جان سوال اینکه چرا مختار تونست حکومت تشکیل بده یا چرا امام راحل تونستند حکومت تشکیل بدن ولی امام معصوم ما بجز یکی دو تاشون نتونستند؟
لطفا پاسخ این نباشه که مردم اون زمان ظرفیت نداشتند و ...
چون جاهل تر از اونا صدر اسلام بود که پیامبر تونست خلاصه حکومت تشکیل بده.
امام راحل معصوم نبود همچنان که استکبار جهانی خود شیطان نبود و حکومت تشکیل دادند
امامان ما معصوم بودند همچنان که خلافای زمانه (که جهانی هم نبودند) خود شیطان نبودند و حکومت تشکیل ندادند.
با تشکر
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
تشکیل حکومت توسط امام علی (ع) خود دلیل بر این است که امامان توان تشکیل حکومت را داشتند،در غیر این صورت امام علی (ع) نیز نمی توانیست حکومت تشکیل دهد، بر این اساس علل عدم تشکیل حکومت توسط امامان را باید به عوامل دیگر جستجو نمود، نه درتوان وعدم توان امامان
درباره حکومت مختار باید گفت: هدف قیام مختار تشکیل حکومت اساسی وفراگیر نبود، بلکه هدف اصلی وی انتقام از قاتلان امام حسین (ع) بود، بر این اساس حکومت او بعد از مدت محدود شکست خورد، و این درحالی است که امامان ما درصدد حکومت اساسی و هدفمند و همه جانبه بود که تشکیل چنین حکومتی نیاز به فراهم شدن شرایط داشت که در زمان امامان فراهم نگردید. اگر امامان مانند مختار عمل می کردند - که حکومت محدود تشکیل دهند و درست نتوانند از آن بهره بر داری نمایند - آنان نیز می توانستند حکومت تشکیل دهند، مهم تر از همه این که هدف امامان حفظ دین بود، این امرگاهی باسکوت، گاهی باقیام ،گاهی باجهادفرهنگی، گاهی باصلح وگاهی باتشکیل حکومت امکان داشت، از این رو است که امامان - با توجه - به شرایط زمان، اقدام به سکوت، قیام ، جهاد فرهنگی ... می نمودند هر کدام این امر به اندازه حکومت درحفظ دین و اهداف بلند اسلامی نقش داشت، مثلا اگر امام علی (ع) در شرایط خاص که بعد از رحلت رسول خدا پیش آمده بود - مانند جریان ارتداد - امام قیام می نمود، اصل دین به خطر می افتاد، لذا امام علی (ع) یکی از علل سکوت خود در برابر خلفا را حفظ دین و اتحاد اسلامی می داند: "به خدا سوگند، من هرگز فكر نمىكردم كه عرب خلافت را از خاندان پيامبر (ص) بگيرد يا مرا از آن باز دارد. مرا به تعجب وانداشت جز توجه مردم به ديگرى كه دست او را به عنوان بيعت مىفشردند از اين رو، من دست نگاه داشتم. ديدم كه گروهى از مردم از اسلام بازگشتهاند وى مىخواهند آيين محمد (ص) را محو كنند. ترسيدم كه اگر به يارى اسلام و مسلمانان نشتابم رخنه و ويرانيى در پيكر آن مشاهده كنم كه مصيبت و اندوه آن بر من بالاتر و بزرگتر از حكومت چند روزهاى است كه به زودى مانند سراب يا ابر از ميان مىرود. پس به مقابله با اين حوادث برخاستم و مسلمانان را يارى كردم تا آن كه باطل محو شد و آرامش به آغوش اسلام بازگشت". (1)
براین اساس علل عدم موفقیت تشکیل حکمت توسط امامان راباید در عوامل دیگر جستجو نمود. دراین میان سه عامل اساسی وجود داشت :
1- عدم اقبال مردم
2- حکومت های عصرامامان
3- بهره گیری ازشیوه و ابزار
برای تشکیل حکومت دو مؤلفه: «امام و مردم» از اهمیت برخوردار است. اگر یکی از این دو عنصر نباشد، تشکیل حکومت امکان پذیر نیست. امامان ما لایقترین افراد برای رهبری بودند،اما متأسفانه مسلمانان بعد از رحلت پیامبر، وصایای حضرت را نادیده گرفته، شایسته ترین فرد یعنی علی(ع) ودیگرامامان را از سیاست کنار گذاشتند! این امر ریشه در جهل، دنیا گرایی ، فقر فرهنگی، تعصبات قومی و انتقامجویی دارد. مردم امام علی(ع) را با معاویه قیاس نموده، وی را از علی(ع) سیاستمدارتر می دانستند! همین مردم مردم در جنگ امام حسن(ع) و معاویه، حضرت را «مذل المؤمنین؛ خوار کنندة مؤمنان» خوانده ، به حمایت از معاویه پرداختند! در زمان امام حسین(ع) نیز مردم بودند که از وی دعوت کردند اما او را به شهادت رسانده و از فاسدترین انسانها یعنی یزید حمایت کردند! در زمان امامان دیگر نیز مردم در اثر نادانی و عدم بصیرت... امامان را کنار گذاشته و از نااهلان حمایت کردند. امام صادق (ع) نیز یکی از علل قیام خود را عدم یاران می داند : از «سدير صيرفى» روايت است كه گفت: بر امام وارد شدم و گفتم: چرا نشستهايد؟ گفت: اى سدير چه اتفاقى افتاده است؟ گفتم: از فراوانى دوستان و شيعيان و ياران سخن مىگويم؛ گفت: فكر مىكنى چند تن باشند؟ گفتم: يكصد هزار؛ گفت: يكصد هزار؟
گفتم: آرى و شايد دويست هزار. گفت: دويست هزار؟
گفتم: آرى و شايد نيمى از جهان؛ به دنبال اين گفتگو، امام همراه سدير به «ينبع» رفت و در آنجا گله بزغالهاى را ديد و فرمود: اى سدير، اگر شمار ياران و پيروان ما به تعداد اين بزغالهها رسيده بود ما بر جاى نمىنشستيم. (2) این درحالی است که وقتی شرایط تشکیل حکومت برای امام علی (ع) فراهم شد - یعنی مردم از او حمایت کردند - امام حکومت تشکیل داد. امام (ع) در يكى از سخنان خود كيفيت ازدحام و استقبال بى سابقهى مردم را براى بيعت با او چنين توصيف مىكند: بند كفش بگسست و عبا از دوش بيفتاد و ناتوان زير پا ماند و شادى مردم از بيعت با من به حدى رسيد كه كودك خشنود شد و پير و ناتوان به سوى بيعت آمد و دختران براى مشاهدهى منظرهى بيعت نقاب از چهره به عقب زدند. (3)
علت دیگر عدم تشکیل حکومت توسط امامان را می توان حکومت های عصر آنان دانیست: دربرابر امامان حاکمان قدرت طلب، اما به ظاهر مسلمان وآشنا به سیاست قرار داشتند که باسیاست های خصمانه وشیطانی به انحراف افکارعمومی پرداخته، وبرای حفظ قدرت ازهیچ ظلم و جنایت دریغ نمی کردند، مثلا معاویه در برابر امام حسن (ع) قرار داشت که با نیرنگها آشنا و خوب می دانست که چگونه بر مردم حکومت و چگونه علیه امام حسن (ع) تبلیغ نماید. اتفاقا سیاست های معاویه موجب گردید که برخی یاران امام از وی دست بردارند و جذب معاویه شوند. (4)
بدین سان عدم تشکیل حکومت از سوی امامان بدان جهت نیست که آنان توان تشکیل حکومت را نداشتند، بلکه این امر، ریشه در عدم حمایت مردم دارد.
یکی از علل عدم موفقیت امامان در تشکیل حکومت، شیوه و ابزار به قدرت رسیدن است، یعنی اینکه ائمه برای تشکیل و حفظ حکومت از ابزار غیر مشروع بهره نمی گرفتند و در این امر به کسی ظلم نمی کردند، و این در حالی است که حاکمان معاصر آنان از همه ابزار ها و شیوه ها استفاده می نمودند ، تا به حکومت برسند. امروزه نیز حکومت های شیطانی مانند، آمریکا از همه ساز کار و ابزار استفاده می کنند، تا به اهداف خود دست یابند. تشکیل حکمت بر اساس ظلم و ابزار غیر مشروع فاقد ارزش است ،که امامان هرگز از این امر استفاده نمی کردند، مثلا امام علی (ع) بعد از حکو مت معاویه را عزل نمود، و این در حالی است که خیلی ها با این رویکرد موافق نبودند، زیرا تصور می نمودند که بقای او بر مسند قدرت به نفع حکومت و موجب جلوگیری از مخالفت وی می گردد، ولی امام حضور معاویه را منافی ارزش دانست ، لذا وی را عزل نمود. (5)
امام راحل اگر توانست حکومت تشکیل دهد، دو عامل: رهبر و مردم درکنار هم بود که مکمل یک دیگر بودند. امام شاسیته ترین فرد برای رهبری بود، اما در کنار وی مردم بافکر، دین مدار و فداکار وجود داشت که امام با پشوانه آنان حکومت تشکیل داد. مطمنا اگر مردم ایران در کنار امامان بودند، آنان نیز می توانستندحکومت تشکیل دهند.
پی نوشت ها :
1. نهج البلاغه عبده، نامهى 62.
2. مهدی پیشوایی ،سیره پیشوایان، قم، موسسه امام صادق (ع) ، 1379، چاپ یازدهم ص391-392.
3. جعفر سبحانی، فروغ ولایت، قم، انتشارات صحیفه، 1368، ص 342 .
4. احمد زمانی، حقایق پنهان قم، دفترتبلیغات اسلامی، 1378 ، چاپ دوم، ص 177 به بعد.
5. جعفر سبحانی، همان، ص 350.






