سلام علیکم،
ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات و تبریک عیاد گذشته و پیش رو و التماس دعای خیر فراوان
و اما بعد
در جلسه هیئت شبهای جمعه ما متبرک به نام دوطفلان مسلم بن عقیل(ع) چند سؤال توسط دوستان مطرح شده که اینجاب مأمور دریافت جواب شده ام
۱) در خصوص اینکه بیان شده وجود نازنین پیامبر اعظم(ص) سایه نداشته اند. سند و مدرک آن چیست؟ و چطور با علم و پیشرفت کنونی قابل تطبیق است؟
۲) در خصوص بستن دخیل (از قبیل پارچه، قفل، نشان و بستن طناب به گردن بیمار و ...) و سایر چیزهایی که مردم برای گرفتن حاجت به اماکن مقدس، قبور مطهر، سقاخانه ها و غیره میبندد:
اولاً این کار شرعاً جایز است؟ حکم آن چیست؟
ثانیاً اینکه برخی قفلی بسته اند و در خواب دیده اند که باز شده دلیلی بر صحت این عمل است؟
ثالثاً اگر بدعت باشد، فرض کنیم دلیلی برای جذب به معنویات باشد (یعنی کسی برای کسی تعریف کند که من فلان جا دخیل بستم و حاجت گرفتم و طرف مقابل هم اینکار را بکند) صحیح است یا خیر؟
۳) در خصوص چاه مسجد جمکران:
اولاً آیا این چاه معتبر است؟
ثانیاً عریضه انداختن در آن درست است؟
ثالثاً اگر فرضاً سند معتبری ندارد، اما برخی به واسطه شنیدن معجزات در مسجد شریف جمکران به آنجا بروند و در چاه عریضه بندازند و حاجتی هم بگیرند، شرعاً صحیح است یا خیر؟
با تشکر فراوان و آرزوی سلامتی
ارادتمند: پیروز سلطان احمدی
پرسش 1:
اعتقادي
شرح : سلام عليکم، ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات و تبريک عياد گذشته و پيش رو و التماس دعاي خير فراوان و اما بعد در جلسه هيئت شبهاي جمعه ما متبرک به نام دوطفلان مسلم بن عقيل(ع) چند سؤال توسط دوستان مطرح شده که اينجاب مأمور دريافت جواب شده ام ?) در خصوص اينکه بيان شده وجود نازنين پيامبر اعظم(ص) سايه نداشته اند. سند و مدرک آن چيست؟ و چطور با علم و پيشرفت کنوني قابل تطبيق است؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
در اين زمينه كه پيامبر اكرم (ص) در بعضي مواقع سايه يا رد پا نداشتهاند، رواياتي از طريق شيعه و هم از طريق اهل سنت، نقل شده است (1) كه دانشمندان اسلامي در مورد آنها چند ديدگاه دارند:
1. برخي بر اين باورند كه:
اين ويژگي از معجزات آن حضرت بوده و در اثر دعايي بوده كه خود آن حضرت نمود و از خداوند خواست كه او را نور قرار دهد و بدين ترتيب، دعاي ايشان به اجابت رسيد و در اثر آن كه وجود آن حضرت از جنس نور شد، سايهي آن حضرت محو گشت. (2)
2. برخي ديگر هم بر اين باورند كه:
اين گونه قضايا، فاقد سند معتبر مي باشند و چنين حالات را جزء افسانهها مي پندارند! ابن طاهر مقدسى مي گويد: آنچه قصه گويان روايت كردهاند كه وى با بلندبالايان كه راه مىرفت، از آن ها كوتاهتر نبود، و چون با كوتاه بالايان راه مىرفت، از آن ها بلندتر نبود، و در آفتاب كه مىايستاد، سايه نداشت و ...، روايات صحيحي نيستند و در طبيعت مردمان نيز چيزى مانند آنها شناخته نشده است. (3)
3. اين احتمال نيز وجود دارد كه گفتهاند:
بايد در معناي اين روايات، تصرف نمود و سايه نداشتن را به معناي نمونهي روزگار بودن ايشان در نظر گرفت؛ يعني: ايشان همانند و همتايي ندارد و يا آنكه بايد سايه نداشتن را كنايه از نداشتن صفات رذيلهي اخلاقي و گناه دانست.
