بسم الله الرحمن الرحیم.باسلام وتشکر از شما به خاطر پاسخهای روشن وقابل فهم شما.
چر ا با وجود این که حیوانات دارای عقل واختیار نمی باشند, حضرت سلیمان(علیه السلام)هدهد را به خاطر دیر آمدن سرزنش نمود؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در اين كه حيوانات از موهبت عقل محروم اند، جاي ترديد نيست. از همين روست كه تكليفي متوجه آنان نيست، ولي حيوانات مراتب پائين تر از درك و شعور را دارا هستند، ولي آنچه درباره هدهد مطرح است:
مواخذه حضرت سليمان از هدهد از باب مواخذه فرد عاقل و مکلف كه به نسبت تخلف از تكليفش مواخذه مي شود، نبوده است، بلكه از اين باب بوده كه حضرت سليمان به اذن الهي، حكومت و تسلط خاصي بر همه موجودات داشته و همه آن ها تحت فرمان تكويني او رفتار نموده اند. وقتي هدهد مدتي غايب بود، حضرت سليمان او را تهديد به مواخذه نمود.
ثانياً: مرغ سليمان حساب ويژه اي داشته و از ساير هدهدها در همه اعصار و زمان ها متفاوت بوده، شايد از همين رو است كه قرآن كريم از او استدلال عقلي و منطقي بسيار دقيق را نقل نمود:
"إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظيمٌ ،وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ؛ (1)
همانا در آن سرزمين زني را يافتم كه بر آن ها پادشاهي مي كرد، و از هرگونه نعمتي به او عطا شده بود و تخت با عظمتي داشت. آن زن و قومش را چنين يافتم كه به جاي خدا خورشيد را سجده مي كردند و مي پرستيدند. شيطان اعمال زشت شان را در نظرشان زيبا جلوه داده بود. از راه خدا بازشان داشته بود. آنان به حق هدايت نيافته بودند.
كساني كه با روش استدلال منطقي آشنا هستند، به خوبي مي دانند كه مرغ سليمان در واقع به روش قياس شكل اول از اقسام قياس هاي منطقي.(2) استدلال كرده و گفته: بلقيس و قوم او را شيطان فريب داده است. كساني را كه شيطان فريب دهد، گمراه مي شوند و غير خدا را مي پرستند. آن ها در برابر خورشيد سجده مي كنند.
معلوم مي شود كه ممكن است حيواني تحت تصرف و تربيت انسان كامل، گفتار و كردار عاقلانه انجام دهد.
از همين باب است كه اسب امام حسين در روز عاشورا حركاتي خردمندانه داشته (3) ممكن است كه هدهد سليمان به دليل تصرف و تربيت خاص به گونه اي بوده است كه مي توانست به دليل غيبت ،مورد مؤاخذه حضرت سليمان قرار گيرد. در حالي كه چنين توقعي هرگز از هدهدهاي ديگر معقول نيست. پس اين گونه موارد جزئي مسايل استثنائي است و هرگز دليل بر عقل داشتن حيوانات نخواهد شد.
علامه طباطبایی در مورد عقل و اختیار حیوانات توضیح خوبی داده اند:
مىتوان گفت حيوانات هم تا اندازهاى مختار هستند. احتمالا به تكاليفى مناسب با افق فهم و اختيارشان مكلف هستند.
دقت در آنچه گذشت آدمى را مطمئن و جازم مىكند به اينكه حيوانات نيز مانند آدميان تا اندازهاى از موهبت اختيار بهره دارند، البته نه به آن قوت و شدتى كه در انسان هاى متوسط هست. شاهد روشن مدعا اين است كه ما به چشم خود بسيارى از حيوانات و مخصوصا حيوانات اهلى را مىبينيم كه در بعضى از موارد كه عمل مقرون با موانع است، حيوان از خود حركاتى نشان مىدهد كه آدمى مىفهمد حيوان در انجام عمل مردد است، و در بعضى از موارد مىبينيم كه به ملاحظه نهى صاحبش و از ترس تنبیه يا به خاطر تربيتى كه يافته، از انجام عملى خوددارى مىكند.
اين ها همه دليل بر اين است كه در نفوس حيوانات هم حقيقتى به نام اختيار و استعداد حكم كردن به سزاوار و غير سزاوار، وجود دارد. ...... وقتى صحيح باشد كه بگوييم حيوانات هم تا اندازهاى خالى از معناى اختيار نيستند و آن ها هم از اين موهبت سهمى دارند، هر چه هم ضعيف باشد، چرا صحيح نباشد احتمال دهيم كه خداى سبحان حد متوسط از اختيار ضعيف را ملاك تكاليف مخصوصى قرار دهد كه مناسب با افق فهم آنان باشد، و ما از آن اطلاعى نداشته باشيم؟ يا از راه ديگرى با آن ها برخورد مختار بكند و ما به آن معرفت نداشته باشيم؟خلاصه راهى باشد كه از آن راه پاداش دادن به حيوان مطيع و مؤاخذه و انتقام از حيوان سركش، صحيح باشد. و جز خداى سبحان كسى را بر آن راه آگاهى نباشد؟(4)
پي نوشت ها:
1.نمل(27) آيه 23و24.
2.مطهری، مرتضي، مجموعه آثار،قم، انتشارات صدرا، 1376 شمسی، ج5، ص111.
3.صادقی ،محمد امین، جلوه هاي عرفاني نهضت حسيني،قم ،انتشارت بوستان کتاب، 1388 هجری شمسی، ص133.
4.طباطبایی، محمد حسین،تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی ،محمد باقر،قم ، انتشارات جامعه مدرسین،چاپ پنجم، 1374 هجری شمسی،ج 7،ص 115.






