سلام.ممنون از راهنماییتون.حق باشماست.اما قرآن آورد قسم بخورم و همه جی و راجب گذشته بگم.کارم فقط گریه و دعاست.قرار بودتابستون که دانشگاه نیستیم فکراشو بکنه.تماس گرفت گفت نمیتونم.دوست دارم اما نمیتونیم باهم ازدواج کنیم.الانم بهش شک دارم اجساس میکنم کسی وارد زندگیش شده.نمیتونم باکسی غیرازاون ازدواج کنم.جون دیگه نمیتونم به کسی اعتمادکنم.درضمن هنوز دوسش دارم.راستی اونم جندسال باکسی بوداما گفت باهاش به آرامش نمیرسیدم جداشدیم.همجنبن بایکی دیکه از همکلاسیهامون حدود 2هفته بوداما من بااینکه عذاب میکشیدم اصلا به روش نمی آوردم.وفکر میکردم گناه من بزرگتراز اونه.شاید هیج مردی نتونه اینو تحمل کنه.حتما خدا لوبه مو قبول نکرده.اون که منو با دنیایی از خاطرات تنهام گذاشت.نمیخوام خداهم تنهام بذاره.باتشکر
با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
در جوابی که به نامه قبلی شما داده شد، توضیحات کافی برای شما داده شد، ولی شما همچنان به خواسته غیر معقول خودتان اصرار دارید. برای ما خیلی واضح است که شما اگر هم با این آقا ازدواج کنید، به احتمال خیلی زیاد، کارتان به جدایی و طلاق خواهد کشید، و آینده خوبی در این ازدواج دیده نمی شود. با این وضعیت حتی اگر ایشان هم برای ازدواج با شما، به شما پیشنهاد داد، شما نباید قبول کنید، چه برسد به اینکه او نمی خواهد و شما دارید اصرار می کنید. در مورد مشکلی که پیدا کرده اید به موارد زیر دقت کنید و آن ها را قبول کنید و عمل کنید، اگر می خواهید که به تذکرات ما گوش ندهید، اصلا برای چه مشاوره می کنید؟ ما موارد مثل شما را زیاد دیده ایم و وضعیت شما برای ما کاملا واضح است، لذا توصیه های ما را جدی بگیرید.
در مورد تعریف گذشته خودتان به ایشان قبلا هم گفته شده است که لازم نبود که همه مسایل گذشته را برای ایشان بیان کنید، حتی اگر قرآن را وسط گذاشت، شما لازم نبود که همه حقایق را بیان کنید، دروغ گفتن حرام است، اما راست گفتن واجب نیست، می توانستید به نحوی قسم بخورید که دروغ هم نگفته باشید. در هر صورت مشخص است که وقتی خانمی، به ارتباطات قبلی خودش اقرار می کند، هیچ مردی از این کار خوشش نمی آید و برای ازدواج با او اقدام نمی کند، و البته خانمها هم شاید همین طور باشند که با مردی که قبلا رابطه های نامتعارف و غیر شرعی داشته است، ازدواج نمی کنند، ولی به هر حال این حساسیت در مردها شدیدتر است. از این به بعد مواظب باشید که این کار را تکرار نکنید، و برای کسی گذشته خودتان را بیان نکنید، بالاخره چیزی بوده که بین خودتان و خدا بوده است و حالا هم پشیمان هستید و توبه کرده اید، نباید آن را برای کسی، حتی دوستان خودتان بیان کنید، چون بالاخره شما را خراب خواهد کرد. در موارد این چنینی صداقت داشتن نسبت به بیان سابقه شخصی، مطلوب نیست، و خدا هم آن را نمی پسندد، لذا بیخودی آینده خودتان را خراب نکنید.
