لطفاً شفاف و تا حد ممكن مختصر پاسخ دهيد چون در تمام اين سالها هرجا اين سوال را مطرح كرده ام چنديدن صفحه توضيحات در خصوص نظر اسلام درباره و زن و جايگاه والا و ... دريافت كرده ام و اين گره ذهني هيچگاه بازنشده است.
خواهش مي كنم اگر دغدغه من به عنوان يك خانم كه در خانواده اي مذهبي بزرگ شدم ولي در اين تناقضات گيج مي زنم را درك مي فرمائيد حتماً پاسخ دهيد

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
پرداخت نصف دیه براى اجراى قصاص ، نه به خاطر این است که زن در مرتبه انسانیت کم تر از مرد است و یا اموری ازاین دست، این توهمى است کاملا بی جا و غیر منطقى که شاید لفظ و تعبیر" خون بها" ریشه این توهم شده است، بلکه پرداخت نصف دیه تنها به خاطر جبران خسارتى است که از قصاص مرد متوجه خانواده او مى‏شود.
در واقع این مساله ناشی از اصل کلی نصف بودن دیه زن در برابر مرد است و در نتیجه وقتی قرار باشد قصاصی در همین رابطه صورت بپذیرد به جهت عدم تناسب میزان دیه خانواده مقتوله موظف به پرداخت نصف دیه به خانواده قاتل خواهند بود .
به نظر مي رسد اگر در فلسفه دیه دقت شود، معلوم خواهد شد که تفاوت دیه زن و مرد هرگز سبب تفاوت ارزشی نيست. زیرا دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوی مقتول نیست، بلکه مربوط به مرتبه بدن انسان است. دیه یک انسان بی سواد با دیه یک انسان عالم یک اندازه است. همین طور دیه یک مرد با تقوا، با دیه یک مرد بی تقوا. بنابر این جهات معنوی از قبیل علم، تقوا و سیادت تأثیری در مقدار و کم و زیادی دیه ندارد.
حکم دیه در اسلام با توجه به تفاوت بین زن و مرد تدوین شده است . تفاوت نه بر منزلت مرد می‏افزاید و نه از مقام زن نمی‏کاهد. (1) تفاوت مرد و زن به خلقت آنان بر می‏گردد و جنبه خلقی و فطری دارد . خلقت مرد از جهاتی متفاوت از خلقت زن است.
مرد از توانمندی جسمی و روحی ویژه‏ای برخوردار است، بر خلاف زن که جنبه عاطفه و احساس او غلبه دارد. بر این اساس وظائف سخت‏تری بر مردان تحمیل شده ، از قبیل کار و تلاش برای تأمین غذا و پوشاک و مسکن و سائر لوازم زندگی و ایجاد امنیت و نگهداری خانه و خانواده و دفاع از آنان در برابر تهاجم بیگانگان و حفظ و ایجاد امنیت اجتماعی، که همه وظائف سختی است که بر اساس توانایی‏های مرد بر دوش او سنگینی می‏کند. زن نیز بر اساس توانایی وجودی خود وظائف متناسب دارد .
آیه می‌فرماید: «الرجال قوّامون علی النساء بما فضل اللَّه بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم؛ (2) مردان بر زنان حاکم اند، به جهت فضیلتی که خداوند به آنان داده و به جهت خرج هایی که بر گردن آنان نهاده شده است» این آیه ناظر به تفاوت خلقی مرد و زن است. از طرفی وضع قوانین همیشه جنبه عامّ و کلّی دارد. چون مردان غالبا چنین اند و زنان غالباً چنان هستند، این احکام قرار داده شده است.
وظائف مرد به گونه‏ای جدا از وظائف زن می‏باشد . باعث شده است که كارايي اجتماعی او بیش تر از كارايي اجتماعی زن باشد، نه ارزش انسانی، زیرا ارزش انسانی مرد با ارزش انسانی و معنوی زن یکنواخت است. هر دو انسان‏اند. مرد با ويژگي هاي خاص خود انسان کاملی است . زن نیز با ویژگی هایش انسانی کامل است. کمال مرد به مرد بودن او است . کمال زن به زن بودن او. بنابراین از جهات معنوی و توانایی رسیدن به کمالات اخلاقی هر دو مساوی‏اند.
در دیه جهات معنوی و کمالات قاتل و مقتول تأثیری ندارد، بلکه دیه، بهای ارزش اقتصادی و نقش اقتصادی مقتول است. اگر مقتول مرد باشد، دیه او بیش تر است، چرا که تامین هزینه های زندگی وظیفه مرد است. به همین دلیل در اثر قتل، فقدان او بر زن و فرزندانش تاثیر بیش تر خواهد داشت.اما اگر مقتول زن باشد، دیه او کم تر است. چون شرعا نفقه ای بر عهده اش گذاشته نشده ؛ نقش کم تری به لحاظ اقتصادی دارد .
همين قاعده در مورد ديه اعضا هم جريان دارد ؛ البته در مورد ديه اعضا بايد دانست كه ديه زن و مرد مطلقا متفاوت نيست ،بلكه صدمات جسمي تا حدي كه به مرز ثلث ديه نرسد ،بين زن و مرد مشترك است، يعني اگر فردي يك انگشت زني را قطع كند، همان مقدار ديه بايد بپردازد كه اگر يك انگشت مرد را قطع كند .(3)
در مجموع باید گفت که لزوم قصاص شدن فرد قاتل نباید به معنای نادیده گرفتن برخی اصول و مبانی دیگر و تحمیل فشاری مضاعف بر خانواده قاتل - یا قصاص نمودن او- باشد ؛ اسلام با قانون پرداخت نصف مبلغ در مورد قصاص مرد، رعایت حقوق افراد خانواده و بازماندگان را کرده و از خلاء اقتصادى و ضربه مالی که به یک خانواده مى‏خورد، تا حدودی جلوگیرى نموده است. البته ممکن است زنانى براى خانواده خود، نان‏آورتر از مردان باشند، ولى مى‏دانیم احکام و قوانین بر محور افراد دور نمى‏زند، بلکه کل مردان را با کل زنان باید سنجید. (4)
البته نباید فراموش کرد که همه این امور در صورتی است که تنها جرم مرد قاتل قتل نفس باشد اما اگر در شکل و ماهیت این قتل فرد قاتل جرمی مانند محاربه یا فساد فی الارض داشته باشد به حکم دادگاه اسلامی محکوم به قتل می شود ، حتی اگر شاکی خصوصی یعنی خانواده مقتوله درخواستی نداشته باشند و دیه ای پرداخت نکنند .

پی‌نوشت‏ها:
1. با استفاده از زن در آیینه جلال و جمال، آیت اللَّه جوادی آملی، ص 355، نشر مرکز اسرا ،قم، 1377 ش.
2. نساء (4) آیه 34.
3. توضيح المسائل مراجع ،ص 826 ، دفتر انتشارات اسلامي ، قم ، 1386 ش .
4. آیه الله مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش، ج‏1، ص: 612.