با سلام و ضمن تشكر از زحمتي كه در پاسخگويي به سوالات بنده قبول فرموديد مطالبي را در خصوص سوال قبلي و پاسخ مطرح شده جهت رفع اشكال به عرض مي رسانم.
طبعا حكومت مترادف است با وضع قانون! و هر حكومتی بنابر اصولی و مطابق مصالحی قوانینی را وضع می كند. در اینجا هدف مقایسه جمهوری اسلامی با انواع دیگرحكومت نبوده كه در تمامی آنها موارد نقض فراوانی هست (كه شاید همزاد نوع حكومت بشری باشد).
اما هر قانونی را میتوان از جنبه های مختلفی از قبیل سودمندی، فلسفه و انطباق آن با اصول پذیرفته شده حكومت موشكافی نمود. در مورد قوانین بشری استناد به تحقیقات صورت گرفته در این خصوص كفایت می‌كند اما زماني كه ادعاي اجراي قوانین دینی در ميان باشد، به جهت جلوگيري از آسيب هاي شناخته شده نوع حكومت ديني، اثبات اصالت صدور و اصالت شيوه اجراي آن قانون از طرف قانون گذار الهي شرط است.
حفظ حجاب نیز قانونی است كه در اصالت صدور و كیفیت آن ابهامی نیست و در مورد شیوه اجرا نیز بر اساس نص صریح قرآن(احزاب، آیه 95) مخاطب تنها خاندان پیامبر و بانوان مومنه هستند و حتی فلسفه آن نیز تعیین شده است كه علماي قرآن بايد شمول و حكم واجب و مستحب آنرا تعيين نمايند(البته با دليل)، اما درمورد جزئیات اجرایی و امور حكومتی این حكم چنین صراحتی در كتاب و سنت مشاهده نمی‌شود(كه در پاسخ شما نيز بدان تصريح گرديده). به حتم از همین روست كه در اوان شكل گیری انقلاب و شروع زمزمه های تشكیل حكومت نظر اكابر علما و حضرت امام بر اختیار بانوان در انتخاب نوع پوشش بوده است كه شاید واكاوی روند شكل گیری این قانون در جمهوری اسلامی نقطه روشنی در پاسخ به سوالات مطرح شده باشد. البته در این زمینه ضدانقلاب پركارتر بوده و جزواتی منتشر نموده اند، اما شنیدن پاسخ شما نیز رعایت شرط انصاف است.

با تشكر

پرسشگرگرامي
با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مركز
در سؤال تان دقیق و شفاف اشاره نکردید که در چه قسمت جواب قبل اشکال دارید. شاید مقصود این باشد که در زمان رسول خدا (ص) و علی (ع)، مردم مجبور نبودند که حجاب را رعایت کنند؛ زیرا راهکاری در این خصوص وجود ندارد. اگر چنین است، می گویم: در جواب دوم اشاره شد که دقیقاً نمی توان گفت این دو شخصیت در مورد حجاب چگونه برخورد می نمودند. تاریخ در این خصوص ابهام دارد؛ اما این مطلب را تقویت نمودیم که آنان وظیفه داشتند احکام اسلامی را اجرا کنند؛ زیرا اجرای قوانین الهی، از وظایف حاکم اسلامی است. از جمله این قوانین، حجاب است که در وجوب آن، تردیدی نیست. بنابراین، حکومت دینی وظیفه دارد که آن را اجرا نماید. حجاب از احکام فردی، مانند نماز نیست تا حکومت به آن کاری نداشته باشد. حجاب، از امور اجتماعی است. در امر اجتماعی، حکومت حق دارد همگان را ملزم به رعایت قوانین نماید.
در این جا نظرتان را به جواب سؤال دوم جلب می نمایم: گرچه دقیقاً معلوم نیست که در زمان رسول خدا و علی (ع) حجاب چگونه بوده و با بدحجاب ها چگونه برخورد می شده است، اما از آیات و روایات استفاده می شود که در آن زمان رعایت حجاب لازم بوده است؛ زیرا حجاب از واجبات الهی بود. باید واجبات و حدود و احکام الهی در عصر رسول خدا و علی (ع) بیش تر رعایت می‌شد؛ چون که بر امام و حاکم است که به این مسائل اهمیت دهد.
«آنچه پروردگار بر عهده امام گذارده است... زنده کردن سنت‌ها و اجرای احکام الهی است». (1)
در جای دیگر، یکی از وظایف مهم حاکم و رهبر، امر به معروف و نهی از منکر و اقامه حدود الهی بیان شده است. (2) بی حجابی، از منکرات اسلام است که باید از آن نهی شود. در صورت وجود چنین مسئله ای، حضرت رسول (ص) و علی (ع) این وظیفه را بهتر انجام می دادند. افزون بر این، در عصر آنان رعایت پوشش مورد توجه توده مَردم، اعم از مسلمان و غیر مسلمان بود. مانند این عصر
بی حجابی و بدحجابی رایج نبود. از سوی دیگر، در سوره احزاب دستور کلی در باره حجاب آمده است که همگان ملزم به رعایت آن بودند: «ای پیامبر! به همسران و دختران خویش و بانوان با ایمان بگو که روپوش خود را برگیرند تا به عفاف و حریت شناخته شوند و مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگیرند و خداوند، آمرزنده و مهربان است». (3)
پیامبر (ص) و علی (ع) علاوه بر تأکیدهایی که بر رعایت حجاب داشته اند، با ارائه دستورعمل هایی، جامعه اسلامی را به سوی تهذیب و پاکی، رهنمون گشته اند؛ مثلاً روزی اسما که خواهر زن پیامبر بود، با جامه بدن نما و نازکی به خانه پیامبر آمد. پیامبر، روی خود را از او برگرداند و فرمود: «ای اسما، وقتی زن به حد بلوغ رسید، نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود؛ مگر صورت و دست ها». (4)

پی ‌نوشت ‌ها:
1. فیض الاسلام، نهج البلاغه، ص 302، خطبه 105، تهران، چاپ آفتاب.
2. بحار الانوار، ج 93، ص 41.
3. احزاب (33)، آیه 95.
4. سنن ابی داود، ج 2، ص 383، بی نام.