با سلام به نظرتون روحانیت یکم کم لطفی نمیکنن که برای بحرین و .. اینقدر داد و قال میکنن اما برا کشور خدشون صدا از دیوار در میاد از اینا نه؟
همینطور سوریه
به نظرتون روحانیت آلوده به مال و مقام دنیا نیستن؟
آیا دین روحانیون بهشون اینطوری یاد میده یا خدشون اینطوری میشن ؟
پرسش: روحانیت
شرح : با سلام به نظرتون روحانیت یکم کم لطفی نمی کنن که برای بحرین و .. اینقدر داد و قال میکنن اما برا کشور خدشون صدا از دیوار در میاد؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مركز
این گونه نیست که روحانیت در برابر سرنوشت کشور خود بی تفاوت و نسبت به سرنوشت کشور های دیگر حساس باشند، روحانیت ما بیش از هر قشر دیگر نسبت به کشور و سر نوشت جامعه ایران اسلامی حساس می باشند، از این رواست که -بارها - روحانیت از استقلال، عزت مندی و فرهنگ... جامعه دفاع نمودند، و انقلاب اسلامی نیز به رهبری روحانیت پیروز گردید، امروزه نیز روحانیت در برابر حوادث و مشکلات کشور بی تفاوت نیستند، اینان مسایل کشور را تحت نظر دارند و به مسولان کشور تذکر می دهند که نسبت به وضع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور بی تفاوت نباشند و مشکلات جامعه را حل کنند. امام راحل و مقام معظم رهبری به عنوان رهبران روحانی حساس ترین انسان ها در برابر وضع جامعه بوده و هستند . این امر به گونه ی است که این دو شخصیت در برابر ناهنجاری ، مشکلات سیاسی ... کشور قاطعانه برخورد و مصالع نظام را با هیچ چیز معامله نمی نکرده و نمی کنند. البته نباید توقع داشت که همه مشکلات جامعه را روحانیت حل کنند. رفع مشکل جامعه عزم ملی و اتخاذ سیاست های راهبردی - توسط مسئولین - و همکاری همه مردم را می طلبد!!
در باره مواضع روحانیت نسبت به حوادث بحرین باید گفت:
از آنجای که روحانیت پرچمدار پاسداری از دین می باشند، دین روحانیت را موظف می کند که این قشر - بیشتر از هر قشر دیگر- نسبت به مسلمانان مظلوم حساس و در قالب های مختلف به حمایت از آنان بپردازند، زیرا فریادرسی مظلومان و محکوم نمودن ظالم از وظایف همگان - بویژه روحانیت - است. اسلام نه تنها روحانیت مردم را، بلکه دولت اسلامی را نیز موظف می کند که به حمایت از مظلومان بپردازد. بر این اساس جمهوری اسلامی نسبت به بحرین ... حساس می باشد:
1. بر اساس اصول و آموزههاى دینى، جامعه اسلامى پیکره واحدى است: «ان هذه امتکم امةً واحدةً و انا ربکم فاتقون» (1) بر اساس این آیه، همبستگى عمیقى بین همه مسلمانان دنیا ـ صرف نظر از هرگونه مرزبندى و جغرافیایى به جهت وحدت کلمه و اعتقاد به تعالیم الهى - وجود دارد. همدردى، همدلى و همنوایى، یکى از خصایص بارز و برجسته امت اسلامى است که دلهاى آنان را به یک دیگر نزدیک مىکند. پیامبر گرامى اسلام در بیان این واقعیت مىفرمایند:
حکایت مؤمنان در دوستى و مهربانى چون اعضاى یک پیکر است؛ وقتى یکى از آن ها رنجور مىشود، دیگران به مراقبت و حمایت از او همداستان مىشوند . (2)
همبستگى عمیق اسلامى، تعاون اسلامى را همراه دارد؛ بدین معنا که مسلمانان در همه امور و شؤون مشترک اجتماعى، اقتصادى و سیاسى خود، موظف به همیارى یکدیگرند؛ همان گونه که قرآن می گوید:
«و تعاونوا على البر و التقوى و لاتعاونوا على الاثم و العدوان». (3)
بر این اساس، همگان مسؤول همدیگرند.
پیامبر مىفرماید:
«مَن سَمع رجلاً یُنادى یا لَلْمُسلمین فَلَم یَجِبْهُ فَلَیسَ بِمُسلِم؛ هر کس ندایى را بشنود که مسلمانان را به کمک مىطلبد و پاسخ مساعد نگوید، مسلمان نیست». همچنین در حدیث دیگرى مىفرماید:
«مَنْ اَصْبَحَ وَ لَمْ یَهتمَّ بامورِ المُسلمین فَلیَس بمُسلِم؛ یعنى هر کس در اندیشه کارهاى مسلمانان نباشد ،مسلمان نیست» بر این اساس یکی از منافع مهم کمک به فلسطین ایجاد و حفظ وحت اسلامی است که این امر برای ایران مهم است، زیرا یکی از آرمان های مهم امام خمینی (ره) همگرایی جهان اسلام می باشد.
2. بر اساس اصول متعدد قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران (اصول 3، 11، 152 و 154)، دولت به نمایندگى از همه مردم، موظف به ایفاى «تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان» است. به همین جهت «موظف است سیاست کلى خود را بر پایه ائتلاف و اعتماد ملل اسلامى، قرار دهد» و در اعمال سیاست خارجى، به «دفاع از همه مسلمانان» بپردازد. بنا بر این هم بر اساس آموزههاى دین اسلام و هم بر اساس اصول متعدد قانون اساسى، دولت موظف است حمایتهاى لازم را از سایر مسلمانان جهان به عمل آورد.
