پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز
در باره اینکه امیدوارکننده ترین آیه قرآن کدام است، اختلاف نظر است. در بعضی روایات این آیه شریفه را امید وار کننده ترین آیه نامیده اند:
«وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرِين؛ (1) نماز را در دو طرف روز و اوائل شب برپا دار، چرا كه حسنات، سيئات (و آثار آنها را) بر طرف مىسازند، اين تذكرى است براى آنها كه اهل تذكرند».
در تفسير این آيه حديث جالبى از على علیه السلام به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما اميد بخشترين آيه قرآن كدام آيه است؟ بعضى گفتند:
آيه: « إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ؛ (2) خداوند هرگز شرك را نمىبخشد و پائينتر از آن را براى هر كس كه بخواهد مىبخشد».
امام فرمود: خوب است، ولى آنچه من مىخواهم نيست، بعضى گفتند:
آيه: « و من يعمل سوء أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحیما؛(3) هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت) امام فرمود خوبست ولى آنچه را مىخواهم نيست».
بعضى ديگر گفتند:
آيه: « قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ؛(4) اى بندگان من كه اسراف بر خويشتن كردهايد، از رحمت خدا مايوس نشويد».
فرمود: خوب است اما آنچه من مىخواهم نيست! بعضى ديگر گفتند:
آيه: « و الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ ؛ (5) پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مىدهند يا به خود ستم مىكنند به ياد خدا مىافتند، از گناهان خويش آمرزش مىطلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد».
باز امام فرمود: خوب است ولى آنچه مىخواهم نيست.
در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند؛ فرمود: چه خبر است اى مسلمانان؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم.
امام فرمود: از حبيب خودم رسول خدا شنيدم كه فرمود: اميد بخشترين آيه قرآن اين آيه است « و اقم الصلاة طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ ». (6)
البته در حديث ديگرى آمده است كه اميد بخش ترين آيه قرآن آيه: « إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ » مىباشد.
اما با توجه به اين كه هر يك از اين آيات به زاويهاى از اين بحث نظر دارد و يك بعد از ابعاد آن را بيان مىكند، تضادى با هم ندارد:
در واقع آيه سوره هود از كسانى سخن مىگويد كه نمازهاى خود را به خوبى انجام مىدهند، نمازى با روح و با حضور قلب كه آثار گناهان ديگر را از دل و جانشان مىشويد.
اما آيه ديگر از كسانى سخن مىگويد كه داراى چنين نمازى نيستند و تنها از در توبه وارد مىشوند؛ پس اين آيه براى اين گروه و آن آيه براى آن گروه اميدبخشترين آيه است.
چه اميدى از اين بيشتر كه انسان بداند هر گاه پاى او بلغزد و يا هوى و هوس بر او چيره شود (بدون اينكه اصرار بر گناه داشته باشد پايش به گناه كشيده شود) هنگامى كه وقت نماز فرا رسيد، وضو گرفت و در پيشگاه معبود به راز و نياز برخاست احساس شرمسارى كه از لوازم توجه به خدا است نسبت به اعمال گذشته به او دست داد گناه او بخشوده مىشود و ظلمت و تاريكيش از قلب او بر مىخيزد. (7)
همچنین در تفسير فرات کوفی از محمد بن قاسم بن عبيد، با ذكر يك يك راويان، از بشر بن شريح بصرى، روايت آورده، كه گفت: من به محمد بن على (علیه السلام) عرضه داشتم: كدام يك از آيات قرآن اميدواركنندهتر است؟ فرمود: قوم تو در اين باره چه مي گويند؟ عرضه داشتم: مي گويند: آيه: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ، لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ؛ (9) بگو اى كسانى كه در حق خود زيادهروى و ستم كرديد، از رحمت خدا نوميد مشويد» است، فرمود: و لكن ما اهل بيت اين را نمي گوئيم، پرسيدم: پس شما كدام آيه را اميدواركنندهتر مي دانيد؟ فرمود: آيه « وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى» ؛ (8) بخدا سوگند شفاعت، بخدا سوگند شفاعت، بخدا سوگند شفاعت.
پی نوشت ها :
1. هود (11) آیه 114.
2. نساء (4) آیه 48.
3.همان، آیه 110.
4. زمر (39) آیه 53.
5. آل عمران (3) آیه 135.
6. « ان علیا اقبل علی الناس...» مرحوم طبرسی، مجمع البیان، انتشارات ناصر خسرو ،ج5 ،ص308.
7. آیت الله مکارم ، تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج9،ص271.
8. ضحی (93) آیه5.
9. « قلت ای آیة فی کتاب الله أرجی...» ابوالقاسم فرات کوفی، تفسیر فرات کوفی،سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی،ص 571.