اینکه این قضیه برای شما پیش آمده است، اصلا به این معنا نیست که خدا توبه شما را قبول نکرده است، بلکه سادگی و موقعیت ناشناسی خودتان این وضعیت را به وجود آورده است. توبه هر کسی که به خداوند اعتقاد دارد و واقعاً پشیمان از گناه است و تصمیم ترک آن برای همیشه دارد، مورد قبول خداوند است. بنابراین در صورتی که از گذشته خودتان پشیمان هستید، نسبت به قبولی توبه تان شک نکنید و به خداوند متعال خوش گمان باشید.
یک نکته دیگر اینکه احتمالا ایشان از قبل به شما شک داشته است، و فقط تعریف شما از گذشته اتان کار را خراب نکرده است، بلکه ایشان به شما اطمینان کامل نداشته است، وگرنه لزومی به قسم خوردن و تعریف مسایل گذشته وجود نداشت.
اين نكته را حتما توجه داشته باشيد كه شما فقط بعضی نقاط قوت او را ديده ايد، و عيوب او را نديده ايد، يا اينكه كمتر توجه كرده ايد. علت اینکه به صورت شدیدی به ایشان وابسته شده اید همین است. همان طور که خودتان هم گفته اید، ایشان هم در گذشته رابطه هایی داشته است، لذا به نظر می رسد که مورد مناسبی هم برای ازدواج شما نیست، چون به هر حال معلوم نیست، شاید چند وقت بعد از ازدواجتان به این بهانه که با شما به آرامش نمی رسد، به فکر جدایی از شما بیفتد. لذا به نظر می رسد که ایشان را بی خودی آدم مثبت و مورد مناسبی فرض کرده اید، خیلی از دخترها اگر چنین اطلاعاتی از پسری داشته باشند، به هیچ عنوان ازدواج با او را قبول نخواهند کرد.
وقتی که یک نفر شخص دیگری را دارای ویژگی های مثبت زیاد و فاقد هر گونه عیب و اشکال بداند، خود بخود عشق و علاقه شدید ایجاد می شود. این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که معمولا انسانها آن طور که ما فکر می کنیم، بی عیب هم نیستند، بلکه عيوب زیادی دارند که ما دقت نکرده ایم. به احتمال زیاد در آینده وقتی که این حالت هیجانی و عشقی شما تعدیل شود، متوجه خواهید شد که مورد مناسبی هم نبوده است.
حتی اگر ایشان هم متمایل شود که با شما ازدواج کند، مطمئن باشید که این ازدواج، آینده خوبی نخواهد داشت، لذا کاری که شما باید در این مورد انجام دهید این است که ایشان را فراموش کنید، این کار کمی سخت به نظر می رسد، ولی اگر اقدام کنید خواهید دید که خیلی هم سخت نیست. عشق در برخی موارد رفتار وسواسی محسوب میشود، پس با از کار انداختن چرخه رفتار وسواسی، کم کم و به تدریج، این روند معیوب را از فرایند زندگیتان حذف کنید و ببینید که هیچ اتفاق خاصی نمی افتد. اگر تماس ها ( حتی تماس های پیامکی و تلفنی و ... ) و دیدارهایتان را قطع کنید ( ولو به صورت تدریجی)، مطمئن باشید که موفق به فراموشی ایشان خواهید شد. باید هر جایی که امکان دارد که ایشان را ببینید، ترک کنید، حتی اگر لازم شد می توانید کلاس یا دانشگاهتان را عوض کنید، اگر این کارها را انجام بدهید، مطمئن باشید که موفق خواهید شد ایشان را از ذهنتان پاک کنید.
در پایان باز هم می گویم که خودتان را و آینده اتان را برای این عشق کورکورانه تباه نکنید و اشتباهی به اشتباهات گذشته اتان اضافه نکنید. مسئله شما چیز جدید و ناشناخته ای برای ما نیست، بلکه با موارد زیادی مثل شما برخورد کرده ایم، و آینده آن ها را شاهد بوده ایم، لذا کمی حرف گوش بدهید و به تشخیص اشتباه خودتان اعتنا نکنید.
موفق باشید.






