پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
البته قبل از پاسخ به سؤال اول، براي روشن تر شدن جواب ابتدا به پاسخ سؤال دوم مي پردازيم:
در اين زمينه لازم به ذكر است كه خداوند متعال اساس و ريشه كل عالم هستي مي باشد، او وجودي است كامل و بي نقص و نامحدود كه در ذات خود به هيچ كس وابسته نيست و وجودي مستقل دارد و ديگر موجودات از او سرچشمه مي گيرند و به او تكيه دارند و از او وجود مي گيرند، لذا هيچ موجودي بدون مشيت او به وجود نمي آيد و هيچ اتفاقي بدون اراده او رخ نمي دهد، هر آنچه كمالات و صفات خوب است در ذات خود دارد و هر آنچه نقص و كاستي است از او دور است.
او بوجود آورنده عالم هستي است و لذا اصلا نمي توان نبود او را فرض كرد و يا عالمي را بدون وجود خدا تصور كرد زيرا معنای اين تصور اين است كه بايد عالمي را فرض نمود كه خالق ندارد. لذا نتيجه اين است كه هم طبق فرض بايد عالمي باشد و هم چون خالق ندارد چنين عالمي نمي تواند وجود داشته باشد پس هم عالمي باشد و هم نباشد و اين تناقض است و وقوعش محال است. لذا ديگر جائي براي اين سؤال باقي نمي ماند كه اگر خدا نبود چه اتفاقي مي افتاد؟
اما در مورد سؤال اول اگر چه از نوع اين سؤال مشخص است كه پرسشگر محترم ابتدا براي خود زندگي بدون نياز به وجود خداوند و در نبود او را تصور نموده است و اكنون برايش چنين پرسشي بوجود آمده است كه وجود خدا چه تاثيري در اين زندگي مي تواند داشته باشد و چه منافعي براي اين زندگي ايجاد مي كند ؟
البته پاسخ اين پرسش از مطالب گذشته روشن مي شود كه اساسا عالم بدون خداوند به وجود نمي آيد و اكنون اگر مشاهده مي شود عالمي هست و انساني خلق شده كه زندگي مي كند و اگر ما هستيم و زندگي مي كنيم و ... پس قطعا خالق و خدائي داشتيم كه اين عالم و ما را و همه اشياء اطراف ما را بوجود آورده است لذا هر منفعتي كه در عالم تصور شود و هر فائده اي كه در اين عالم به انسان مي رسد چه بداند و چه نداند همه از جانب خداوند و به قدرت و اراده و خواست او نصيب و روزي انسان مي گردد، غذائي كه انسان ميل مي كند، لباسي كه مي پوشد،هوائي كه استنشاق مي كند، مناظر زيبائي كه مشاهده مي كند، و ... هر لذتي كه انسان درك مي كند مخلوق خداوند و نعمتي است از جانب او كه به صورت عمومي روزي همه انسانها اعم از مؤمن و غير مؤمن نموده است لذا با نگاه دقيق انسان هيچ چيزي از خود ندارد و هرآنچه هست از جانب خداست. اما مي توان اين سؤال را به گونه اي ديگر نيز مطرح نمائيم و آن اين است كه به جاي پرسش اول (وجود خدا چه منافعي براي مادارد؟) بگوئيم: «اعتقاد به وجود چنين خدائي چه منافعي براي مادارد؟».
و البته اين پرسش و پاسخ آن مي تواند براي ترسيم زندگي بهتر و سعادتمندانه به انسان كمك شاياني نمايد، در پاسخ اين سؤال لازم به ذكر است كه ايمان و اعتقاد به وجود خداوند به عنوان خالق عالم هستي و داراي همه كمالات و صفات و اعتقاد به حكيم بودن و عادل او و هدفمند بودن او از خلقت عالم و انسان و اعتقاد به معاد و وجود عالم پس از مرگ و جهان آخرت آثار و بركات و منافع فراواني در زندگي يك انسان خدا باور دارد كه به برخي از اين تاثيرات و منافع مختصرا اشاره مي شود:
درباره منافع و آثار اجتماعي چنين اعتقادي مي توان به موارد زير اشاره نمود:
ايجاد روحيه برابرى و برادرى و مساوات در جامعه /از بين رفتن تمامى امتيازات پوشالى بين انسان‏ها / حاكميّت قانون الهى بر دلها، و در اولويّت قرار ‏گرفتن مصالح جامعه /همبستگى بين ملّت‏ها /ايجاد احساس عشق و دلگرمى به آينده /از بين رفتن خودنمايى و رياكارى، حيله و حُقّه‏بازى/ عزّتمند شدن / عدالت و رعايت حقوق ديگران/ ايجاد خوش بينى به جهان خلقت / برخوردارى بيش تر از «لذتهاي معنوى»/ كاهش ناراحتى هاي ناشي از حوادث طبيعي/بوجود آمدن نوعى آرامش و اطمينان كه با ياد قدرت بى پايان خداوند متعال به دست مي آيد/و ...
همه اين موارد را مي توان به عنوان پاره اي از آثار و منافع اعتقاد به وجود خداوند در زندگي انسان نام برد.
جهت مطالعه بيشتر مي توانيد به كتاب هاي زير مراجعه فرمائيد:
1. بهترین راه خدا شناسی :محمد محمدی ری شهری،انتشارات دارالحدیث.
2. در جستجوی خدا:مکارم شیرازی ،انتشارات نسل جوان.
3. راه‌های خداشناسی و شناخت صفات او: جعفر سبحانی، انتشارات مکتب اسلام.
4. آموزش عقاید، جلد اوّل، محمد‌تقی مصباح یزدی، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1365ش.
5. تبیین براهین اثبات خدا، آیت الله جوادی آملی، نشر مؤسسه اسراء.
6. آموزش کلام اسلامی، محمد سعیدی مهر، جلد اوّل، نشر طه، قم.