بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام خدمت شما اینجانب جوانی هستم آماده ازدواج همراه با شرایط مناسب من جمله شغل مناسب مدرک دانشگاهی و دارای اعتبار آبرو در شهر و محله خودمان مدتی است که با خانمی آشنا شدم و قصد ازدواج دارم خوشبختانه از نظر دینی اخلاقی اجتماعی فرهنگی و سطح مالی و طبقه اجتماعی هیچ مشکلی با هم نداریم و دو خانواده هم راضی به وصلت هستند تنها دلیل مطرح کردن این سوال اختلاف 2 سال سنی بالاتر خانم با من می باشد که به لحاظ ریز نقشی و فیزیکی اصلا قابلا تشخیص نبوده و در یک رده سنی هستیم و با توجه به تفاهمات که باهم داریم فکر نمیکنم این مورد جای نگرانی داشته باشد اما خواستم با شما در میان بگذارم تا راهنمایی بفرمائید .
باتشکر از مدیریت و آرزوی موفقیت برای ایشان و کلیه همکاران ایام به کام .

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. اگر چه تفاوت سنی تنها ملاک رضایت زوجین و موفقیت ازدواج آنها نیست. ولی نباید از نظر دور داشت که عوارض و پیامدهایی که ممکن است از اختلاف سنی زوجین ناشی شود، می تواند بر میزان تفاهم و روابط عاطفی میان آنان تأثیر بگذارد. اگر همراه با این تفاوت سنی، تفاوتهای دیگری نیز وجود داشته باشد،آن­گاه تأثیر تفاوت سنی بیشتر مشهود خواهد بود. در چنین مواردی امکان دارد اختلافاتی که به تفاوت سنی مربوط نیست هم به این عامل نسبت داده شود.
2. اگر چه رویه اغلب افراد در طول تاریخ نشان می دهد که مردان از همسران خویش بزرگتر هستند و اكثر كارشناسان معتقدند كه در شرايط عادي لازم است سن پسر چند سالي بيشتر از دختر باشد. اما به طور کلی می توان گفت که اگر دختر و پسر در معیار ها و ملاک های اساسی ازدواج از قبیل اعتقادات، خصوصیات اخلاقی، درک و فهم، خانواده و... بیشترین تناسب و همخوانی را با هم داشته باشند و فقط در معیار سن با هم تفاوت داشته باشند یعنی اینکه فاصله سنی طبیعی و نرمال بین آنها نباشد در این صورت اگر دختر و پسر به وظایف و حدود دینی و قانونی زندگی زناشویی واقف باشند و سعی نکنند در حوزه وظایف هم دخالت کنند در این صورت می توانند با هم ازدواج کرده و با همفکری و کمک هم زندگی موفق و پایداری را رقم بزنند و مشکلی به وجود نیاید.
3. البته این که با بزرگ بودن سن زن از مرد در ازدواج مخالفت صورت می گیرد نه به خاطر ظاهر فیزیکی و جثه­ی آنهاست بلکه به خاطر عوارض و پیامدهایی است که ممکن است از این گونه اختلاف سنی ناشی شود. بنابراین لازم است شما پیش از اقدام به ازدواج با این گونه پیامدها آشنا باشید تا از بروز مشکل در زندگی پیشگیری و جلوگیری به عمل آورید و یا هر گاه مشکلی ایجاد شد با مدیریت صحیح آن، از تبدیل شدن آن به بحران و ایجاد تنش جلوگیری کنید.
