salam;chera shie dar morede ahadise naghl shode dar kotobe ahle tasanon dochare doganegist tamamye ahadise fazilat ali(a) morede ghabol ast valy baghye kholafa na ?
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مركز
این که شیعه را دگم بدانید، حرفی بی منطق و برهان و استدلال است.
شیعه در باب فضایل به حکم عقل و روایت محتاط است، زیرا به شهادت روایات پیامبر و به شهادت تاریخ ، از زمان پیامبر و بعد از ایشان، روایات زیادی در فضیلت بعضی و در نکوهش بعض دیگر جعل و پخش شده و در کتب روایی نقل گردیده است .از این رو پیامبر مسلمانان را به عرضه روایات به قرآن و قبول روایاتی که با قرآن همراستا است و رد روایات معارض با قرآن سفارش نمود.
شیعه در باب فضایل با دیده تردید با روایات نقل شده در باره اصحاب مواجه می شود. آن روایات را به اصول و مبانی قرآنی و عقلی و روایی عرضه می کند. اگر سازگار بود، می پذیرد و در غیر این صورت نمی پذیرد.
ما در باب فضایل نمی توانیم به همه فضایلی که در کتب اهل سنت برای اصحاب نقل شده، باور پیدا کنیم، زیرا بسیاری از آن روایات با عقل و با روایات معتبر دیگر منافات دارد .
اما اگر روایتی با مبانی قرآنی و عقلی منافات نداشته و سند محکم داشته باشد، قابل قبول است حتی اگر فقط اهل سنت نقل کرده باشند و در باره اصحاب باشد.
ما وقتی کتاب های حدیث اهل سنت را می نگریم، احادیث فراوانی در فضیلت خلفا و اصحاب می یابیم. احادیثی هم در فضیلت امامان و اهل بیت. احادیثی که در فضیلت امامان و اهل بیت هست، علاوه بر صحت سند در کتب شیعه هم یافت می شوند . با مبانی عقلی و قرآنی هم سازگارند و ما به آن ها استناد می کنیم اما احادیثی که در فضیلت خلفا وارد شده ، غالبا هم از حیث سند به اعتراف عالمان رجالی و حدیث شناس اهل سنت ، ضعیف اند و هم با مبانی عقلی و قرآنی ناسازگارند.
حدیثی در کتب اهل سنت به وفور نقل شده به این مضمون که پیامبر به ده نفر از اصحاب بشارت بهشت داده است که عبارتند از : علی، ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، زبير، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابى وقاص، ابوعبيدة بن جراح و سعيد بن عمرو بن نفيل.
طبیعی است که ما هیچ وقت این حدیث را نمی پذیریم، گرچه در تمام کتاب ها با سندهای معتبر هم نقل شده باشد، زیرا این ده نفر
همدیگر را قبول ندارند، مثلا طلحه و زبیر جنگ با علی را جایز می دانند . علیه او لشکرکشی می کنند . علی هم آنان را پیمان شکن شمرده و جنگ با آن ها را فرماندهی می کند. چگونه دو گروه مخالف که جنگ با هم دارند، هر دو بهشتی هستند؟
برای این که بدانیم احادیث نقل شده در فضیلت خلفا و اصحاب چه وضعی دارد و چرا ما آن ها را قبول نمی کنیم، به بحث امام جواد با یحیی بن اکثم عالم سنی دربار مأمون توجه کنید:
فقال له يحيى بن أكثم : ما تقول يا بن رسول الله في الخبر الذي روي : أنه نزل جبرئيل عليه السلام على رسول الله صلى الله عليه وآله وقال : يا محمد إن الله عز وجل يقرؤك السلام ويقول لك : سل أبا بكر هل هو عني راض فإني عنه راض فقال أبو جعفر عليه السلام : لست بمنكر فضل أبي بكر ولكن يجب على صاحب هذا الخبر أن يأخذ مثال الخبر الذي قاله رسول الله صلى الله عليه وآله في حجة الوداع : قد كثرت علي الكذابة وستكثر بعدي فمن كذب علي متعمدا فليتبوأ مقعده من النار فإذا أتاكم الحديث عني فاعرضوه على كتاب الله وسنتي ، فما وافق كتاب الله وسنتي فخذوا به ، وما خالف كتاب الله وسنتي فلا تأخذوا به وليس يوافق هذا الخبر كتاب الله قال الله تعالى: ولقد خلقنا الإنسان ونعلم ما توسوس به نفسه ونحن أقرب إليه من حبل الوريد الله عز وجل خفي عليه رضاء أبي بكر من سخطه حتى سأل عن مكنون سره ، هذا مستحيل في العقول . ثم قال يحيى بن أكثم؛
یحیی از امام جواد پرسید: نظر شما راجع به این حدیث چیست:"جبرئیل بر رسول خدا نازل شد و عرض کرد :یا محمد !خدا بر تو سلام می رساند و می فرماید: من از ابوبکر راضی هستم. از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟(1)
امام فرمود: ..... راوی این حدیث باید به این سخن رسول خدا در حج وداع توجه کند که فرمود: دروغ بافندگان بر من زیاد شده اند و بیش تر هم
می شوند. هر کس به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاه خود در جهنم را فراهم آورده است . هر گاه حدیثی به من نسبت داده شد، آن را بر قرآن و سنت من عرضه کنید.اگر موافق قرآن و سنت قطعی من بود، بپذیرید ( و گر نه رها کنید) . این حدیث با قرآن همخوانی ندارد ،زیرا خداوند می فرماید: "ما انسان را آفريديم و وسوسههاى نفس او را مىدانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديك تريم" (2) پس چگونه خدا از مکنون قلب ابوبکر خبر نداشته که خواسته پیامبر از او بپرسد؟! این از نظر عقلی محال است.
