در برخی ادیان توجه ویژه ای به اندیشیدن و تفکر شده است. وظیفه هر انسانی این است که با تحقیق و بررسی کامل بهترین را انتخاب کند.حتی در قرآن آمده است که تمام اقوال را بشنوید و از بهترین آنها تبعیت کنید.
حال اگر کسی پدرش مسلمان بود باید مسلمان شود و حتی اگر با تحقیق و بررسی به جایی برسد که اسلام را انتخاب نکند، اگر مرد باشد حکمش اعدام است و به این فرد مرتد فطری میگویند، اگر زن باشد اعدامش نمیکنند و بجای آن روزی 5 وعده او را میزنند(برای اعدام نکردن او دلیل آورده شده که زن چون نقصان عقل دارد از روی این نقص ممکن است از دین برگردد) در اینجا دیگر لا اکراه فی الدین هم جاری نمیشود و شخص حق تحقیق و بررسی هم ندارد .
بنابر این ما برای خرید یک لباس حق انتخاب داریم اما برای انتخاب دین جرات داری برو تحقیق کن .
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
اينكه نسبت به اين گونه مسائل دغدغه داشته و سعي در يافتن دين حق از طريق تحقيق و بررسي داريد، امري بسيار مطلوب بوده، ما نيز چنين كاري را نه تنها مطلوب دانستهف بلكه به حكم آيه"الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه..."(1)همان هايى را كه به هر سخنى گوش مىدهند. پس بهترين آن را پيروى مىكنند..." تحقيق و بررسي را از واجبات هر شخص مي دانيم . هيچ گاه به صرف مسلمان بودن پدر ، حكم به اجبار پذيرش اسلام از جانب فرزند نمي دهيم. قرآن نيز چنين روشي را در اديان سابق تذكر داده و به شدت از آن نهي مي كند:
"و چون به ايشان گفته شود آنچه خدا نازل كرده ،پيروى كنيد، مىگويند: نه، ما تنها آن را پيروى مىكنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم. آيا اگر پدران ايشان عقل نمىداشتند و هيچ چيز نمىفهميدند و راه به جايى نمىبردند، باز پيرويشان مىكردند"(2)
براي روشن تر شدن پاسخ لازم است ابتدا تفسير آيه به خوبي روشن شود ،چرا كه متاسفانه معمولاً تفسیر درستی از این آیه نشده و معنای آن به شکلی ناصحیح تلقی می گردد. آیه بیانگر حقیقتی معرفتی و به اصطلاح گزینه ای اخباری است ،نه دستوری ؛ یعنی خداوند در آیه خبر می دهد که اجبار در دین ممکن و شدنی نیست ، زیرا اصولاً دین و اعتقاد به عنوان یک امر درونی ، قابلیت اجبار و تحمیل کردن یا اجباری شدن ندارد . دین و اعتقاد مربوط به قلب و درون انسان است . حوزه درون و قلب و دل انسان اصلاً اجبار بردار نیست. بر اين اساس پذيرش اسلام يا هر دين ديگر براي افراد مكلف بايد بر اساس تحقيق باشد. البته بدان معنا نیست که مسلمان زاده به محض رسیدن به سن تکلیف، از اسلام خارج شده، باید دین جدیدی برای خود انتخاب کند ،بلكه در عين مسلمان بودن ، وظیفه دارد با مبانی و دلایل عقلی محکم حقانیت دين اسلام و يا دين ديگر را به باور و اعتقاد تبدیل نماید.
در مورد اعدام مرتد و پى بردن به فلسفه این حکم الهى باید خاستگاه وضع این حکم از دیدگاه قرآن بررسى شود.
در تاريخ آمده است دوازده نفر از دانشمندان یهود خیبر و نقاط دیگر، نقشهاى ماهرانه براى متزلزل ساختن باور و ایمان بعضى از مؤمنان طرح نموده و با یکدیگر تبانى کردند که صبحگاهان خدمت پیامبر برسند و ظاهراً ایمان بیاورند، ولى در آخر روز از آیین برگردند. هنگامى که از علت کارشان سؤال شد بگویند: ما صفات محمّد را از نزدیک مشاهده کردیم و هنگامى که به کتب دینى خود مراجعه نموده یا با دانشمندان دینى خود مشورت کردیم، دیدیم صفات و روش او با آنچه در کتب ما است، تطبیق نمى کند . از این رو برگشتیم. این موضوع سبب مى شود که عدهاى بگویند اینها که به کتب آسمانى از ما آگاه ترند، لابد آنچه را گفتهاند، راست
مى گویند و به این وسیله ایمان مسلمانان متزلزل مى گردد.(3)قرآن در اين باره مي فرمايد:
"جمعى از اهل کتاب (یهود) گفتند (بروید ظاهراً) به آنچه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید، و در پایان روز کافر شوید و (باز گردید) شاید آنها (از دین خود) باز گردند"(4) .
