با سلام من پسری 27ساله اهل تشیع هستم که قصد ازدواج با دختری اهل تسنن را دارم.خانواده دختر موافقت کرده اند خانواده بنده نیز پس از مخالفت با اصرار من راضی شده اند. من بسیار علاقه مند به این ازدواج میباشم و هیچکدام تعصب نسبت به شیعه یا سنی بودن همدیگر نداریم نگرانی اصلی من دیدگاه اجتماع و نزدیکان به این موضوع است. خواهشمندم در مورد اطمینان پیشرفتن و یا منصرف شدن با دلیل قانع کننده راهنماییم کنید.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. ما نمی دانیم که علت این که قصد ازدواج با دختری سنی را دارید، چه چیزی بوده است و به چه خاطر به او تمایل پیدا کردهاید؟ ولی به هر حال ازدواج شما با او و تشکیل زندگی مشترک، خواه یا ناخواه مشکلاتی را برای شما به همراه خواهد داشت که منجر به بروز برخی ناملایمات و اختلافات در زندگی مشترک می گردد که باید برای پیشگیری و جلوگیری از این گونه مشکلات چارهای اندیشیده شود و با یک بررسی همه جانبه و جمع بندی منطقی، به یک نتیجه مناسب رسید.
2. از آنجا که ملاک مندي و معيار مندي در انتخاب همسر از ارکان ازدواج موفق است و یکی از ملاک ها و معیارهای اساسی ازدواج، تناسب و همخوانی دختر و پسر در زمینه اعتقادات و باورهای مذهبی است؛ توصیه می شود که با نگاهی ژرف اندیشانه و ریزبینانه به عواقب و پیامدها و آسیبهای احتمالی این گونه ازدواجها بنگرید تا با آسیب شناسی دقیق و واقع بینانه، تصمیم مناسبی اتخاذ کنید.
3. در واقع یکی از مهمترین ملاک های ازدواج، تناسب اعتقادی و مذهبی دختر و پسری است که قصد ازدواج با هم را دارند. علت آن این است که در زندگی مشترک نقش باورهای دینی و مذهبی خیلی بارز و مهم است و در همه ابعاد زندگی دخالت دارد و تأثیر شگرفی در زندگی می گذارد، به همین خاطر، تفاوت در این زمینه، خیلی زود در زندگی مشترک آشکار می گردد و خودش را نشان می دهد و مشکلات پیچیده ای را برای زوجین به وجود می آورد که عمدهترین مشکلات آن در زمینه تربیت دینی فرزندان و گرایش مذهبی و تربیت دوگانه آنان، رفت و آمد با بستگان یکدیگر، انجام شعائر و مناسک دینی، ظاهر می گردد. این زمینهها هر یک به تنهایی می تواند باعث بروز مشکلات عدیدهای در زندگی مشترک گردد، به همین خاطر این که می فرمایید: « هیچکدام تعصبی نسبت به شیعه یا سنی بودن همدیگر نداریم» شعار و پنداری بیش نیست، چرا که در واقعیت و متن زندگی هر کسی دوست دارد بر اساس باورها و عقاید خود زندگی کند و روش زندگی خود را بر اساس آن بنا گذارد، بنابراین اگر شما واقعاً شیعه و دختر مورد نظر هم واقعاً سنی باشد، ناگزیرید که بر اساس مذهب خود عمل کنید، چه بسا ممکن است بر اساس تعالیم مذهب خود، عقاید و باورهای یکدیگر را قبول نداشته باشید و کلاً آن را غلط بدانید و یا در مواردی آن را مضر و گمراه کننده هم بدانید و به تکفیر هم بپردازید و کانون خانواده را با آشوب و تنش مواجه سازید.
4. این را بدانید که اعتقادات و باورهای مذهبی، تنها به انجام برخی شعائر و مناسک دینی که جنبه فردی دارند، خلاصه نمی شود بلکه دایره وسیع و شعاع گستردهای را شامل می شوند که تمام زندگی و اعمال و کردار انسان را تحت سیطره خود قرار می دهد، بنابراین نمی توان نسبت به این عامل مهم بی تفاوت بود و آن را به دیده اغماض نگریست.