- ديدگاه پسنديده:
اولاً: روايات وارده در اين زمينه از طريق شيعه و سني، اندك اند، و نيز از جهت سند، يا ضعيفاند و يا قابل اعتماد نيستند و يا داراي سندي معمولي هستند و آن چه از طريق شيعه نقل شده و سايه نداشتن امام را بيان ميكند، تنها از امام رضا (ع) و در بيان ويژگيهاي امام است. (4)
بنا بر اين، آيا معقول است که:
مسئلهي به اين مهمي و صفت به اين بزرگي در رسول خدا (ص) و ائمه (ع) وجود داشته باشد و مردم از کوچک و بزرگ شاهد آن باشند، ولي تعداد بسياري از روات آن را نقل نکرده باشند!؟
و نيز آيا ميتواند صحيح باشد كه:
راوياني که تمام خصايص و صفات پيامبر و ائمهي اطهار را زير نظر داشته و آن ها را در نهايت دقت و به طور کامل براي ما نقل کردهاند، آنها را نقل نکرده باشند!؟
و آيا عاقلانه است كه بگوييم:
بيشتر اصحاب رسول خدا (ص) از اين مسئلهي مهم غفلت کرده باشند؟ و يا تعمدي در مخفي نمودن آنها داشته باشند؟!
بنا بر اين:
دليلي وجود ندارد، براي مطلبي كه پايه و اساس محكمي ندارد، دليلي بتراشيم!!
ثانياً: با توجه به دلايلي مانند: آيات قرآن و غيره، آن حضرت در ظاهر، انساني همانند ساير مردم بودهاند؛ خداوند در خطاب به ايشان ميفرمايد:
بگو:« إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ»؛ (5) پس اقتضاي بشر بودن ايشان، جسم بودن ايشان است و حتي جسم غير شفافي مانند شيشه هم سايه دارد؛ پس ايشان هم بايد سايه داشته باشند.
بله اگر با نگاه اعجازي به اين قضيه بنگريم، در صورت صحيح بودن سند، روايات اين باب را مي توان در زمرهي مواردي دانست كه به بيان ويژگيها و فضايل پيامبر اكرم (ص) پرداختهاند؛ كه در اين موارد ميتوان بر اين گونه روايات تكيه كرد.
پي نوشت ها:
1. شيخ كلينى، الكافي، ناشر اسلاميه، ج1، ص 442 ؛ مناقب آل أبي طالب، ابن شهر آشوب، تحقيق، تصحيح، شرح و مقابلة لجنة من أساتذة النجف الأشرف، سال چ 1376 - 1956 م، ناشر المكتبة الحيدرية، النجف الأشرف، ج1، ص 107؛ المناوي، فيضالقدير شرح الجامع الصغير، تحقيق: تصحيح أحمد عبد السلام، چ الأولى، سال چ 1415 - 1994 م، ناشر دار الكتب العلمية، بيروت، ج5، ص 104؛ الذهبي، تاريخ الإسلام، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، چ الأولى، سال چ 1407 - 1987م، ناشر دار الكتاب العربي. ج 29، ص 38.
2. البهوتي، كشاف القناع، تحقيق، تقديم كمال عبد العظيم العناني، تحقيق أبوعبد الله محمد حسن محمد حسن إسماعيل الشافعي، چ الأولى، سال چ 1418 - 1997 م، ناشر منشورات محمد علي بيضون، دار الكتب العلمية، بيروت، لبنان، ج5، ص 32؛ الصالحي الشامي، سبل الهدى و الرشاد، تحقيق، تحقيق و تعليق الشيخ عادل أحمد عبد الموجود، الشيخ علي محمد معوض، سال چ 1414 - 1993 م، ناشر دار الكتب العلمية، بيروت، لبنان.
3. مطهر بن طاهر مقدسى، آفرينش و تاريخ، ترجمهي كتاب البدء و التاريخ، مترجم محمد رضا شفيعى كدكنى، تهران، آگه، چ اول، سال چ 1374ش، ج2، ص721 .
4. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 418، ناشر جامعه مدرسين، قم، سال چ 1404 ق، نوبت چ دوم.
5. ابراهيم (14) آيه 11.
