته خداوند متعال با توجه به مصلحت و خیر اندیشی نسبت به انسان برخی شرایط را در اجرای آن قرار داده که اجازه دادن پدر یا جد پدری در ازدواج دختر باکره یکی از شرایط می باشد. رعایت آن قطعا مصالحی دارد که به برخی اشاره می شود:
الف) دختر از زمانی که متولد می شود تا زمانی که صحیح و سالم به سن رشد و ازدواج برسد، مراقبت های زیادی لازم دارد. بخش اعظم آن بر دوش پدر می باشد. خداوند این تکلیف را بر عهده دختر می گذارد که به خاطر دغدغه های فراوان پدر و علاقه ویژه ای که نسبت به دختر خود دارد و متحمل می شود، دختر هنگام ازدواج اول و جدا شدن از پیکر خانواده رضایت پدر را جلب نماید. به نوعی رضایت را حقی برای پدر قرار می دهد.
ب)دختران جوان به خاطر حجب و حیائی که دارند و عدم داشتن سابقه ارتباط با هیچ مردی به عنوان شوهر، شناخت کافی نسبت به انتخاب همسر آینده خود ندارند. اگر هم داشته باشند،به خاطر روحیه عاطفی و احساسی بالا به راحتی امکان فریب خوردن آن ها وجود دارد. تجربه نیز این واقعیت را ثابت نموده است. خداوند متعال برای کمک به دختر هنگام سرنوشت سازترین تصمیم زندگی خود و حفظ او از افتادن در گرداب زندگی با فردی که صلاحیت لازم را ندارد، چنین شرطی را برای ازدواج او قرار می دهد.
ج)همان طور که دختر در انتخاب همسر و شروع زندگی مشترک نیازمند حمایت پدر و خانواده خود می باشد، در ادامه زندگی نیز به حمایتی محتاج می باشد. این نکته که خداوند ازدواج دختر را با شرط جلب رضایت پدر می داند،نکته ظریف دیگری دارد، و آن اینکه چون ازدواج با رضایت و اجازه پدر صورت می گیرد، پدر خود را نسبت به آینده و زندگی و خوشبختی دختر مسؤول می داند، زیرا با رضایت و اجازه او دختر ازدواج کرده است.
3.اگر چه ازدواج موقت دختر باکره با إذن پدر یا جد پدری، شرعا جایز است. اما با توجه به اینکه ازدواج موقت امکان ازدواج دائم را کاهش می دهد و احیانا با از بین رفتن بکارت، بالاترین سرمایه او در جذب همسر دائمی را از دست می دهد ، هرگز به دختران باکره چنین توصیه ای نمی شود. می تواند با اندکی صبر و تحمل و حفظ عفت و پاکدامنی افق روشن و ماندگاری را برای آینده خود رقم بزند.
4.اگر چه شرایط ازدواج برای همه دختران بلافاصله مهیا نمی شود و برخی ازدوج آن ها به تاخیر می افتد و این امکان هست که تحت تاثیر غرائز و نیازهای جنسی فشار زیای را تحمل نمایند. اما خداوند متعال قدرت و راهکارهای لازم جهت کنترل غریزه را درون و بیرون انسان قرار داده است. مدیریت ذهن و فکر نکردن به نیاز جنسی و توجه به خداوند متعال و استمداد از نماز و روزه و سایر عبادات الهی به انسان قدرت روحی لازم جهت استقامت در برابر غرائز سرکش جنسی را می دهد. پرداختن به تفریحات سالم و سرگرمی های مناسب و مشغول نمودن خود به سرگرمی های حلال و پرهیز از فکر کردن به مسائل جنسی و پرهیز از ارتباط نزدیک با جنس مخالف نیز در این زمینه توصیه شده، به هر حال نیاز انسان مجوز انجام گناه نمی شود و کنترل غریزه و هدایت آن در مسیر حلال و درست الهی اگر چه سخت است، ولی شدنی می باشد، به هر حال اگر چه صیغه شدن می تواند یک راه حل موقت قلمداد شود، اما مشکل را حل نمی کند. درمان اصلی به ویژه برای دختران باکره ازدواج دائمی می باشد، مگر به سنی برسند که دیگر هیچ امیدی برای ازدواج دائم نداشته باشند.
5.اما در این که در ازدواج (دائم یا موقت) دختر باکره‌ای که به حد بلوغ رسیده و رشیده می باشد، یعنی مصلحت خود را تشخیص می­دهد، اذن پدر شرط است یا نه، چند نظر هست:
ا) به نظرآیات عظام: امام خمینی، شبیری زنجانی، شیخ جواد تبریزی، نوری همدانی وسیستانی ، اذن پدر لازم است. البته آیت الله سیستانی در دختری که متصدی امور زندگی خویش باشد،اذن پدر را بنا بر احتیاط واجب لازم می‌داند، نه به فتوا. در این صورت مقلد ایشان می تواند به مقلد اعلم بعد از ایشان رجوع کند.
ب) به نظر آیات عظام: خامنه ای، مکارم شیرازی، اراکی، خوئی، صافی، وحید خراسانی بنا براحتیاط واجب اذن پدر لازم است.
ج )به نظر آیت الله بهجت و آیت الله فاضل لنکرانی اذن پدر تکلیفاً لازم است، یعنی اگر بدون اذن پدر عقد خوانده شود ،عقد صحیح است، ولی فردی که باید اجازه می‌گرفت و نگرفته، معصیتکار است. (1)
البته در صورتی که دختر بکارت خود را از طریق زنا یا وطی به شبهه از دست داده باشد، می تواند بدون اذن پدر یا جدّ پدری عقد ازدواج دائم یا موقت بخواند ،ولی احتیاط مستحب آن است که اجازه بگیرد.(2)
البته برخی گفته اند: اگر بکارت به غیر شوهرکردن از بین رفته باشد، باز برای ازدواج (چه دائم و چه موقت) اذن پدر یا جد پدری شرط است، (3).

پی­نوشت­ها:
1. توضیح المسائل مراجع، ج2، مسئله2376؛ رساله آیت الله وحید، مسئله 2385؛ سوال تلفنی از دفتر آیت الله خامنه­ای در قم و دفتر آیت الله نوری.
2. توضیح المسائل مراجع ،ج2 ،مسئله 2377.
3. عروة‏الوثقی، ج 2، ص 700، مسأله 2.