با سلام دو پرسش داشتم:
1.آیا درست است که ، در تاریخ گذشته ، هر دینی که وجود داشته ، چند خدایی بوده اند؟
2.مگر نمیگویند که فکر و عقل ما ناقص است و کامل نیست؟ پس ما چگونه در باره این جهان تحقیق میکنیم؟شاید غلط باشد؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اين حرف را قبول نداريم كه تمام اديان گذشته چند خدايي بوده اند. اديان گذشته به خصوص اديان ابراهيمي همگي اديان توحيدي اند و به خداي احد و واحد اعتقاد دارند. شاهد بر اين مساله را هم مي توان در اصرار ادياني مثل مسيحيت و زرتشتي ديد كه با آنكه آموزه هاي ديني آن ها تحريف شده و ثنويت و تثليث در عقايد آن ها داخل شده است، اما باز هم تاكيد بر توحيدي بودن خود داشته و اعتقادات خود را به گونه اي توجيه مي كنند تا با اصل توحيد منافات نداشته باشد.
حتي اديان غير ابراهيمي نيز بعضا در آموزه هاي خود مطالبي دارند كه نشان مي دهد اين اديان نيز احتمالا داراي منشايي توحيدي بوده اند، نظير اعتقاد به وحدت وجود در هندوئيسم. لذا اين حرف كه در گذشته هر ديني كه وجود داشته، چند خدايي بوده، سخني كاملا غلط است.
اما در مورد سوال دوم شما؛ یکی از مبانی خداشناسی اسلامی، بازشناسی و تفکیک شناخت ذات خدا از شناخت اوصاف و افعال اوست. شناخت ذات الهی برای هیچ موجودی، از جمله انسان، ممکن نیست؛ اما شناخت اوصاف او براي انسان ها امكان دارد و حتي دستور به چنين تفكري هم به بشر داده شده است. آیات متعددی از قرآن کریم از انسان ها دعوت کرده تا به تفکر و بررسی در نظام هستی بپردازند.
در این کتاب الهی، حدود 750 آیه در زمینه خداشناسی از راه توجه به پدیده های طبیعی به چشم می خورد؛ در این آیات خداوند متعال از پدیده های طبیعی به عنوان آیه و نشانه های الهی یاد می کند:
«أَ فَلَمْ يَنظُرُواْ إِلىَ السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَ زَيَّنَّاهَا وَ مَا لهََا مِن فُرُوج؛ (1) آيا آنان به آسمان بالاى سرشان نگاه نكردند كه چگونه ما آن را بنا كردهايم، و چگونه آن را (بوسيله ستارگان) زينت بخشيدهايم و هيچ شكاف و شكستى در آن نيست؟».
هدف قرآن از دعوت به تفکر در هستی، رساندن بشر به حقیقتی بزرگ است. مثلا بشر با استفاده از تجهیزات نجومی تاکنون کهکشان های بسیاری را در پهنای آسمان یافته است که هر کدام مشتمل بر میلیون ها ستاره اند. برای بیان عظمت این کهکشان ها باید گفت خورشید به همراه 9 سیاره ای که به دور آن در گردشند، منظومه شمسی را تشکیل می دهند و این منظومه تنها بخش کوچکی از کهکشان راه شیری است. کهکشان راه شیری با حدود یکصد و پنجاه میلیارد ستاره، یکی از میلیون ها کهکشانی است که در آسمان ها وجود دارند.
آسمان شگفت انگیزی که بر فراز ما برافراشته شده است و شب ها هزاران ستاره در آن می درخشند، دل انسان را متوجه آفریدگار جهان می کند؛ اگر بدانیم که برخی از ستارگان، همین نقطه های کوچک نورانی در آسمان میلیون ها مرتبه از زمین بزرگ تر هستند، بیشتر به عظمت خداوند پی می بریم.
اما از طرف ديگر حضرات معصومین (ع) مردم را از تفکر در کُنْه وجود خداوند نهی فرموده اند. این را عقل نیز تأیید می کند، زیرا بشری که از هر جهت محدود است، قادر نیست به کُنْه موجودی که از هر جهت بی نهایت است، پی ببرد.
به کنه ذاتش خرد برد پی اگر رسد خس به قعر دریا
این حقیقت را از برخی آیات قرآن نیز میتوان دریافت:
« یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً؛ (2) آنچه را که آنان در پیش دارند و آنچه را که پشت سر گذاشته میداند، و حال آن که ایشان به او دانشی ندارند».
و يا در حدیثی از امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ آمده است که در تفسیر آیة بالا فرمود:
«لایُحیطُ الخلائقُ بالله عزّوجلّ عِلماً؛ (3) آفریدگان خداوند بر (ذات) او احاطة علمی نمییابند.
ما در دل طبیعت پرورش یافته ایم و همواره با این دستگاه تماس داشته و با آن انس گرفته ایم. هر چه دیده ایم، پدیده های طبیعی بوده و علم و قدرت ما محدود است. با این حال و با این همه محدودیت چگونه می توانیم به کنه وجود خدای نامحدود دست یابیم؟! چگونه علم محدود ما می تواند از کنه وجود نامحدود خبر دهد؟ خدایی که مانند ندارد و هیچ شباهتی به مخلوقاتش ندارد،چگونه می توان از ذات او خبر داد؟ امامان معصوم (ع) که گفته اند در ذات خدا تعقل و تفکر نکنید، از یک واقعیت و حقیقت خبر داده اند، و آن این که رسیدن به کنه خدا برای بشر غیر ممکن است و شبیه این می باشد که بگوییم دریا را در کوزه جا بدهیم،که امری است نا ممکن، زیرا علم حقیقی و واقعی به کنه یک حقیقت، احاطه به آن است،یعنی شخص عالِم به معلوم خویش محیط است. از نظر عقل، احاطة وجود محدود به یک وجود نامحدود محال است، یعنی نامحدود نمی تواند در حیطة محدود قرار گیرد؛ پس انسان که وجود محدود است، نمی تواند احاطه به یک حقیقت نامحدود و نامتناهی داشته باشد، پس علم حقیقی به ذات نامحدود برای بشر ناممکن است و عقل ما نسبت به آن ناقص است. اما در مورد صفات خدا عقل انسان قدرت درك صفات او را با توجه به شگفتي هاي طبيعت داراست و در قرآن و كلمات معصومين (ع) هم بر آن تاكيد شده است.
پینوشتها:
1. ق(50) آيه 6.
2. طه(20) آيه110.
3. عروسي حويزي، علي بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، اسماعيليان، 1415ه.ق، ج 3، ص 394، حدیث 117.






