باسلام.من هرروز صبح وقتی از خواب بیدار میشم برای همه مردم دعا میکنم که ازقضابلا و تصادف و... دور شوند ولی بعضی موقع ها میشنوم یا میبینم که کسی تصدف کرده و فوت کرده یا... بعد با خودم میگم امروز صبح یادم رفته بود دعا کنم کاشکی یادم نمیرفت شاید اگه دعا میکردم ان شخص تصادف نمیکردونمیمرد یا ... خواستم بدونم ایا دعا کردن یا دعا نکردن ما برای دیگران موثر و واجب است مرا راهنمایی کنید؟باسپاس

پرسشگر گرامی! با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
یکی از آداب دعا، دعا براى برادران و خواهران دینى، در پشت سر آنان است. فضیل بن یسار، از امام باقر (ع ) نقل مى کند: دعایى که امید استجابت آن بیش تر مى رود و زودتر به اجابت مى رسد، دعا براى برادر دینى در پشت سر او است. (1)
على بن ابراهیم از پدرش روایت مى کند: عبدالله بن جندب را در موقف عرفات دیدم. وقوفى بهتر از وقوف او ندیدم. پیوسته دست هایش،‍ به سوى آسمان بلند بود و اشک هایش بر گونه اش روان بود؛ به طورى که به زمین مى ریخت. پس همین که مردم از عرفات برگشتند، به وى گفتم: موقوفى بهتر از وقوف تو ندیدم؟ گفت: به خدا سوگند! جز براى برادران دینى خود دعایى نکردم؛ زیرا حضرت ابا الحسن کاظم (علیه السلام ) به من خبر داد: هر کس پشت سر برادران دینى خود دعا کند، از عرش به او ندا مى شود: براى تو باد صد هزار برابر آنچه براى برادر دینى ات درخواست کردى! خوش نداشتم صد هزار دعاى تعهدشده را به جهت یک دعا از دست بدهم، که نمى دانم به اجابت برسد یا نه! (2)
اما نکته مهم در این جا، این است که:
خداوند حکیم، نظام هستی را بر پایه اسباب و مسببات قرار داده است؛ یعنی برای پیدایش هر پدیده ای، علتی خاص و برای حل هر مشکلی، راهکارهای ویژه ای تعیین نموده است. هر سببی، مسببی را به دنبال دارد. هر مسببی را سببی نهاده است: «و ابی الله أن یجری الأمور الا باسبابها؛ (3) خداوند ابا می کند امور را جز از طریق اسباب آن جاری نماید». اگر آن اسباب فراهم نشود، دعا کردن نیز اثری ندارد.
اسباب نیز دو دسته هستند:
1. اسباب مادی: در زندگی روز مره خود، از اسباب مادی بسیار بهره مند شده و آن ها را به کار می گیریم؛ مثلاً بر اتومبیل سوار شده، با هواپیما سفر کرده و از دست و پای خود استفاده می کنیم.
2. اسباب معنوی و غیر مادی که از جمله آن ها، دعا است.
علل غیر مادی، هر گاه با علل مادی تعارض و تزاحم کنند، علل غیر مادی قوی تر و محکم تر از علل مادی بوده و برای آنان جنبه علیت دارند و بر آنان غالب می آیند.
بر این اساس، در مورد سؤال، حتی اگر شما دعا هم کنید تا کسی از حادثه و یا تصادفی در امان بماند، ولی خود او ایمنی و مقررات رانندگی را رعایت نکند، آیا در امان خواهد بود؟ و یا اگر شما دعا کنید و خداوند دعایتان را به حسب مصلحت خویش، به گونه ای غیر خواسته شما اجابت کند، چه؟
حقیقت این است که در اموری مانند دعا که علل آن غیبی و غیر مادی هستند، به این مهم باید توجه شودکه اگر چه اراده خداوند در نظام هستی به گونه ای تعلق گرفته که نظام علت و معلول و اسباب و مسببات در آن جاری است، اما اسباب و عوامل طبیعی نیز هر چه دارند، از ناحیه خدا است و به فرمان او هستند.
با توجه به این مطلب، حتی در فرضی که دعا هم انجام شود، ولی اسباب و مسببات آن فراهم نشود، فایده ای ندارد و حتی اگر اسباب هم فراهم شود، ولی خدا نخواهد، باز نیز فایده ای ندارد.
در واقع، دعا کننده می‌خواهد از راه دعا، معرفت و توحید خود را تکمیل کند و می‌گوید: اگر چه درست شدن هر کاری و نتیجه گرفتن از هر اقدامی، علل و اسباب مادی یا معنوی خود را دارد و انسان برای رسیدن به مقصد و دستیابی به هدف باید راه آن را بیابد و به دنبالش حرکت کند، ولی هیچ یک از علل و اسباب مادی و معنوی، از خود استقلال ندارند. هر علتی، خاصیت و عنوان علیت خود را از خداوند دارد. اگر به دنبال دارو می‌رویم یا با صدقه و دعا و نماز و تلاوت می‌خواهیم خطر را از خود دفع و رفع کنیم، برای آن است که خداوند چنین اثر و خاصیتی را در آن ‌ها قرار داده است. از این رو، می‌توان گفت که: دعا، یک نوع کسب قابلیت برای تحصیل سهم زیادتر از فیض بی‌پایان پروردگار است.
بنابراین، دعا کردن ما در حق دیگران مؤثر بوده و یکی از سجایای اخلاقی است؛ اما این به این معنا نیست که هر چه ما خواستیم و دعا کردیم، به اجابت برسد و یا تأثیرش به همان شکلی باشد که ما خواسته ایم. همچنین به این معنا نیست که اگر مشکلی برای کسی پیش آید، به جهت آن است که ما در حق او دعا نکرده ایم.
موفق باشید.

پی نوشت ها:
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج 2، ص 507، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 هجرى شمسی.
2. همان، ص 508.
3. همان، ج 1، ص 183.