باسلام جنگ خندق چه جنگی بود وباچه گروهی جنگ شد وچه ویژگیهایی داشت؟لطفا بطور کامل توضیح دهید.لطفا منابع پاسخ به سوال را ذکرکنید؟
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
آنچه بيان مي گردد، چكيده اي است از داده هاي تاريخنگاران در اين باره.
غزوه احزاب یا غزوه خندق در ۱۷ شوال سال پنجم هجرت، برابر با سال ۶۲۷ میلادی در یثرب میان سپاهیان مسلمان و مشركان مکه تحت رهبری ابوسفیان در گرفت. این نبرد سومین رویارویی مسلمانان و بتپرستان مکه و از نبردهای مهم تاریخ اسلام است.
یهودیان بنینضیر به مکه رفتند و قریش را به نبرد با پيامبر اسلام تحريك نمودند. قریش، پیشنهاد نمایندگان یهود را پذیرفت و به جنگ با مسلمانان رهسپار شد. در این نبرد، همپیمانان قریش بنیسلیم و غطفان و بنیاسد نیز به جنگجویان سپاه مکه پیوستند. سپاهیان قریش، ده هزار تن و سه لشکر بودند که فرماندهی همه آنها با ابوسفیان بود. بنیخزاعه، پيامبر اسلام كه از برنامه قریش و جنبش ایشان آگاه شده بود، برای جنگ یاران ویژه خود را گردآورد. برخی پیشنهاد کردند که به شیوه قلعهداری از یثرب، دفاع کنند و از بالای دژها و نقاط بلند با دشمن نبرد کنند. سلمان فارسی که با شیوههای جنگ ایرانیان آشنایی داشت، پیشنهاد کرد که گرداگرد شهر را خندق بکنند تا از پیشرفت دشمن به درون شهر جلوگیری شود و سپس با ساختن دژها و سنگرها در اطراف خندق و یا پرتاب تیر و سنگ، از گذر یافتن دشمن از خندق به سوی شهر، جلوگیری شود. پيامبر اسلام اين پيشنهاد را پذیرفت. کار کندن خندق با شتاب آغاز شد. کندن هر ناحیهای از خندق به یک گروه از مسلمانان واگذار گردید و هر فردی به کندن چهل ذراع واداشته شد. یهودیان بنیقریظه نیز در کندن خندق، به مسلمانان یاری رساندند. کار خندق در شش روز به پایان رسید و برای آن درهایی گذارده شد و نگهبانی هر در به قبیلهای واگذار گشت و زبیر بن عوام به سرپرستی پاسداران درهای قلعه گمارده شد.
پیمانشکنی بنیقریظه:
حیی بن اخطب، یهودیان بنیقریظه را به نبرد علیه سپاه اسلام فراخواند. سرانجام کعب بن اسد، درخواست حیی بن اخطب را پذیرفت و کعب پیمان خود را با محمد شکست.
نبردهایهای تنبهتن:
سرانجام، پنج تن از سپاه مکه به نامهای: عمرو بن عبدود، عکرمة بن ابوجهل، هبیرة بن وهب، نوفل بن عبدالله و ضرار بن خطاب موفق شدند از خندق بگذرند. در نبردهای تن به تن، عمرو بن عبدود به دست علی بن ابیطالب کشته شد. نوفل بن عبدالله پس از گذشت از خندق، سقوط کرد و سنگباران شد که در آن میان علی وارد خندق گشت و او را در آن میان کشت. ابوسفیان از ترس اینکه مسلمانان بدن نوفل را به انتقام حمزه، مثله کنند پیشنهاد کرد که پیکر مرده او را به ده هزار دینار بخرد؛ اما پيامبر دستور داد که جسد را به رایگان به سپاه مکه باز پس دهند.
پراکندگی سپاه عرب:
سپاه عرب پس از کشته شدن نوفل بن عبدالله و عمرو بن عبدود، پراکنده شدند. پيامبر، حذیفه را مأمور کرد که از خندق گذشته از اوضاع دشمن اطلاعاتی به دست بیاورد. صبح، سپاه مکه آنجا را ترک گفته و کسی باقی نمانده بود. (1)
منابع جهت مراجعه:
- تاریخ اسلام، دکتر علی اکبر فیاض، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، سال ۱۳۷۸؛
- تاریخ تحلیلی اسلام، سید جعفر شهیدی، مرکز نشر دانشگاه تهران، ۱۳۶۲؛
- تاریخ سیاسی اسلام، رسول جعفریان، انتشارات دلیل، سال ۱۳۸۰.
- نيز مي توانيد به لينك زیر (سید هاشم رسولى محلاتى، زندگانى حضرت محمد(ص)) مراجعه کنید:http://www.eteghadat.com/forum/forum-f47/topic-t3670.html
پي نوشت ها:
1.رك سید هاشم رسولى محلاتى، زندگانى حضرت محمد(ص)،دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 415،العبر تاريخ ابن خلدون، ترجمه عبد المحمد آيتى، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، چ اول، 1363ش.،ج1،ص:424؛تاريخ طبرى ، محمد بن جرير طبرى (م 310)، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، اساطير، چ پنجم، 1375ش.ج3،ص:1067، تاريخ يعقوبى، احمد بن ابى يعقوب ابن واضح يعقوبى (م بعد 292)، ترجمه محمد ابراهيم آيتى ، تهران ، انتشارات علمى و فرهنگى ، چ ششم ، 1371ش.،ج1،ص:409.






