چراسی روز روزه میگیریم؟
پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
از تورات و انجيل فعلي بر مي آيد كه روزه ميان يهود و نصارا بوده، اقوام و ملل ديگر هنگام رو به رو شدن با غم و اندوه روزه مي گرفته اند، چنان كه در "قاموس كتاب مقدس" آمده است:
روزه به طور كلي در تمام اوقات ميان هر طائفه و هر ملت و مذهب، در موقع ورود اندوه و زحمت غير منتظره، معمول بوده است.(1)نيز از تورات بر مي آيد كه موسي (ع) چهل روز روزه داشته و حضرت مسيح (ع) نيز چهل روز روزه داشته است.(2)اما در اسلام به تصريح قرآن روزة ماه مبارك رمضان كه ماه نزول قرآن است، واجب شده و مدت روزه را يك ماه قمري يعني 29 يا 30 روز اعلام كرده است. در فلسفه اين حكم روايتي نقل شده است كه چند نفر يهودى محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مشرف شده و داناترين آن ها مسائلى چند از حضرتش پرسيد .در بين سؤالات عرضه داشت: براى چه خداوند سى روز، روزه بر امّتت واجب كرده و بر امم سابقه بيش تر از سى روز لازم قرار داده بود؟
فرمود: وقتى جناب آدم عليه السّلام از شجره منهيّه تناول نمود، آنچه خورده بود، مدّت سى روز در شكمش باقى ماند، پس حق تعالى بر ذريّه او واجب كرد كه تا سى روز گرسنه و تشنه باشند . آنچه را كه در بين اين سى روز مىخورند و در خوردن مجاز هستند، تفضّلى است از ناحيه حق تعالى. همين حكم بر جناب آدم نيز ثابت بود. بارى حق حكم مزبور را بر امّت من واجب گردانيد(3)
اگر مراد شما، سؤال از فلسفه و به تعبیری ملاک عقلی حکم باشد، باید گفت:
شکی نیست که احکام الهی دارای ملاکات بوده و وجوب، حرمت، استحباب و کراهت آن ها بر اساس مصالح و مفاسدی است که اگر مصلحتی در حکم باشد، حکم واجب و یا مستحب؛اگر دارای مفسده ای باشد، حکم حرام و یا مکروه خواهد بود. حال از آن جا كه احكام بر خلاف اعتقادات توقیفی و تعبدي است، هيچ گاه نبايد انتظار داشت به تمامي حكمت ها و مصالح يك حكم پي ببريم؛ چرا كه ممكن است درمجموع، از مصالح یا مفاسد یك حكم، برخی را درك و برخي ديگر را درك نكنیم، يا در برخي مواقع، به هيچ عنوان نتوان به حكمت هاي آن پي برد؛ مثلاً با كدام كنكاش عقلي مي توان به فلسفه سه ركعتي بودن نماز مغرب، ولي چهار ركعتي بودن نماز عشا پي برد؟
مسلمان، متدین و صاحب اندیشه بعد از پذیرش اصول دین و عقاید با استدلال هر چه محكمتر، هنگام آشنایی و عمل به احكام دینی، وقتی از وجود یك حكم الهی ـ مثل وجوب حجاب یا حرمت بیحجابی ـ با خبر و مطمئن شد، یقین پیدا میكند كه وجوب دارای مصلحت یا مصالح متعددی است كه به واسطه آن ها خداوند حكم به ایجاب كرده است. عمل حرام هم دارای مفسده یا مفاسد متعددی است كه باعث حكم به تحریم شده است. بر اين اساس، اگر چه شايد براي برخي از احكام بتوانيم حكمت هايي را با عقل مطرح كنيم، اما به هیچ وجه ادعا نمی کنیم فلسفه حكم فقط به موارد بيان شده ختم می شود؛ چرا که شاید اين دلایل مطرح شده، به هيچ عنوان فلسفه حرمت آن نبوده ؛ عقل در كشف مصالح به اشتباه رفته باشد و دلایل بيان شده فقط در حد فرضيه بوده كه شايد بعد ساليان دراز، ديگران نظر خلاف آن را ثابت كنند و خداوند در حرمت آن ده ها دلیل ديگر قرار داده که ما بی خبریم؛ چنان كه خداوند برای آزمايش قوم يهود آن ها را از صيد روز شنبه منع كرده بود:
«وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ؛ (4)
از حال كسانى از شما، كه در روز شنبه نافرمانى و گناه كردند، آگاه شديد». از این رو، شايد در اين حكم نيز خداوند فقط براي امتحان بندگان چنين حكمي را مقرر داشته است.
از آن جا که معتقدیم احکام شرعی از طرف خداوند به وسیله پیامبر یا معصومان بیان شده است، به آن ملتزم شده و عمل می کنیم؛ چنان که در امور عادی این گونه عمل می نماییم. با اعتمادی که به پزشکان متخصص داریم، به نسخه های آن ها عمل می کنیم؛ بدون این که از خواص داروهای نوشته شده مطلع باشیم.
منطقي ترين دليل ما بر پذيرش حكم آن است كه اين دستور به عنوان تكليفي ديني از مجاري منطقي و قابل اعتماد شريعت به ما رسيده است. در نتيجه، عمل به اين دستور همانند هر دستور ديگر تعبدي شرعي، لازم و منطقي و معقول است. اگر معيار منطقي بودن يك حكم را يافتن علل طبيعي، بهداشتي و دنيايي آن بدانيم، چه بسا نتوان براي بسياري از دستورات قطعي دين دليلي از اين دست يافت.
پي نوشت ها:
1.مكارم شيرازي، تفسیر نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379ه ش.ج1، ص 633، به نقل از قاموس كتاب مقدس ، ص 427.
2. همان.
3. شيخ صدوق، علل الشرايع ،ترجمه ذهني تهراني،چ مومنين ، قم 1380 ه ش ،ج2، ص231.
4.بقره (2) آيه 65.