4. از آنجا که حق سرپرستي و مديريت خانواده و نفقه زن معمولاً به عهده مرد است، مدیریت خانواده اقتضا می کند که سن مرد بیشتر از زن باشد تا مدیریت خانواده دچار مشکل و تنش نگردد، چون در جایی که سن زن از مرد بزرگتر باشد، بیشترين تنش بر سر اين موضوع است که چه کسي قدرت را در دست بگیرد، مرد يا زن؟ مرد به دلیل نگرش غالب و سنتي مي خواهد مردانگي نشان دهد و حاکم و مدیر خانه باشد و زن به علت بزرگتر بودن نمي تواند اين نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، مي تواند نهاد خانواده را دچار مشکل کند. از سوي ديگر، چون زن ها زودتر از مرد ها نسبت به مسائل زندگي عاقل تر مي شوند و درک­شان از مسائل درون خانواده و زندگي عمیق تر است؛ بنابراين مسئولیت پذيرند و يا بیشتر در اين زمینه ها فکر مي کنند. حال اگر زني چند سالي بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، براي همین زماني که انتظارش برآورده نمي شود، اين تصور تداعي مي شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بي مسئولیت است و در نهايت تنش فضاي خانواده را پر مي کند.
5. وقتي سن زن چند سالي کمتر از مرد باشد اطاعت پذيري او از مرد به عنوان سرپرست خانواده بيشتر و راحت تر خواهد بود و در برابر موضع مرد کوتاه مي آيد و مي کوشد مطیع باشد. در صورتي که هر چه اين تفاوت سني افزايش يابد، حس مادري، خواهر گونه و يا سرپرست در زن بیشتر مي شود، مضافاً بر اينکه زن هميشه دوست دارد همسرش فردي، مقتدر، توانا و پناهگاه مطمئني براي او باشد و اگر زن از نظر سني بزرگتر از مرد باشد هيچ گاه زن چنين تصوري را از شوهرش ندارد، بلکه او را در حد خودش یا پایین تر مي بيند. اما اگر شوهر چند سالي بزرگتر باشد و از تجارب بيشتري برخوردار باشد، زن احساس مي کند همسر او کسي است که شايستگي هاي لازم را براي اداره منزل دارد و مي تواند در پناه او يک زندگي آرام بخشی داشته باشد.
6. زن به دليل زايمان، شير دادن و ... زودتر از مرد شکسته مي شود و بزرگتر بودن زن باعث مي شود بعد از يک دهه زندگي و آوردن چند فرزند، شادابي زن در حدّ شادابي و نشاط مرد نباشد و چه بسا مطلوبيت او نزد شوهر کم شود؛ بنابراين براي پيشگيري از این مسئله کاملاً طبيعي و زيستي بهتر است زن از مرد کوچکتر باشد تا همواره زن از نشاط و جذابیت کافي برخوردار باشد و مطلوبيت او نزد شوهرش کاسته نشود.
7. با توجه به مشکلاتی که ممکن است بزرگ بودن سن زن ایجاد کند ما معمولاً چنین ازدواج­هایی را توصیه نمی کنیم مگر این که دختر و پسر به آن درجه از فهم و شعور رسیده و از کمالاتی برخوردار باشند که به سادگی بتوانند به وظایف خود عمل کنند به طوری که اخلالی در روابطشان به وجود نیاید و مشکلات زندگی خود را قبل از وقوع آنها پیش بینی کرده و از بروز آنها جلوگیری کنند و یا در صورت بروز مشکلات، با زیرکی و خردورزی راه حل مناسب و راه مقابله با مشکلات را پیدا کنند.
8. در پایان این نکته را به خاطر بسپارید که گاهی وقت­ها، نحوی آشنایی دختر و پسر پیش از ازدواج، در گرفتن تصمیم درست آنان در ازدواج مداخله می کند، به این صورت که آشنایی قبل از ازدواج چون به شدت بار احساسی و عاطفی دارد، جلوی خردورزی و عقل را می گیرد و باعث می­شود که آنان از معیارها و ملاک­های اساسی ازدواج غافل بمانند و آنها را در نظر نگیرند و بعد از ازدواج با مشکلات عدیده­ای مواجه گردند. بنابراین به دختر و پسر توصیه می شود که از هر گونه آشنایی قبل از ازدواج خودداری کنند و برای شناخت یکدیگر از تحقیق و بررسی همه جانبه و گفتگو حین خواستگاری رسمی استفاده کنند، تا گرفتار ازدواج احساسی نگردند.