با سلام
سوال من اینه که چرا انقدر در نهجلبلاغه بر الایهه زن حرف زده شده اصلا میشه گفت توهین آمیز
چرا نباید با زنها مشورت کرد آیا واقعا اسلام به زن چه نگاهی داره غیر از ی ابزاری برای دفع شهوت
یا این که رایشون نصف مردهاست چطور میشه اینهارو قبول کرد
یا قانون صیغه واقعا هیچ فرقی با زنا نداره فقط چند کلمه عربی
یا اینکه پدر دختر میتونه دختر رو از طفولیت شوهر بده و در کتب فقهی هم نوشته غیر از دخول همه کاری میشه با طفل کرد به نظر شما این فطری هست ؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در نهج البلاغه و متون روایی، روایاتی هست که ظاهرا در نکوهش زنان است و شما اين کلمات امام را گواه بر آن مي دانيد که از نگاه ايشان زن موجودي در درجه پايين تر از مرد است که از لحاظ عقل و ايمان و ... با او قابل مقايسه نيست و بايد او را در خانه حبس کرد و ... (همان چيز هايي که در تبليغات جهاني عليه اسلام گفته مي شود که جايگاه زنان را پايين داشته و آنان را تحقير کرده و انسان درجه دو و در خدمت مرد و برای رفع شهوت مرد خواسته و ...)
براي اين که به صورت اجمالي با نظر قرآن و اسلام و اولیای اسلام (پیامبر و امامان علیهم السلام) در مورد جايگاه زن آشنا شوي، توجه به چند نکته لازم است:
1. بنا بر متن اصلي اسلام يعني قرآن، زن از همان خمير مايه اي آفريده شده که خمير مايه آفرينش مرد بوده است. (هو الذي خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها). (1)
2. مخاطب قرآن نه مرد بلکه انسان اعم از زن و مرد است. (ناس، بني آدم، انسان)
3. از نظر قرآن نه مرد برتر است و نه زن، بلکه برتر و مقرب تر در نزد خدا(که حقيقت برتري است) مردان و زناني اند که تقواي بيشتري دارند. (انا خلقناکم من ذکر و انثي و ...ان اکرمکم عند الله اتقاکم)(2)
4. مسووليت اجتماعي زن و مرد يکسان است : (المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنکر )(3)
5. متاسفانه زن در طول تاريخ مقهور و تحت ستم بوده و نتوانسته در جامعه حتي در زماني که حکومت به نام اسلامي(جز دوره محدود رسول خدا و امام علي) بوده، به درستي رشد کند و بسياري از دستور العمل هايي که از معصومين صادر شده ناظر به واقعيت هاي موجود اجتماعي است.
6. امامان زنان و دختران خود را تربيت کرده و آنان را مانند مردان و پسرانشان رشد داده بودند و سيره عملي آنان با همسران و دختران و زنان مؤمن و تربيت شده، نشان از ديدگاه واقعي آنان نسبت به زنان دارد. آنان در برخورد با زنان تربيت شده نشان مي دادند که از نگاه آنان زن و مرد مؤمن تفاوتي ندارد و اگر در معاشرت با زنان هشدارهايي داده شده، نسبت به زنان تربيت نشده بوده است.
7. معمولا زن به طور طبيعي به زيور و لباس و زيبايي و آرايش و...اهميت زياد مي دهد و اين اخلاق ذاتي اگر جهت صحيح داده شود، در جهت استحکام زندگي خانوادگي و اجتماعي است ولي در جوامعي که حکومت حق و عدل حاکم نيست، اين اخلاق زنان به صورت افراطي رشد داده مي شود به طوري که اين خلق که مي توانست عاملي براي حفظ استحکام خانواده وقوام اجتماع باشد به عاملي براي از هم گسستن قوام زندگي خانوادگي و در هم ريختن نظم اجتماعي بدل مي گردد.
