با سلام و عرضه خسته نباشيد از برنامه خوبتان .من همه روزه برنامه خوبتانرا نگاه ميكنم .وخيلي استفاده ها كردهام منتها جند بار سوالم را پرسيده ام از كارشناسهاي محترم مخصوصا حاجاقاي ماندگاري.ولي سوالم مطرح نشده است و من تشكر ميكنم از ايشان كه باعث شده اند من هر كاري را به نيت بندگي خدا انجام دهم ولوكوچكترين و جزئيترينشان.و همچنين از حاجاقاي عالي ولي.بار ديگر سوالم را ميپرسم سوال من اينست .جواني هستم كه حافظ كل قران كريمم ولي احساس ميكنم خداوند بخاطر گناهي كه من چندين سال است به آن مبتلا شده ام مرا عذاب سخت خواهد كرد و من چندين بار است كه توبه كرده ام و واقعا از ته دلم پشيمان شده ام و در اعتكافها ومراسم و حتي در نماز شبهايم كه به لطف خدا هرنصف شب ميخانم گريه كرده ام تا خدا مرا ببخشد و دستم را بگيرد تا من ديگر هيچ وقت اينگناه را مرتكب نشوم و هر بار كه مرتكب شده ام عذاب وجدان سختي گرفته ام تا جاييكه از خودم بدم آمده ويكي دوبار دستم را روي گاز برده ام و سوزانده ام ولي به محض سوزش جزئي دستم را كشيده ام الان كه اين سوال را مينويسم اشك در چشمانم حلقه زده و شرمنده ام از حضور خداوند كه در محضر او و با سرمايه اي كه(حفظ بودن قران)بهم داده است نميدانم فرداي قيامت قرا با من چطور رفتار خواهد كرد ؟از حاجاقاي ماندگاري خواهش ميكنم گناهي كه هيچكس از آن اطلاعي ندارد و شبها به سراغ من ميادو من با وجود اينكه شبها باوضو و ذكر لاحول ولا قوه الا بلله و...ميخوابم چرا شيطان با اين وجود سراغم ميايد و مرا اغفال ميكندوخوابها و فكرهاي زشت را بر ذهن من وارد ميسازد و مرا بگناه ناگفتني منجر ميسازد. چكار بايد بكنم. گگفتني است بخاطر ترك اين گناهم كتاب المراقبات و جندين كتاب ديگگر را مطالعه كرده ام و هميشه از خدا استمداد طلبيدم چرا كه اگر او كمكم نكدن من از پس اين ديو درونيم نميتوانم بر بيايم با تشكر
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
نامۀ شما به "مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی" ارسال شده؛ اما ما در حد توان پاسخی تقدیم می کنیم.
اولاً خوب بود گناه خود را برای ما می نوشتید تا راهکار مقابله با آن را برایتان می گفتیم. گرچه همۀ گناهان ناگفتنی هستند و انسان نباید گناهان خود را به دیگران بگوید تا اشاعۀ فحشا نشود، اما چون ما قصد راهنمایی و رفع مشکل را داریم، خوب است در نامۀ بعدی برایمان بیان نمایید. احتمال می دهیم نامه های قبلی شما هم چون کلی گویی بوده، پاسخی دریافت نکرده اید.
از اين كه خداوند عنايات خاص خود را شامل حالتان نموده و اهل قرآن و نماز شب و... هستيد، خوشحاليم و به شما تبريك مي گوييم.
همۀ ما می دانیم شیطان قسم یاد کرده که انسان ها را گمراه کند و دست از سر هیچ کس برندارد: «قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ (1)؛ شیطان گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد».
اما از آن جایی که «ان الله بالناس لرؤف رحیم ؛ (2) همانا خداوند نسبت به مردم دلسوز و مهربان است»، باب استغفار و توبه و بازگشت را به روی بندگانش باز گذاشته و توبه آنان را می پذیرد و گناهان آنان را می بخشد.
توبه که به معنای پشیمانی واقعی از معصیت است، نه تنها موجب بخشش گناه شده و صفحه قلب را از آلودگی، پاک می کند و تیرگی را مبدّل به روشنایی میسازد، بلکه خداوند توبه کننده را دوست و محبوب خود انتخاب می کند؛ (3) به شرط آن که توبه حقیقی باشد؛ یعنی انسان از عمق دل توبه کرده باشد و تصمیم جدی بر ترک گناه برای همیشه داشته باشد.
در روایت است که مردی نزد رسول خدا آمد و گفت ای پیامبر خدا مرتکب گناه شده ام. پیامبر فرمود: هرگاه گناه کردی، از پروردگارت طلب آمرزش کن.
مرد گفت: طلب آمرزش می کنم؛ اما دوباره مرتکب گناه می شوم.