پی نوشت ها:
1. مؤمنون، آیه 52.
2. نهجالفصاحه، ش 2712.
3. مائده، آیه 2.
پرسش: به نظرتون روحانیت آلوده به مال و مقام دنیا نیستن؟ آیا دین روحانیون بهشون این طوری یاد میده یا خودشون این طوری میشن ؟
پاسخ:
درباره مال اندوزی و دنیاطلبی روحانیت می توان گفت:
این تهمتی است به قشر روحانیت، زیرا اگر منظور شما فعالیت بسیاری از روحانیون در ارگان ها و نهادها و احراز مسئولیت های گوناگون که دارای درآمد و منفعت مالی است، باید گفت این مساله ارزشمند است که یک روحانی با انجام کاری معین و احراز شغلی مشخص درآمد کسب می کند.
اما اگر منظورتان آن است که اکثر روحانیون از لباس خود و آگاهی های دینی خود ارتزاق می کنند و به تعبیر رایج « از دین خود نان می خورند» باید گفت که این امر ادعایی غیر قابل قبول است زیرا روحانیون در غالب موارد نه از دین خود که از توانایی های علمی و فردی ارتزاق می کنند مثلا یک روحانی خطیب و سخنور از قدرت بیان و منبر و وعظ و خطابه خود در مقام تبلیغ دینی یا برگزاری مجالس عمومی و خصوصی توده جامعه بهره مندی مادی پیدا می کند، یا از توانایی تدریس و مانند آن زمینه درآمدی مالی پیدا می کند.
در واقع این امر همانند همه مشاغل دیگر است که فرد از توامندی های خود در جهت حل مشکلات دیگران و در ضمن رفع نیازهای خود بهره می برد، به علاوه که اصولا این امر جنبه کسب درآمد مستقل و برخورداری از منبع حقوقی معین ندارد و آنچه در مسیر منبر و تبلیغ به دست می آید غالبا هدایای مردم است و هیچ حقی در قبال آن وجود ندارد و کم نیستند روحانیون و طلابی که در مسیر تبلیغ سخت ترین مسیرها و مناطق مستضعف را بر می گزینند و از جیب خود هزینه می کنند! ولی هیچ چشمداشت مادی نداشته و حتی کمک ناچیزمردم را هم بر می گردانند. افزون برآن در نگاه درست این بهره مندی ها نه منع عقلی دارد و نه شرعی، زیرا آنچه از نظر شرع صحیح نیست پول گرفتن در قبال تعلیم واجبات است و روحانیون معمولا به این امر توجه دارند که در قبال تعلیم واجبات دینی مردم پولی دریافت نمایند؛ به همین خاطر است که توده جامعه به راحتی حضوری یا تلفنی به مشاوره دینی و کسب تکالیف و احکام خود با روحانیون مختلف از عالمان بزرگ یا طلاب سطوح پایین تر می پردازند و گمان هم نمی کنند که برای این نیم ساعت وقت باید پولی بپردازند؛ اما شما به خوبی می دانید که گرفتن مشاوره از متخصصین دانشگاهی در زمینه های گوناگون حتی در زمینه اخلاق و تربیت و ... به شکل طبیعی هزینه قابل توجهی بر دوش فرد نیازمند می گذارد.
عموم دریافت های روحانیون در مسیر کارهای مرتبط با صنفشان مربوط به انجام وظایفی مستحبی مانند منبر و وعظ و روضه خوانی و اموری از این قبیل است. بر این اساس اکثر روحانیت ساده زیست می کنند. عمده معاش آها از طریق شهریه (سهم امام -ع- ) تامین می گردد. البته در این میان ممکن است که تعداد محدود از روحانیت به مال اندوزی و ریاست طلبی بپردازند، اما این امر نباید موجب گردد که همه روحانیت را به مال اندوزی متهم نمایم.
ما هم باور داریم که این عده از روحانیت خود شان را اصلاح و شئون روحانیت ، مانند ساده زیستی را رعایت نی نمایند. ما نیز طرفدارساده زیستی روحانیت هستیم و این امر را لازیم می دانیم. بر همین اساس است که بارها امام راحل و رهبر معظم انقلاب روحانیت را به سادهزیستی دعوت کرد. به آنان گوشزد نمود که تجملگرایی با مسئولیت و جایگاه روحانیت همسویی ندارد.
امام راحل فرمود: من متواضعانه و به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود میخواهم که در زمانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و ادارة کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیا را به آنان محول فرموده است، از زیّ روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که در شأن روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران نیست، پرهیز کنند که هیچ آفت و خطر برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست که بحمد الله روحانیت متعهد اسلامی امتحان خود را داده است.(1)
همچنین روحانیت دخالت در سیاست را وظیفه خود می دانند، بر این اساس مسئو لیت می پذیرند، و این امر به معنای دنیا طلبی و قدرت گرایی نیست، اگر این طور بود که نباید رسول خدا (ص) و علی (ع) حکومت تشکیل می داد. تشکیل حکومت توسط این دو شخصیت الهی دلیل بر این است که حکومت وظیفه الهی است.
روحانیت نیز به پیروی از معصومان برخی سمت ها را قبول نموده اند. البته در این میان ممکن است برخی از روحانیت- از قدرت سوء استفاده نمایند- اما این موجب نمی شود که همه روحانیت را متهم به قدرت طلبی نماییم. امروزه برخی از روحانیت تمایل ندارند بر مسند قدرت باقی بمانند، اما به دلیل نیاز، به انجام وظایف خود می پردازند، این امر نشان از آن دارد که روحانیت مسئولیت طلب هستند نه قدرت طلب.
پینوشت:
1. پیام برائت به زائران بیت الله الحرام، 6/5/1366.