8. از طرف ديگر زنان و مردان نسبت به هم تعهد دارند و بايد يکديگر را امر به معروف و نهي از منکر کنند و چون مسووليت اداره خانواده به مرد سپرده شده، بدين جهت مسووليت او بيشتر است و او علاوه بر حفظ خود، نسبت به سلامت فکري و اعتقادي خانواده اش هم مسوليت دارد و بعضي از دستور ها از باب اين مسوليتي است که دارد و اين توهين به زن و فرزندان نيست بلکه متعهد کردن مرد نسبت به آنان است.
حالا با توجه به اين چند نکته مقدماتي که گفته شد به نگاه دو باره به سخناني که اشاره کرده اید، مي پردازيم:
در جامعه اي که افراد بخصوص زنان تربيت نشده اند، زنان بد که ادعاي ايمان و خداباوري و خداترسي و... ندارند که در شهوت و زينت و تفاخر و تفرعن و...غرقند و زنان مدعي ايمان و خداباوري و خداترسي هم چون تربيت نشده اند گر چه به مراتب کمتر، ولي باز هم از اين آفات در امان نيستند. آري اگر جامعه نسبت به تربيت و رشد انساني و فکري و عقلي افراد بخصوص زنان که عقب ماندگي بيشتري دارند، عنايت لازم به خرج مي داد،ديگر از هيچ کس بخصوص از زنان لازم نبود حذر شود زيرا همه آمر به معروف و ناهي از منکر و ياور بر حق و عدل بودند و بايد بدانان پناه برد نه اين که از آنان بر حذر بود همچنان که امامان از زنان تربيت شده خود، بر حذر نبودند.
اگر زناني که مدعي ايمان و خدا و دين و...هستند ولي تربيت شده نيستند را بر امور خانواده حاکم کنيم و راهنمايي ها و دستورات صحيح نادر آنها را به عنوان اطاعت از آنها انجام دهيم، جرات پيدا کرده و در بقيه امور هم دخالت کرده و خانواده را به سوي قهقرا سوق مي دهند اما اگر زناني تربيت شده و عاقل و با فهم و تدبير و عالم باشند، اطاعت از آنان نه تنها بد نيست. بلکه اطاعت نکردن از آنان ناپسند است. زيرا آن زنان اگر ميدان پيدا کنند خانواده را به سوي سعادت و خوشبختي سوق مي دهند.
در زمان امام علی (ع)، غالب زنان تربيت نشده بودند از اين رو بهتر بود به آنان کمتر ميدان داده شود و اين به مصلحت خود آنان هم بود.
طبيعي است که وقتي افرادي تربيت نشده باشند و خوهاي بد در آنان رشد داده شده باشد، چنين افرادي اگر تحريک و عصباني شوند، خطرناک خواهند بود چون به آساني همه حريم ها را زير پا مي گذارند و پلي براي باز گشت به جا نمي گذارند.امام در سخنی به اين حقيقت هشدار مي دهد که در اين جامعه که افراد تربيت نشده اند، زنان بخصوص که از تربيت دورتر بوده اند اگر عصباني شوند بسيار خطرناکند پس آنان را تهييج و تحريک نکنيد.
زناني که در اجتماع رشد داده نشده اند و همه همشان لباس و زينت و آرايششان و ... بوده و شده، طبيعي است که اگر مورد مشاوره قرار گيرند، رايشان رشد دهنده و بالا برنده نيست.
بنا بر این سخنان امام علی در نهج البلاغه و روایات امامان دیگر با توجه به واقعيات موجود جامعه صادر شده نه اين که مقام و موقعيت زن از ديدگاه اسلام را بيان کند. براي درک مقام و موقعيت زن از ديدگاه اسلام بايد به رفتار اهل بيت با زنان تربيت شده اين خاندان و جامعه ايماني نگاه کرد.
ضمنا چندین کتاب با عنوان زن در نهج البلاغه نوشته شده است، می توانید از آن ها استفاده کنید.
پي نوشت ها:
1. اعراف (7) آيه 179.
2. حجرات (49) آيه 13.
3. توبه (9) آيه 71.