پیامبر فرمود: دوباره گناه کردی، دوباره از پروردگارت طلب آمرزش کن.
مرد گفت: طلب آمرزش می کنم؛ ولی باز هم گناه می کنم.
پیامبر فرمود: چون گناه کردی، باز هم از پروردگارت طلب آمرزش کن.
مرد بار چهارم همان جمله را گفت.
پیامبر فرمود: چون گناه کردی، باز هم از پروردگارت طلب آمرزش کن. چندان که شیطان مأیوس و بازنده شود. (4)
براي توبه، نيازي به سوزاندن دست و اين گونه اعمال نيست؛ چه بسا اگر ضربه به بدن باشد، حرام و گناه باشد.
اما در مورد افكار منفي:
آنچه می تواند ذهن تان را پاک نماید، در مرحله نخست کنترل افکار است. کنترل افکار (خواطر) راه های متعددی دارد؛ ولی نباید پنداشت که با اولین گام همه چیز درست میشود؛ بلکه کسی که میخواهد زمام افکار خویش را به کف گیرد، باید با تمام توان به خودسازی بپردازد . با جدیت این راه را دنبال نموده تا به تدریج به سوی هدف نزدیک گردد. پرنده لجام گسیخته خیال چون چکاوکی است که هر دم بر سرشاخساری نشسته و زود به شاخه دیگر پرواز میکند. از این رو، افکار انسان قرار و آرامی ندارد. آن گاه اگر آدمی با دقت درکنترل آن بکوشد، یعنی، همواره از آن مراقبت نموده و هر گاه به این سوی و آن سوی گریخت، بلافاصله آن را به امور شریف متوجه گرداند، کمکم رام و مطیع میگردد.
کنترل ذهن و خطورات گناهآلود، یکی از مراتب مشکل خودسازی است. اما ذهن واردات خویش را از چشم و گوش میگیرد. بنابراین، صادرات و واردات، باید کنترل شود.
برای این منظور می توانید:
1. چیزهایی جایگزین و بدیل برای آن ها در ذهن بسازید تا این که وقتی بخواهند وارد ذهن شوند، ذهن را منصرف به بدیل نمایید. یا این که افکار منفی را به چیزهای زشت و تهوع آور گره بزنید تا حالت انزجار از آن ها برای تان پیش آید.
2. با پر کردن وقت خود، فکرتان را از آزاد ماندن و فکر منفی کنترل نمایید. امير مؤمنان - عليه السلام - مىفرمايند:
"النَّفْسُ انْ لَمْ تَشْغَلْهُ شَغَلَكَ...؛ اگر تو نفس را به كارى مشغول نكنى، او تو را به خودش مشغول مىكند".
هميشه بايد يك كارى داشته باشد كه ذهن را متمركز كند و وادار به آن كار نمايد؛ وگرنه اگر شما به او كار نداشته باشيد، او شما را به آنچه كه دلش مىخواهد، وادار مىكند و آن وقت است كه دريچه خيال به روى انسان باز مىشود؛ در رختخواب فكر مىكند، در بازار فكر مىكند، همين طور خيال، خيال و خيال. همين خيالات است كه انسان را به هزاران نوع گناه مىكشاند. اما برعكس، وقتى كه انسان يك كار و يك شغل دارد، آن كار و شغل، او را به سوى خود مىكشد و جذب مىكند و به او مجال براى فكر و خيال باطل نمىدهد. (5)
3. کنترل اعضا وجوارح و پاک نگهداشتن آن از گناه نیز باعث کنترل فکر است. اگر میبینید گفتهاند چشم را از نامحرم و گوش را از شنیدن مطالب نامناسب حفظ کنیم، برای این است که بعداً ذهن از این مناظر عکسبرداری کرده و با آن مأنوس میشود. اگر ظرف ذهن را از مطالب سازنده، عبرتانگیز و صحنههایی که آیات و نشانههایی در رابطه با مبدأ و معاد دارد، انباشته کنیم، دیگر ذهن پریشان و مشغول نمیشود.
4. تلاوت قرآن و تدبر در آیات و نیز اندیشه در روایات و احادیث معتبر در این زمینه راهگشا است.
کنترل، نیاز به زمان دارد و به تدریج حاصل می شود . اگر گاهی در ابتدا بر شما فشار وارد می کند، سعی کنید با فاصله انداختن زمان ورود برای همیشه آن ها را پاک سازید. در هر حال، لازم است کنترل آن ها را در اختیار خود بگیرید.
موفق باشید.
پی نوشت ها:
1.ص (38)، آيه 82.
2. بقره (2)، آیه 143.
3. بقره (2)، آیه 222.
4. محمدی ری شهری، نهج الذکر، انتشارات دارالحدیث، ج 4، ص 29، قم.
5.شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 22، ص 789، صدرا، قم، مکرر.






