پرسش: آیا چنین مواردی یک گزارش تاریخی را بی اعتبار می کنند؟سلام. دوستان عزیز، از پاسخ شما به پرسش پیشین خویش در مورد خدشه ها بر یک گزارش تاریخی سپاسگذارم، ولی گویا پرسش من به دست کارشناس دیگری افتاد و ایشان پاسخی مجزا دادند، شما در پاسخ به سؤال دوّم من در مورد خدشه به گزارشات تاریخی فرموده بودید: "چنانچه چند حدیث در یك موضوع وارد شده باشد، اگر چه از نظر سندی مخدوش باشند، اما از مجموع آنها، به صدور یكی قطع حاصل شود، این نوع تواتر را «اجمالی» مینامند؛ مثل اخبار حجیت خبر واحد كه «تك تك» آنها شاید مورد خدشه باشد؛ ولی از مجموع آنها استفاه میشود، كه خبر واحد حجت است. مرحوم آیة الله خویی ، پس از تعریف اقسام تواتر ، روایات حجیت خبر واحد را متواتر اجمالی شمرده است." بنده هم عرض کردم که مسیحیان نیز در مورد مصلوب شدن مسیح، همین استدلال را دارند، یعنی می گویند که هر چند خدشه هایی بر گزارش وارد شود، باز بر کلیت گزارش ها خدشه ای وارد نیست، یعنی تواتر تاریخی وجود دارد که مسیح مصلوب شده است. بنده عرض کردم، آیا با این استدلال می توان پذیرفت که گزارشهای تاریخی در مورد مصلوب شدن مسیح دقت کافی دارند یا خیر؟ لطفاً پاسخ این سؤال را بفرمایید. البته لازم به ذکر است، پاسخهایی که به نقل از تفاسیر اسلامی ارسال فرمودید، خدشه ی چندانی بر گزارش مصلوب شدن مسیح وارد نمی کنند و من در مورد آنها پیشتر تعمق کرده بودم، که جای بحثش در اینجا نیست، بنده فکر می کنم با تکیه بر نقصهای سندیتی داستان رستاخیز، به بهترین وجه می توان ماجرای صلیب را زیر سؤال را زیر سؤال برد. منتظر پاسخ شما هستم. به امید ظهور
پرسشگر گرامی بت سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
بر اساس توضیحی که در گذشته عرض شد، در سیستم تعریف شده مرکز، به طور طبیعی، سؤال هایی که صبغه تاریخی یا روایی یا قرآنی دارد، به گروه های مربوطه ارجاع می شود و چه بسا محققان گروه های مربوطه از پیشینه مکاتبات شما با محققان گروه کلام و عقاید مطلع نباشند. به هر حال، از این به بعد، تلاش می شود که نامه های مسلسل شما، تنها به همین گروه ارجاع شود تا رشته مباحثات طرفینی گسسته نشود.
قبلاً هم در ضمن توضیحاتی به طور مختصر به نوع نگاهی که به نقل های روایی داریم، اشاراتی شده بود؛ البته در مباحث درون دینی از آن جا که باورهای عمومی بر مبنای اصول پذیرفته شده شکل می گیرد و نویسندگان درون دینی در اصل آن امور پایه تردیدی ندارند، نوع نگاه به نقل های متواتر و متکثر یا مستفیض و واحد متفاوت از نوع نگاه برون دینی است.
در واقع، چنان که پیش تر اشاره کردیم، وقتی در اصل وجود شخصیتی با نام و مشخصات حضرت مسیح، تردیدهای قابل تأملی مطرح می شود و منابع مستقل تاریخی قدرت اثبات قطعی اصل وجود چنین فردی را ندارند، تکلیف گزاره های جزیی و موردی، مانند مصلوب شدن ایشان، روشن است.
در واقع، می توان گفت حادثه مصلوب شدن برای مسیحیان می تواند به عنوان یک حادثه قابل قبول و حتی متواتر تلقی گردد و ایشان ادعا کنند که ما بر اساس متون مختلف درون دینی، بر این حادثه باور داریم؛ زیرا منابع نقلی ما اگر چه در جزییات و فروع مسئله اختلاف دارند، اما در اصل مسئله اختلافی ندارند و در نتیجه، اصل مصلوب شدن مسیح، امری متواتر و قطعی است.
اما در یک نگاه برون دینی، به طور قطع، گزارش اناجیل نمی تواند چنین اثربخشی برای یک مستمع بدون پیش زمینه ذهنی داشته باشد؛ چنان که بسیاری از گزاره های درون دینی ما نمی تواند برای پیروان دیگر ادیان به عنوان حادثه ای که قطعاً رخ داده، تلقی گردد.
در واقع، تواتر تاریخی به شکل عام و تأثیرگذار برای مخاطب، بدون پیش زمینه ذهنی، تنها در شرایط خاص و بر اساس ضوابط معینی اثربخشی دارد؛ نه در هر وضعیت و موقعیتی. در نتیجه، اموری از قبیل مصلوب شدن مسیح، نمی تواند برای ما غیر مسیحیان، دارای یند تاریخی متواتر تلقی گردد. البته نفس تفاوت ها و اختلافات، به روشنی دلیل بر آن هستند که این نقل ها، از دقت کافی برخوردار نیستند و به طور دقیق، قابلیت استناد درون دینی را نیز ندارند و چه بسا بتوان بر تواتر اجمالی حادثه هم خدشه هایی را وارد ساخت؛ زیرا از این تشتت و پریشانی در تعابیر، چه بسا تنها اصل مصلوب شدن یک فرد اثبات شود، نه مصلوب شدن مسیح؛ چیزی که به نوعی با ادعای مسلمانان هماهنگی دارد.