پرسش 2:
در خصوص بستن دخيل (از قبيل پارچه، قفل، نشان و بستن طناب به گردن بيمار و ...) و ساير چيزهايي که مردم براي گرفتن حاجت به اماکن مقدس، قبور مطهر، سقاخانه ها و غيره مي بندد: اولاً اين کار شرعاً جايز است؟ حکم آن چيست؟ ثانياً اينکه برخي قفلي بسته اند و در خواب ديده اند که باز شده دليلي بر صحت اين عمل است؟ ثالثاً اگر بدعت باشد، فرض کنيم دليلي براي جذب به معنويات باشد (يعني کسي براي کسي تعريف کند که من فلان جا دخيل بستم و حاجت گرفتم و طرف مقابل هم اينکار را بکند) صحيح است يا خير؟
پاسخ:
دخيل بستن مستند شرعي ندارد. بدين معني که چيزي در اين رابطه از معصومين ( عليهم السلام) به دست ما نرسيده است.
اما در صورتي که دخيل بستن باعث وهن مذهب حقه شيعه شود، بايد از اين گونه کار ها اجتناب شود. (1)
خواب هم حجت شرعي نمي باشد و انسان نبايد کار هاي خود را مستند به خواب انجام بدهد.
انجام هر کاري به بهانه جذب به معنويات صحيح نيست و به قول معروف هدف وسيله را توجيه نمي کند.
پي نوشت :
1. سوال تلفني از دفتر آيت الله بهجت. (7743271-0251).
پرسش 3:
در خصوص چاه مسجد جمکران: اولاً آيا اين چاه معتبر است؟ ثانياً عريضه انداختن در آن درست است؟ ثالثاً اگر فرضاً سند معتبري ندارد، اما برخي به واسطه شنيدن معجزات در مسجد شريف جمکران به آنجا بروند و در چاه عريضه بندازند و حاجتي هم بگيرند، شرعاً صحيح است يا خير؟ با تشکر فراوان و آرزوي سلامتي ارادتمند: پيروز سلطان احمدي
پاسخ:
اگر منظور شما از اعتبار چاه جمكران اين است كه روايت خاصي در خصوص اين چاه از معصومين (عليهم السلام) صادر شده بايد بگوييم كه گرچه درباره اصل بناي مسجد جمكران به دستور امام زمان (عج) روايت حسن بن مثله جمكراني در كتب معتبر نقل شده، اما در خصوص چاه اين مسجد روايت خاصي از معصومين (عليهم السلام) نقل نشده، البته اصل اين كه حاجت ها نوشته شود و در آب روان يا چاه انداخته شود در برخي از روايات بيان شده و چاه جمكران نيز مي تواند مصداقي خوبي براي اين روايات باشد.
اما درباره عريضه نويسي هم بايد بگوييم كه عريضه نويسي كه در واقع نوعي توسل است داراي مستند روايي نيز مي باشد که به عنوان نمونه به يكي از آنها اشاره مي کنيم:
در مصباح كفعمي به نقل از امام صادق (ع) آمده كه بر روي كاغذ سفيدي بعد از بسم الله مي نويسي: « اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِأَحَبِّ الْأَسْمَاءِ إِلَيْكَ وَ أَعْظَمِهِمْ لَدَيْكَ وَ أَتَقَرَّبُ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِمَنْ أَوْجَبْتَ حَقَّهُ عَلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسَى وَ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ الْحَسَنِ وَ مُحَمَّدٍ الْمَهْدِيِّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ اكْفِنِي شَرَّ كَذَا وَ كَذَا» و سپس آن نوشته را در آب جاري يا چاهي بيندازد انشاء الله خداوند متعال حاجت و درخواست تو را بر مي آورد». (1)
و در خصوص عريضه نويسي به خدمت امام زمان «عج» و توسل به ايشان هم، مرحوم كفعمي مطلبي را در بلد الامين نقل نموده و در آنجا ذكر نموده كه حاجت خود را همراه دعايي خاص نوشته و آن را در آب جاري يا چاه عميقي مي اندازي كه اين به دست امام زمان (عج) مي رسد و حضرت حاجت تو را بر آورده مي سازد. (2)
پي نوشت ها:
1. كفعمي، المصباح، قم، انتشارات رضي، 1405ق، ص 403.
2. كفعمي، البلد الأمين و الدرع الحصين، بيروت، مؤسسه اعلمي، 1418ق، ص 157.






