آيا زمين بدون امام وپيامبر مي تواند باشد آيات قرآني و حديث متواتر بياوريد
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
پاسخ در سه محور بیان می شود
الف) در ابتدا باید گفت که بر اساس حکمت بالغه الهی در نظام خلقت موجودی که مظهر اسما و صفات خدا باشد و به تعبیر قرآن خلیفه خدا در زمین باشد به لحاظ تکوین و تشریع لازم است تا فیض الهی را در دو ساحه تکوین و تشریع به عالم و آدم برساند. بنا بر این حجت در روی زمین و ضرورت وجود او در عالم در واقع به معنای ضرورت وجود واسط فیض الهی در زمین است از این رو گفته می شود که زمین هیچ گاه از وجود حجت خالی نخواهد بود چون فیض در تکوین وتشریع از کانال وجود حجت به عالم و آدم می رسد و در این رابط نکته های بسیار گویا و روشن در آموزه های دینی آمده که به برخی از آنها اشاره می شود:
در روایتی آمده: «لو بقیت الأرض بغیر إمام لساخت؛ (1) اگر زمین بدون امام باشد، از هم متلاشی میگردد».
از این حدیث معلوم میشود که وجود حجت و امام معصوم در عالم از وجود اکسيژن و هوا ضروریتر است، زیرا اگر هوا نباشد، موجودات زنده و حیوانات و گیاهان نابود میشوند، ولی اگر حجت و امام در روی زمین نباشد، همه عالم حتى جمادات متلاشی و نابود میشوند.
امیر مؤمنان (ع) این باره فرمود:
«لا تخلو الأرض من قائم لله بحجة إمّا ظاهراً مشهوراً أو خائفاً مغموراً، لئلاّ تبطل حجج الله وبیّناته؛ (2) زمین از کسی که برای خدا با حجت به پاخیزد خالی نمیماند. او نمایان و شناخته شده است، یا ترسان و پنهان است تا حجتها و نشانههای روشن خدا باطل نگردد».
ب) نکته ی دوم این که حجت خدا در روی زمین انبیا و اولیا او هستند در این باب نیز روایاتی بسیاری است؛ از جمله امام صادق (ع) فرمود:
«چون ثابت کردیم که آفریننده و سازندهای داریم که برتر از ما و از همه آفریدهها است، و این صانع، حکمتمدار و بلند مقام است و هیچ یک از آفریدگان شایسته و سزاوار آن نیستند که از نزدیک با او گفت و گو نمایند، معلوم میشود که خداوند حکیم میان خلق خود سفرایی دارد که میان او و بندگانش واسطهاند و پیامهای خالق را به مخلوق میرسانند و آدمیان را به مصالح و منافع و وسایل بقای آنان و موجبات فنایشان آگاهی میدهند، پس ثابت میشود که میان آفریدگان، کسانی هستند که از سوی خدای حکیم و علیم مأموریت امر و نهی دارند و آن ها پیامبران و برگزیدگان اویند.
آن ها حکیمانیاند که حکمت الهی را آموخته و با آن مبعوث شدهاند. آن ها در خلقت جسمانی با سایر مردم فرقی ندارند، ولی در حالات معنوی اخلاقی و صفات و کمالات وجودی کاملاً از آن ها متمایز هستند و از طرف خداوند به حکمت و متانت تأیید شدهاند. افزون بر آن (بعد از انبیا) در هر دوره زمانی ره آورد نبوت از طریق دلایل و براهین آن ها به وسیله اوصیا حفظ شده است تا زمین از حجتی که نشانه صدق و عدالت را به همراه دارد، خالی نباشد». (3)
در این روایت بر حکمت خداوند تأکید شده و بدین مسئله اشاره گردیده چون خداوند حکیم است و از مشاهده بشر برتر است، از این رو حکمت او ایجاب میکند که از طریق سفیران خود بندگانش را به راه سعادت هدایت کند که بعد از انبیا، اوصیای آنان عهدهدار این مسئولیت هستند. (4) در زمان حاضر حجت خدا در عالم وجود مقدس حضرت مهدی است که واسطه فیض بر عالم و آدم است، از این رو خطاب به حضرت بقیة الله حجة ابن الحسن آمده:
« . . . الذی ببقائه بقیت الدنیا وبیمنه رُزق الورى و بوجوده ثبتت الأرض والسماء؛ (5) مهدی که چشم عالم با اوست و دنیا به بقای او باقی است و به برکتش به خلق روزی میرسد، زمین و آسمان به وجودش برقرار است».
ج) نکته ی پایانی این که:
از آموزه های دینی بدست می آید که زمین هیچگاه از حجت خدا و واسطه فیض خالی نبوده است مثلا در روایتی از امام باقر ع نقل شده که فرمود: «والله ما ترک الله أرضاً منذ قبض آدم (ع) إلاّ وفیها امام یهتدى به إلى الله و هو حجته على عباده ولا تبقى الأرض بغیر امام حجة لله على عباده؛ (6) سوگند به خدا که حق تعالى هرگز زمین را بدون امام که مردم را به سوی خدا هدایت نماید، نگذاشته است. او حجت خدا بر بندگانش است، و زمین هرگز بدون حجت خدا بر مردم نخواهد بود».
