با عرض سلام و خسته نباشید جلسه ی پیش درباره ی وسواس صحبت کردید اما نگفتید درمان آن چیست ؟
اکنون که این نامه را می نویسم در استانه ی نابودی هستم لطفآ درمان این بیماری وحشتناک را که مرا افسرده کرده را مطرح کنید
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اختلال وسواس فکری نوعی از وسواس اجباری است به عنوان يك اختلال اضطرابي كاملاً شناخته شده و متداول است که در تمام نقاط دنيا و فرهنگهاي گوناگون به یک اندازه معنادار است. بروز اختلال وسواس هرگز برخاسته از ميزان پايبندي افراد مبتلا به دين نيست. استقرار وسواس همواره بر عناوینی است که برای فرد مبتلا به وسواسی - بیاختیاری ارزشمند است و اتفاقاً در فرهنگ ملّی ایران «مذهب و احکام شرعی» از ارزش بالایی برای افراد برخوردار است؛ به همین دلیل در این وضعیت فرهنگی وسواس بر رفتارهای دینی مستقر می گردد.
بنا بر این، میتوان نتیجه گرفت که با فرض آنکه هیچ مذهبی هم وجود نداشت، فردی با همان ویژگی شخصیتی و تاریخچۀ رشد فردی باز هم به نوعی دیگر دچار وسواس با موضوعی متفاوت میشد. در این صورت میتوان دریافت که مشکلات افراد وسواسی هرگز ارتباطی با مسایل احکام شرعی و مانند آن ندارد و کسب اطلاع کسب اطلاع و جستجوي مکرر درباره احکام شرعی نیز نمیتواند مسألهای برطرف نماید. این یکی از عوامل متمایز کننده بین افرادی است که میتوانند به احکام شرعی عمل کنند و وسواسی نیستند که مشکل آنها در آگاه نبودن نسبت به احکام است و افراد وسواسی که آگاهی یا عدم آگاهی نسبت به احکام شرعی به تغییر رفتاری منتهی نمیشود.
در نهایت میتوان گفت که دستگاه روانی فرد به دلیل عدم برخورداری از سخترویی با یک شکنندگی روبرو است که البته نقش وراثت و عوامل ژنتیکی نيز در آن قابل توجه است؛ هر چند که تا پیش از ابتلا هیچیک از ما از نسبت به آگاه نباشیم. البته نقش آموزش در دوران کودکی میتواند بر سهم توارث غلبه پیدا کند و فرد خود را در برابر رویدادهای ناخوشایند مقاوم سازد.
در هر صورت برای درمان اختلال وسواسی اجباری همواره ترجیح داده میشود تا کار از مداخلات روانپزشکی و درمانهای دارویی آغاز شود. ما با بکارگیری این روش قادر خواهیم بود که وضعیت روانشناختی فرد و وجود تداعی های بالا را خنثی نمایییم. این روند کمک مناسبی برای سرعت بخشیدن به رواندرمانی توسط روانشناس خواهد بود. این افراد بدون دریافت دارو به سختی قادر خواهند بود تا تصویرهای ذهنی و تداعی های مرتبط با این تصاویر را متوقف سازند.
پس از دریافت دارو، فرد مراجع قادر خواهد بود تا روشهای کاهش اضطراب را فراگرفته و با انجام تنظیم تنفس تنش های بدنی و تنیدگیهای روانی را از خود دور سازد. مناسبترین روش نتظیم تنفس آن است که شما با بیرون دادن شکم هوا را به درون ریه ها وارد سازد و با فرو دادن شکم آن را خارج سازد. این عمل باعث می شود تا حجم بیشتری از ریه با اکسیژن پر شده و اکسیژن بیشتری به مغز برسد. در این صورت ما شاهد آن خواهیم بود که هیجاناتی همچون اضطراب کمتر میتوانند شما را اداره نمایند. همچنین روش دیگری برای اجرای صحیح تنفس وجود دارد که بر اساس آن باید مراحل ذیل را طی نمایید:
- دراز بکشید
- یک دست روی سینه یک دست روی شکم
- به یک مساله دیگر فکر کنید
- بر روی دستانتان متمرکز شوید کدام دست با هر دم بالا میرود
اما در روش تنآرمیدگی شما باید فرابگیرید که با استفاده از انقباض منظم عضلات خود تنش های بدنی را نیز از بدن خودتان خارج ساخته و به یک مهار ماهیچهای برسید.
شما باید برای اجرای تن آرمیدگی عضلات بدنتان را به شانزده گروه عضلانی( نوک انگشت تا مچ دست؛ مچ تا انتهای آرنج؛ بازو تا کتف؛ در هر دست؛ نوک انگشتان پا تا مچ پا، عضلات ساق پا، ران تا کشاله ران؛ عضلات پیشانی به علاوه عضلات کاسه سر؛ عضلات صورت و فک؛ عضلات گردن و سینه؛ مجموعه عضلات شکم) تقسیم نموده و هر یک از آنها را به طور جداگانه برای مدت 7 ثانیه با شمارش معکوس به طور نسبی منقبض نموده و سپس ظرف مدت 3 شماره آن را رها سازید و سپس بر احساس خوشایندی که در نتیجه مقایسه بین حالت گرفتگی و انقباض و حالت رها شدگی متمرکز شوید و به یک احساس خوشایند برسید.
افزون بر آنچه بیان شد از ابتدای هفته دوم مصرف دارو میتوانید از روش توقف افکار استفاده کنید و با فرمان توقف فکر به خودتان دستور توقف افکار را بدهید و از این قبیل افکار فاصله بگیرید. در ین روش شما بلافاصله پس از رویارویی با چنین افکاری، هرگز به فکر مقابله با آنها نباشید و اجازه دهید تا وارد ذهن شما گردند؛ چرا که هر گونه مقاومت منجر به تشدید حملات خواهد شد. برای آغاز شما باید به محض روبرو شدن با این افکار با شمارش معکوس 3، 2، 1 محکم بگویید «بس کن!»؛ به تدریج و با فاصله منظم میتوانید از حجم صدا کم کنید و به صورت فرمان درونی به خود فرمان دهید و افکار را متوقف سازید. این روش ساده یکی از پشتوان دار ترین روشهای بیمارستانی در درمان وسواس فکری است که مورد استفاه قرار میگیرد و اثربخشی آن در کلینیکهای معتبر دنیا به اثبات رسیده ست. اختلال افسردگی احتمالی که در نامه خودتان به آن اشاره کرده اید نیز از جمله اختلالات همراه اختلال وسواس خاوده بود که با شروع درمان آن هم رو به کاهش خواهد گذاشت و درمان خواهد شد و نباید نگران باشید.






