سلام من دختر 26 ساله ای هستم حدود 4 سال قبل تلفنی با پسری آشنا شدم این ارتباط هنوز هم به صورت کمرنگ باقیمانده است من به اون وابسته شدم و بازم بهش فکر میکنم در حالیکه اون الان ادعا میکنه نامزد داره و میخواد ازدواج کنه قبلا ارتباطم باهاش خیلی زیاد بود و گناهان بدی را مرتکب شدیم اما به صورت تلفنی. حال در دو مورد از شما کمک میخواهم اول اینکه چطور اورا فراموش کنم در حالیکه لذت گناهانی که با او کردم هنوز در دلم مونده دوم اینکه احساس گناه میکنم با خودم فکر میکنم خدا این دنیا از من انتقام میگیره هر مشکلی که تو زندگیم پیش میاید را فکر میکنم انتقام خداست به خاطر اون گناهان زشت که شرم میکنم بیان کنم. میخواهم بدانم ممکنه خدا از من انتقام بگیره و مثلا شوهر بدی نصییم کنه یا خدای نکرده بچه ناقصی بهم بده؟ خیلی میترسم کلا آرامشم را از دست دادم لطفا کمکم کنید
همان طور که می دانید فراموشی امور هیجانی تقریبا ناشدنی است و همواره رگه های از این امور در ذهن انسان باقی می ماند از نظر ما روان شناسان ذهن مشغولی به این امور در زمانی آسیب از و مرضی محسوب می گردد که به مدت طولانی کاهش شدید عملکرد فرد بینجامد. پس اگر این خاطرات تاثیر چندانی در عملکرد روزمره فرد نداشته باشد نیازی به حذف و تعدیل آن نیست.
با این وصف اگر شما بتوانید فارغ از این خطورات ذهنی به عملکرد معم.لی و طبیعی زندگی باز گردید این افکار شکل چندانی برای شما به همراه نخواهد داشت.
احتمالا با توجه به مقطع تحصیلی تان از هوش نسبتا بالایی برخوردارید و این امر به پردازش بعضا افراطی افکار مزاحم می انجامد افکار مزاحم تکرار شونده چیزی جز افکار نیست و شدن و ضعف این افکار وسواسی با سطح اضطراب شما رابطه مستقیم دارد احساس گناه اگر به افراط انجامد باعث تشدید اضطراب و به تبع آن به تشدید افکار وسواسی می انجامد باید به هر طریقی که می دانید به جای دامن زدن به اضطراب به کاهش و تعدیل آن بپردازید.
باید دانست نباید به هیچ عنوان در برابر ورود افکار وسواسی مقاومت کرد چرا که مقاومت بیشتر به تشدید آن می انجامد باید ذهن شما در برابر این افکار نقش یک توری مشبک در برابر نسیم ایفا کند که این افکار بعضا رنج آور به راحتی از میان ذهن عبور کنند نباید مانند دیوار در برابر ورود و خروج این افکار ایستاد به جای فاجعه سازی و تمرکز افراطی بر این افکار به ساده سازی و پیش پا افتاده سازی آن بپردازید
اگر این افکار از حد معمول فراتر رفت شما می توانید برای درمان نسبی ان به یک روانپزشک در گام اول و یک روانشناس بالینی از گام دوم مراجعه نمایید.
اما در مورد قسمت دوم سوالتان باید گفت در توبه همواره بر روی گنهکاران بازست و وقتی امکان توبه وجود دارد جای هیچ گونه سوء ظن به خدا و یا ترس از انتقام خدا وجود ندارد با این وصف اگر شما توبه جانانه نمایید و تصمیم بگیرید تا پایان عمر گرد این گناهان نگردید. قطعا توبه شما مورد قبول خداوند واقع خواهد شد و کسی که توبه کرده مانند کسی است که اصلا گناه نکرده است.
آیا معقول است که خداوند از کسی هیچ گناهی نکرده انتقام بگیرد. قطعا نه خداوند به هیچ وجه در صدد انتقام از بندگان توبه کارش نیست.
اما در زمینه شوهر بد یا ناقص الخلقه باید گفت این دو ربط مستقیمی با گناهان افراد ندارد چه بسا پاکانی که به هر دلیلی شوهر بد یا فرزند ناقص نصیبشان شده است ان شا الله این دو مورد و سایر موارد در شما اتفاق نخواهد افتاد بهترین راه کار برای رهایی از این مقدرات به ظاهر منفی همانا حسن ظن به خدا و انجام با نشاط واجبات و ترک جانانه محرمات می باشد.
چه نیک می گشت اگر به این تهدید به چشم یک فرصت طلایی می نگریستید و به جای منفی بافی و احساس گناه افراطی به طی کردن پله های ترقی و تعالی می پرداختید شما همینکه محبوب خدایید نه مغضوب او پس برای محبوبتر شدن سعی بیشتر نمایید. ناگفته نماند هر گونه تداوم ارتباط با این پسر غیر خویشتندار پشت پایی به همه دستاوردهای معنوی شماست.