یحیی پرسید: در مورد این حدیث پیامبر چه می گویید: مثل ابوبکر و عمر در زمین مثل جبرئیل و میکائیل در آسمان است.
امام فرمود: در این حدیث هم باید تأمل کرد، زیرا جبرئیل و میکائیل دو ملک مقرب بوده و هستند که یک آن هم خدا را معصیت نکرده اند، در حالی که عمر و ابوبکر بیش تر عمر خود را مشرک بوده اند، گر چه در آخر اسلام آوردند. محال است خدا چنین کسانی را به آن دو ملک تشبیه کند.
یحیی پرسید :در باره این حدیث نبوی چه می گویید:ابوبکر و عمر آقای میانسالان بهشت هستند.
امام فرمود:این مطلب هم محال است، زیرا اهل بهشت همه جوان هستند و میانسال ندارند . این خبر را بنی امیه جعل کردند تا در قبال این سخن پیامبر باشد که در مورد امام حسن و امام حسین فرمود: این دو سید جوانان اهل بهشت هستند.
یحیی پرسید: در باره این حدیث نبوی چه می فرمایید: عمر چراغ اهل بهشت است.
امام فرمود: این هم محال است ،زیرا در بهشت ملائکه مقرب و آدم و محمد و همه پیامبران و رسولان هستند. آن وقت به نور اینان روشن نشده و به نور عمر روشن می گردد؟!
یحیی پرسید: در مورد این سخن نبوی چه می گویید: "سکینه" بر زبان عمر سخن می گوید.
امام فرمود: .... (به اعتقاد خود شما) ابوبکر از عمر افضل است . او که افضل بود ،بر منبر می گفت:مرا شیطانی است که گاهی مرا مغلوب می کند و هر گاه دیدید، به او متمایل شده ام، مرا به راستی سوق دهید (أن لي شيطانا يعتريني ، فإذا ملت فسددوني) .
یحیی گفت:در مورد این حدیث پیامبر چه می فرمایید:اگر من مبعوث نشده بودم، عمر مبعوث می شد.
امام فرمود:کتاب خدا از این سخن راست تر است و می فرماید:" (به خاطر آور) هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم، و (همچنين) از تو و از نوح و..."(3)چگونه ممکن است خدایی که از همه پیامبران میثاق گرفته ، میثاق خود را تبدیل کند؟ از طرف دیگر هیچ پیامبری برای یک چشم به هم زدن هم مشرک نبوده است. پس چگونه ممکن است کسی که بیش تر عمر خود را مشرک بوده، به نبوث مبعوث شود؟
از طرف دیگر رسول خدا فرموده: من در حالی که آدم بین روح و جسد بود( یعنی هنوز خلقت خاکی اش تمام نشده بود) به نبوت برگزیده شده بودم.
یحیی گفت: از رسول خدا نقل شده: هیچ گاه وحی از من حبس (و تأخیر ) نشد مگر این که گمان کردم بر آل خطاب (یعنی عمر) نازل شده است.
امام فرمود: این هم محال است ،زیرا جایز نیست پیامبر در نبوت خود شک داشته باشد و گمان کند وحی و نبوت از او گرفته شده و به دیگری داده شده است.خدا می فرماید: خدا از بین ملائکه و انسان ها افرادی را برای رسالت برگزیده؛(4) پس چگونه ممکن است نبوت از برگزیده خدا به کسی که زمانی مشرک بوده ، منتقل شود؟!
یحیی پرسید: در مورد این سخن پیامبر چه می گویید:اگر عذاب نازل می شد، جز عمر نجات نمی یافت.
امام فرمود: این هم محال است ،زیرا خدا می فرماید:تا تو در بین آنانی و تا استغفار می کنند، آنان را عذاب نمی کنیم.(بنا بر این تا رسول هست و تا استغفار هست، عذاب نازل نمی شود. اگر این دو امان نبود و عذاب نازل شد، کسی نجات نمی یابد).(5)
نمی توانیم به صرف وجود یک حدیث مبنی بر فضیلتی در بعض اصحاب ، در یک یا چند کتاب اهل سنت و بدون بررسی آن حدیث و عرضه اش به مبانی قرآنی و عقلی ، آن را نقل و قبول کنیم.
آن را به مبانی قرآنی و عقلی عرضه می کنیم . در صورت موافق بودن ، قبول می نماییم و نقل می کنیم .
پی نوشت ها:
1. ذهبی، میزان الاعتدال،چ اول ، بیروت ، دار المعرفه ، 1382 ق ، ج2،ص213. او بعد از نقل حدیث بر دروغ و جعلی بودن آن تصریح می کند.
2. ق (50) آیه 16.
3. احزاب (33) آیه 7.
4. حج (22) آیه75.
5. احتجاج ، ج2، 245-249.