خداوند در آن زمان براي پيشگيري از وقوع چنين امري ، حكم ارتداد را وضع نمود . این ترفند مختص زمان رسول خدا(ص) نبوده، بلکه در همه زمانها امکان اجراى آن وجود دارد. حال اسلام با وضع چنین حکمى جلوى مفاسد احتمالى را گرفته است که در ذیل به نمونه هایى از مفاسد اشاره مى کنیم:
1- همه مسلمانان از نظر اعتقاد و ایمان درونى در سطح بالا نیستند. اين گونه تبلیغات افراد سست ایمان را تحت تأثیر قرار مى دهد. آنها را از مسیر حق باز مى دارد. حدّ و حکم شرعى ارتداد مى تواند افراد را از انحراف باز دارد.
2- مهمترین مسئله ارتداد، پیامدهاى سیاسى، اجتماعى و فرهنگى آن است. در جامعه اسلامى که اسلام و احکام و قوانین آن
پایه اي براى رفتارهاى فردى، اجتماعى، روابط خانوادگى، تعیین کننده رفتار انسانها با یکدیگر و ارزشهاى اخلاقى جامعه است، هر گونه اختلالى در ایمان و اعتقاد انسانها با توجه به همسنگ نبودن آگاهىها، در رفتارها تأثیر گذاشته و التزام به احکام و قوانین دینى و اجتماعى را سست مى کند. ارکان جامعه را مورد تهدید جدّى قرار مى دهد.
حکم ارتداد ، یک حکم اجتماعى و سیاسى است، نه فردي و شخصي.چنين امري معقول بوده و نه تنها در اسلام بلكه در اديان ديگر نيز جاري مي شود،چنان كه دین یهود در زمان خود اجازه ارتداد نداده و با مرتدان شدّت برخورد میکرد،(5) نیز در زمان حقانیت دین حضرت عیسی(ع) قانون ارتداد وجود داشت.(6)
حكم ارتداد زمانی است که انکار دین اسلام مغرضانه باشد ، یعنی شخص به رغم قبول حقانیّت دین اسلام، به جهت انگیزههای نادرست، از دین اسلام خارج شده و در مقابل آن موضعگیری نماید. بر اين اساس اگر کسی دین دیگری غیر از اسلام را (آن هم پس از بررسی و به دور از هر گونه پیش داوری و مشکلات دیگر) انتخاب نماید، این عقیده برای او محترم است. تا زمانی که به صورت موضعگیری در مقابل اسلام در نیاید، یا به صورت سخنرانی و تحریک دیگران در مقابل اسلام جبهه گیری نکند، کسی مزاحم او نمی شود .
در نتیجه اگر فردی در خانواده مسلمان تشخیص داد دین اسلام بر حق نیست، میتواند دین دیگر را انتخاب کند، اما در جامعهای که بر اساس اعتقادات و باورهای دینی، قوانین و رفتارهای اجتماعی و فردی، نیز گرایش ها و آرزوهای انسانها و ارزشهای اخلاقی شکل گرفته (که هر یک از این موارد کارکردهای بسیاری در زندگی فردی و اجتماعی دارد) حق ندارد در برابر دین و اعتقادات موضعگیری نموده ، درصدد تخریب آن ها باشد، زیرا آثار نامطلوب در زندگی فردی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد . باعث تزلزل ارکان اجتماعی خواهد شد،
بنابراین احکام سختگیرانه اسلام نوعی رفتار پیشگیرانه است تا افراد به مجرد احساس برخی دشواری ها در رفتارهای دینی یا ایجاد پاره ای شبهات اظهار برگشت از اسلام نکرده ،خود و جامعه را دچار مشکل و انحراف ننمایند. برخورد اسلام با فرد مرتد در تحت ضوابط و شرایط خاصی است . همه مرتدها هم مجازات اعدام نخواهند داشت، بلکه تنها کسانی که به عنوان مقابله گر با اسلام شناخته شوند.
پي نوشت ها:
1. زمر (39)آيه 18.
2.بقره (2)آيه 170.
3. مكارم شيرازي، تفسیر نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379ش. ج 2، ص614.
4. آل عمران (3) آیه 72.
5.کتاب مقدس، تورات، سفر تثنیه، فصل 13.
6.عهد جدید (انجیل)،نامهای به مسیحیان عبرانی، بند 10.






