با سلام لطفاعبارات زیررا ترجمه کنید:
ولقد بححت من الندا ءبجمعکم هل من مبارز
ووقفت اذوقف المشجع موقف القرن المناجز(بحارالانوار،ج20،ص203)

اناالحسین بن علی الیت ان لاانثنی
احمی عیالات ابی امضی علی دین النبی (مقتل الحسینمقرم،ص345)

اناابن علی الطهرمن ال هاشم کفانی بهذامفخرا حین افخر(منتهی الامال،ج1،ص282)

واسرع فرسک شاردا محمحما باکیا ،فلما راین النسا جوادک مخزیا وابصرن سرجک ملویا خرجن من الخدورناشرات الشعور علی الخدور لاطمات(بحارالانوار ،ج101،ص204)

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
جمله اول، قسمتی از رجز "عمرو بن عبدودّ" در جنگ احزاب است .وقتی از خندق با اسب پرید و به میدان مقابل سپاه اسلام رسید و مرد مبارزه دعوت کرد و جوابی نشنید ، گفت:
ولقد بححت من النداء * بجمعهم هل من مبارز ووقفت حين دعوتهم * في موقف القرن المناجز إني كذلك لم أزل * متسرعا نحو الهزاهز إن الشجاعة للفتى * والجود من كرم الغرائز ؛(1)
از اينكه شما را به مبارزه خويش خواندم و پاسخى نداديد، به تنگ آمدم و گلويم گرفت، در عين حال در محل خود مانند دلاور بيباكى قرار گرفتم؛ اين آرامش را تنها در اين جا ندارم، بلكه پيش از هر گونه گرفتارى همين حالت را داشته‏ام، چرا كه دلاورى و بخشندگى از بهترين خوى‏هاست.
جمله دوم رجز حسین بن علی در میدان کربلا است که فرمود:
انا الحسين بن على آليت ان لا انثنى‏
احمى عيالات ابى امضى على دين النبى؛‏ (2)
حسين بن على هستم. قسم خورده‏ام كه از جهاد با كفار رو گردان نشوم.
از اهل و عيال پدرم حمايت مي كنم. به دين پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله شهيد مي شوم.
جمله سوم هم رجز حسین بن علی (ع ) در کربلا است:
أنا ابن علي الطهر من آل هاشم كفاني بهذا مفخرا حين أفخر
و جدي رسول الله أكرم من مشى و نحن سراج الله في الخلق نزهر؛ (3)
منم فرزند علىّ پاك و طاهر از آل هاشم، همين مباهات مرا كافى است.
جدّم رسول خدا؛ گرامى‏ترين مردم، و ما چراغ فروزنده خدا در ميان خلقيم.
جمله چهارم در زیارت معروف و منسوب به ناحیه مقدسه آمده است:
وأسرع فرسك شاردا، والى خيامك قاصدا ، محمحما باكيا. فلما رأين النساء جوادك مخزيا، ونظرن سرجك عليه ملويا ، برزن من الخدور ، ناشرات الشعور على الخدود ، لاطمات الوجوه ؛ (4)
اسبِ سواري ات با حال نفرت شتافت، شيـهه کشان و گريـان، به جانبِ خيمه ها رو نمود، پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تيز پاي تو را خوار و زبون ديدند. زينِ تو را بر آن واژگونه يافتند، از پسِ پرده ها(يِ خيمه) خارج شدند، در حالي که گيسوان برگونه ها پراکنده نمودند و بر صورت ها سیلی مي زدند.
پی نوشت ها:
1. قاضي نعمان مغربي، شرح الأخبار ،چ دوم ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، 1414 ق ، ج 1 . ص 323.
2. ابن شهر آشوب ، مناقب، نجف، حیدریه، 1376 ق، ج3، ص 258.
3. طبرسی، احتجاج ،چ اول، مشهد، مرتضی، 1403 ق ، ج2، ص 301.
4. ابن المشهدی، مزار ،چ اول، قم، انتشارات اسلامی، 1419 ق، ص 504.