با سلام" فرق یا شباهت این قانون جاذبه قانونی که میگه به به هر چی فکر کنید جذبش میکنین یا افکارتون زندگیتونو میسازه یا انسان همانطوری زندگی میکنه که در فکرشه و ... با خدا چیه؟ ممنون
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
قبل از هر چیز باید توجه داشته باشید که اصولا در مورد درستی و صحت وجود چیزی به نام قانون جذب تردیدهای بسیار وجود دارد؛ هر چند این قانون يكي از مطرح ترين موضوعات مورد توجه در عرصه موفقيت هاي زندگي و حل مشكلات فردي و علوم روانشانسی نوین است و سراغ نداريم كه به صراحت مردود بودن آن بيان شده باشد؛ اما در عین حال هیچ دلیل منطقی و قانع کننده ای هم درمورد صحت داشتن وجود چنین قانونی وجود ندارد.
چنان که می دانید کامل ترین محصول در خصوص توضیح و ترویج این تفکر مستند "راز" محصول سال 2006 کمپانی «پرایم تایم» استرالیا است که مستندی زیبا و تأثیرگذار است و تاثیر محسوسی بر افکار و رفتار هر بینندهای میگذارد که به این خاطر باید قدرت سازندگانش را ستود. اما در عین حال در مجموعه این مستند طولانی هیچ اشاره ای به دلیل منطقی و مستدلی در مورد وجود چنین قانونی در کائنات نشده؛ به عبارت روشن تر مشکل اصلی این تئوری چنان که بسیاری از مخالفان آن اشاره میکنند، اثبات و تجربه ناپذیری آن است؛ یعنی مدعیان وجود چنین قانون اثر بخشی در عالم میگویند چنین چیزی هست، ولی از حقیقت و چگونگی آن بیاطلاعیم. باید هر کس تجربهای شخصی از آن به دست بیاورد.
از طرفی هر کس در این تجربه به نتیجه نرسد، گفته میشود:
درست فکر نکردی و افکارت را روی خوبیها و آزروهایت متمرکز نساختی یا واقعاً طالب نشدی و... در نتیجه ارزش این نظریه به عنوان یک قانون علمی و کاربردی زیر سؤال میرود؛ البته چنان که در فیلم اشاره شد، تأثیر افکار و تلقینات همچون اثر بخشی قرصهای شکر قابل انکار نیست. این حالات از ویژگیهای روح انسان و قدرتهای شگفتانگیز این مخلوق خداوند است. اما ادعای هماهنگ شدن کائنات با هر آنچه ما میاندیشیم، ادعای قابل اثباتی نیست.
لااقل باید پذیرفت این قانون یا این «راز» در محدوده معینی قابلیت اثربخشی دارد، مثلاً آیا میتوان آرزو کرد که به جوانی برگردیم یا جلوی پیری را بگیریم یا جلوی مرگ خود و عزیزان مان را و یا بخواهیم ماشین ما بدون سوخت حرکت کند؟ مسلّماً خیر! پس باید پذیرفت طرفداران این تئوری بسیار بسیار ایدهآلیستی به این جریان مینگرند و از حقیقت فاصله دارند. به علاوه که اصولا تجربه های گوناگون بشری با محتوای این ادعا و قانون جذب همخوانی ندارد.
مثلا اگر مردم آفریقای جنوبی به جای مبارزه علیه آپارتاید فقط به فکر رهایی بوده و تنها از درون قلب آن را طلب می کردند، این امر محقق می شد ؟ یا ملت ایران چند سال خواهان برطرف شدن استبداد و سلطه علیه خود بود؟ آیا اگر به جای قیام و رسوا کردن سران فاسد نظام پهلوی به مقابله عملی با آن ها نمی پرداخت، به رهایی و پیروزی می رسید؟ بسیار بعید به نظر می رسد؛ در حالی که قانون جاذبه صراحتا پرداختن به این امور را نادرست دانسته، می خواهد همه چیز را با فکر های خوب و خوش حل کند.
به نظر می رسد لااقل در نگاهی خوش بینانه باید گفت: در این فیلم در مورد این «راز» اغراق زیادی صورت گرفته، امری فرعی و البته قابل توجه به عنوان یک اصل ریشه ای و مبنایی معرفی شده تا همه چیز بر اساس و پایه آن بنا گردد که این امر با بسیاری از حقایق عقلی و وجدانی همخوانی ندارد.
به هر حال اگر بنا را بر درستی وجود چنین قانونی بگذاریم باز نباید از یاد برد که ماهیت این قانونی چیزی نیست جز یک ساختار ارتباطی بین موجودات عالم؛ در واقع در این قانون تاکید می شود که عالمی وجود دارد با همه موجودات شناخته شده و ناشناخته اش و به علاوه بین این موجودات نوع ارتباط ویژه ای هم تعبیه شده که می توان آن را قوانین حاکم در عالم نامید و به ادعای این افراد یکی از مهمترین قوانین موجود قانون جاذبه است.
در واقع حتی مدعیان و معتقدان پروپا قرص این قانون جایگاه این قانون را پذیرفته اند که نوعی ساختار خاص ارتباطی بین موجودات است و اگر انسان تلاش کند می تواند همه موجودات عالم را با افکار خود هماهنگ بسازد و در خدمت خود بگیرد همان گونه که مثلا علاءالدین غول چراغ را در خدمت خود می گرفت ؛ اما در این نظریه هم ادعا نمی شود که این قانون مسلط بر همه عالم و ایجاد کننده عالم و موجودات درون آن است که اگر این گونه بود دیگر نمی بایست نام این مساله را قانون جذب می گذاشتند.
در واقع اگر طراحان و مروجان قانون جذب می خواستند با نگاهی دینی قانون جذب را ترویج دهند می توانستند به روشنی بگویند که این قانون یکی از سنت های الهی در عالم است همانند قانون علیت یا قوانین فیزیکی و شیمیایی موجود در عالم که با شناختن و به کار بستن آن ها می توان از آن ها سود برد اما در عین حال کسی که این قانون را وضع کرده و این ساختار را در عالم به جریان انداخته و در نهایت نتیجه بخش اصلی اعمال و تفکرات ماست خداوند متعال است.
هرچند در بخشی از این مستند به این امر اشاراتی شده است؛ اما این اشاره چندان روشن و واضح نیست ؛ اما در هر حال نباید از یاد برد که چه این قانون در عالم وجود داشته باشد و چه نداشته باشد، چیزی فراتر از یکی از روابط قانونی بین موجودات عالم نیست و وجود یا عدم چنین قانونی ارتباطی با ادله عقلی و فلسفی لزوم خدای واجب الوجود در عالم ندارد و بر اساس دلایل متقن عقلی بدون وجود خداوند نه عالمی وجود داشت و نه موجودی و نه رابطه و قانونی و نه قانون جذبی.