5. نظر به اهمیت عامل مذهب و نگرش اعتقادی در ازدواج و تأثیر شگرف آن در زندگی، در حالت عادی و معمولی وقتی دختر و پسر در این زمینه باهم تناسب نداشته بلکه باهم تفاوت دارند، توصیه به ازدواج نمی گردد. مگر این که یکی از دو طرف از عقاید خود دست بردارد و به دین و مذهب دیگری گرایش پیدا کند که در این صورت، چون نقطه مشترک و وحدت رویهای پیدا می کنند، مشکلی برای ازدواج ندارند، اما در همین صورت نیز مشکلات تفاوت مذهبی و اصطکاک خانوادهها و بستگان هر دو طرف به قوت خود باقی است.
6. به عنوان یک مشاور در زمینه خانواده و ازدواج که سالها در این خصوص به دختران و پسران جوان مشاوره می دهم و بارها به دختران و پسرانی برخورد کردهام که علی رغم این که از دو مذهب متفاوت بودهاند ولی در عین حال با هم ازدواج نمودهاند و از ازدواج خود پشیمان گردیدهاند و خود را با مشکلات لاینحل و فراوانی درگیر ساختهاند، که این مشکلات با تولد فرزندان، شکل حادتری به خود می گیرد، تربیت دوگانه فرزندان که حاصل این گونه ازدواجهاست به شدت بر روح و روان کودکان و تربیت صحیح آنان آسیب وارد میکند، به همین خاطر، چنین ازدواجهایی غالباًً محکوم به شکست بوده و توصیه نمی شود.
7. ممکن است، گفته شود که هدف شما از ازدواج، تغییر مذهب طرف مقابل و ترغیب او به گرایش به مذهب خودتان است، در جواب می گوییم که این صرف یک احتمال است، ممکن است هرگز موفق به آن نشوید، تنها اگر قبل از ازدواج توانستید، گرایش مذهبی دختر مورد نظر را تغییر دهید و خود را برای مقابله با مشکلات دیگر و برخورد با بستگان او و خودتان آماده کنید و از زخم زبان زدنها، تحویل نگرفتنها، طرد کردنها، آزار و اذیت و مسخره کردنها و... نهراسید، مجاز به ازدواج خواهید بود.
8. این که می فرمایید:« نگرانی اصلی من دیدگاه اجتماع و نزدیکان به این موضوع است» نشان می دهد که شما از نگاه دیگران متأثر می شوید و تحت تأثیر نگرش و فکر دیگران قرار می گیرید، این گونه عمل کردن مطلوب یک انسان مستقل و آزاد اندیش نمی باشد؛ چون انسان مترقی و رشد یافته، باید از خود یک استقلالی داشته باشد و با عقل و فکر خود، قضایا و موقعیتها را بررسی کند و با بهرهگیری از منطق و پشتوانه علمی و عقلی قوی، راه را از چاه تشخیص دهد و خیلی به حرف و نگرش مردم توجه نکند. حتی اگر با نظر او مغایرت داشته باشد. چون مطمئن است که راهی را که انتخاب کرده بی جهت و بدون دلیل نبوده است؛ بلکه با سبک و سنگین کردن و بررسی همه جوانب و با بهره مندی از نیروی عقل، راه خود را انتخاب کرده است به همین خاطر نباید نگاه دیگران باعث ایجاد خلل در تصمیم و انتخاب او گردد و باعث نگرانی او گردند، بنا بر این اگر شما با دلیل منطقی و با حساب و کتاب، تمایل به ازدواج با دختر مورد نظر را دارید و خود را برای مقابله با مشکلات آن آماده کردهاید، در این صورت نباید دیدگاه جامعه و دیگران شما را از تصمیمتان باز دارد.