و نیز امام صادق ع فرمود: «ما زالت الأرض إلاّ ولله فیها الحجة، یعرف الحلال والحرام ویدعو الناس إلى سبیل الله؛ (7) همواره در زمین حجت خدا حضور دارد. حلال و حرام الهی را معرفی میکند و مردم را به راه خدا دعوت مینماید».
بر اساس این گونه روایات معلوم می شود که زمین هیچگاه از وجود خدا خالی نیست. بنابراین گرچه دراین خصوص آیه ی خاصی در قرآن نیامده، ولی بر آساس آموزه های بر خواسته از وحی تردیدی در این وجود ندارد که زمین هیچگاه بدون حجت نخواهد بود .
و از این رو از پیامبر (ص ) رسیده که همه مسلمانان آن را قبول دارند: "من مات و لم یعرف امام زمانه فقد مات میتة الجاهلیة". (8) کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، با مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
بر اساس این حدیث معلوم می شود که شناخت امام در هر زمان برای مردم آن عصر ضرورت قطعی دا رد واگر کسی از این امر غفلت کند طبق حدیث یاد شده با مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. و اگر امام در زمانی نباشد این روایت مصداق نخواهد داشت و گفتار حضرت رسول اکرم ص خطا می گردد؛ پس روشن می شود امام در هر زمان وجود دارد.
يكي از دلايل مهم در مسله آيات سوره قدر است؛ آن جا كه خداوند ميفرمايد:
«فرشتگان و روح به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشت ها را فرود ميآورند».
نكته مهم، واژه «تنزل الملائكة و الروح» است كه فعل مضارع است و معناي استمرار را ميرساند و قيدي براي آن معين نشده تا بگوييم نزول در سال خاصي بوده و تمام شده، بلكه هر سال شب قدري دارد. (9) و هر شب قدر ملائكه و روح، امر پروردگار را نازل ميكنند و جايگاه نزول امر، قلب مقدس ولي عصر (عج) ميباشد.
امام جواد عليه السلام ميفرمايد:
«امر خداوند بر همه پيامبراني كه پس از آدم مبعوث شدهاند در شب قدر، نازل ميگشت و هر پيامبري، اين مرتبت را، به وصي خويش ميسپرد. (10)
در قرآن ميفرمايد:
«اِنّا انزلناه في ليلة مباركة، انّا كنّا منذرين فيها يفرق كلّ امر حكيم امراً من عندنا، اِنّا كنّا مرسلين؛ (11) ما قرآن را در شبي با بركت فرو فرستاديم تا هشدار دهنده باشيم (مردم را) در اين شب، هر كاري، بر طبق حكمت، پايان يافته و تعيين ميگردد. اين همه به فرمان ماست و ما فرشتگان را ميفرستيم».
در اين آيه نيز واژه «يفرق» به صورت مضارع و به معناي استمرار به كار رفته است؛ يعني اين جدا ساختن و تحكيم كارها همواره در شب خاصي تحقق ميپذيرد.
امام جواد (ع) به شيعيان خود چنين توصيه كردهاند كه: به وسيله اين آيه با آنها (مخالفان امامت) استدلال كنيد. اين سوره (دخان)، پس از رسول خدا، خاصّ ولي امر در هر عصري است. (12)
چه این که در قرآن کریم نیز آیاتی است که ظاهر آن ها بر ضرورت وجود امام وپیامبر دلالت می کند مثلا فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً؛ (13) امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را به شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما به عنوان آیینی برگزیدم».
و در آیه دیگر در باره وجود خلیف الهی در زمین سخن گفت و فرمود: «إذ قال ربّک للملائکة إنّی جاعل فی الارض خلیفه؛ (14) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: روی زمین خلیفهای قرار میدهم».
پي نوشت ها :
1. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق، ج 1، ص 179.
2. نهج البلاغه، نشر موسسه امیر المو منین ، قم ، 1375 ش . حکمت 147، ص74.
3. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1388ش. ج 1، ص 168.
4 . امین صادقی، پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، نشر مؤسسه آثار امام، 1386ش. ص 256.
5. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، نشر بلاغت، قم ، بی تا. ص 155 و 156.
6. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 179. نشر پیشین.
7. محمد باقر مجلسی بحار الانوار، نشر دار الاحیا التراث العربی بیرو ت 1403 ق. ج 15، ص 29.
8. قندوزی، ینابیع المودة لذی القربی، نشر دارالاسوه، چاپ اول، ج 3 ، ص 456 ، و نیز ر،ک: حر عاملی، وسائل الشیعه، نشر دار الکتب الاسلامیه، 1402 ق، ج16، ص246، باب33.
9. محمد بن یعقوب کلینی، اصول كافي، ج 1، ص 242 -253، كتاب الحجة، باب في شأن انا انزلناه فياليلة القدر.
10. اصول كافي، پيشين، ح2.
11. دخان (44) آیات 3 - 5.
12. اصول كافي، همان، حديث 6.
13. مائده، (5) آیه 3.
14. بقره (2) آیه 30.






